
تبیین کیفیت تعلق جعل به ماهیات
تحلیل دیدگاه اصالت ماهیت و نسبت آن با واقعیتهای خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت در مسئله جعل میپردازند. بحث با تحلیل کیفیت ادراک نفس و معیت معلوم بالذات با آن آغاز میشود و با استفاده از مثالهای ملموس، چگونگی شکلگیری صور ذهنی و تمثلهای مثالی بررسی میگردد. در ادامه، با استناد به نمونههای قرآنی و تجربیات عرفانی، تفاوت میان تصورات ذهنی محض و واقعیتهای مثالی تبیین میشود تا مشخص گردد چگونه قائلین به اصالت ماهیت، بدون قائل شدن به وجود خارجی برای اشیاء، برای آنها نوعی تعین و واقعیت قائل هستند. در نهایت، استاد با نقد و بررسی این دیدگاه، نسبت میان وجود حقیقی حضرت حق و تعینات ماهوی ماسویالله را روشن کرده و تفاوت میان وجود اعتباری و وجود حقیقی را برای مخاطب ترسیم میکنند تا مسیر برای ورود به بحث اصلی یعنی تعلق جعل به وجود هموار شود.
تبیین کیفیت تعلق جعل به ماهیات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت در مسئله جعل میپردازند. بحث با تحلیل کیفیت ادراک نفس و معیت معلوم بالذات با آن آغاز میشود و با استفاده از مثالهای ملموس، چگونگی شکلگیری صور ذهنی و تمثلهای مثالی بررسی میگردد. در ادامه، با استناد به نمونههای قرآنی و تجربیات عرفانی، تفاوت میان تصورات ذهنی محض و واقعیتهای مثالی تبیین میشود تا مشخص گردد چگونه قائلین به اصالت ماهیت، بدون قائل شدن به وجود خارجی برای اشیاء، برای آنها نوعی تعین و واقعیت قائل هستند. در نهایت، استاد با نقد و بررسی این دیدگاه، نسبت میان وجود حقیقی حضرت حق و تعینات ماهوی ماسویالله را روشن کرده و تفاوت میان وجود اعتباری و وجود حقیقی را برای مخاطب ترسیم میکنند تا مسیر برای ورود به بحث اصلی یعنی تعلق جعل به وجود هموار شود.
تبیین کیفیت تعلق جعل به ماهیات
8پس نتیجۀ صحبتی که در این جلسه مطرح شد این است که قائلین به اصالة الماهیه قائل هستند به اینکه یک نوع واقعیتی به صور و اشباح مختلف در عالم شهادت وجود دارد که آن واقعیت حصّه و سهمی از وجود ندارد بلکه اطلاق وجود بر آنها بهخاطر ضیق خناق است، لغتی دیگر ما پیدا نکردیم. وقتی که میگوییم: زیدٌ موجودٌ در واقع باید بگوییم: زیدٌ متعینٌ نباید بگوییم: موجودٌ، منتها از باب ضیق در عبارت و قلّت الفاظ و قلّت وضع آمدیم وجود را استعمال کردیم ولی بین این وجود و وجود حقیقی، فرق بینَ الأرض و السّماء هست! این وجود اعتباری است و آن وجود، وجود حقیقی است.
وجود حضرت احدیت، وجود حقیقی است و اطلاق وجود بر او اولاً و بالذات است، اطلاق وجود بر اینها ثانیاً و بالعرض و المجاز است، نهاینکه ثانیاً و بالعرض به تبع به آن وجود بالذات باشد.
مثلاً مسئله در حرکت ید و مفتاح هردو حرکت، حرکت ذاتی است منتها جنبۀ رتبی دارد، وقتی که یک ید آب را برمیدارد، الآن این آب را من حرکت میدهم، این حرکت اولاً و بالذات مربوط به ید است، ثانیاً و بالعرض برای این ظرف است، منتها این عرض، اعتبار نیست بلکه این عرض خودش از مقولات عرضیه است که جنبۀ واقعیت دارد یعنی جنبۀ وجود دارد. اگر شما دست مرا نبینید، واقعاً این را متحرک میبینید. الآن متحرک است دیگر، الآن اینهم حرکت میکند، الآن این دارد ده یا بیست سانت مابینالجهتین حرکت میکند. پس در اینجا بااینکه یک حرکت وجود دارد، آن حرکت اولاً و بالذات برای ید است، ثانیاً و بالعرض مربوط به این ظرف است ولی این حرکت بر این واقعیت دارد.
قائلین به اصالة الماهیة میگویند که وجود اولاً و بالذات برای حضرت احدیت و مبدأ است، ثانیاً و بالعرض اصلاً معنایی ندارد؛ بالمجاز مربوط به اشباح و ماهیات است، نه بالذات و مثل حرکت در این نیست. لذا وجود در اینجا اعتباری میشود، پس این اشیاء خارجی چه هستند؟! اینها متعین و مشخَّص هستند و این اشیاء خارجی که متعین و مشخَّص هست لا ربطَ بینه و بین الله تعالی بِحَسبِ وجودِه و بِحَسبِ ذاتِه و بِحَسبِ سِنخیةِ شَواکلِه بَل الله تعالی خَلَقَها و رَزَقَها و أوجَدَها و أدامَ بَقائَها و نسبت به سایر عوارض که بر این مترتب است.
