
تبیین کیفیت تعلق جعل به ماهیات
تحلیل دیدگاه اصالت ماهیت و نسبت آن با واقعیتهای خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت در مسئله جعل میپردازند. بحث با تحلیل کیفیت ادراک نفس و معیت معلوم بالذات با آن آغاز میشود و با استفاده از مثالهای ملموس، چگونگی شکلگیری صور ذهنی و تمثلهای مثالی بررسی میگردد. در ادامه، با استناد به نمونههای قرآنی و تجربیات عرفانی، تفاوت میان تصورات ذهنی محض و واقعیتهای مثالی تبیین میشود تا مشخص گردد چگونه قائلین به اصالت ماهیت، بدون قائل شدن به وجود خارجی برای اشیاء، برای آنها نوعی تعین و واقعیت قائل هستند. در نهایت، استاد با نقد و بررسی این دیدگاه، نسبت میان وجود حقیقی حضرت حق و تعینات ماهوی ماسویالله را روشن کرده و تفاوت میان وجود اعتباری و وجود حقیقی را برای مخاطب ترسیم میکنند تا مسیر برای ورود به بحث اصلی یعنی تعلق جعل به وجود هموار شود.
تبیین کیفیت تعلق جعل به ماهیات
2شخص متصور وقتی که یک صورت ذهنی در نفسش نقش میبندد حکم به وجود خارجی برای این صورت ذهنی نمیکند، تا وقتی که آن صورت ذهنی را در خارج محقق کند، وقتی که صورت ذهنی را با خارج محقق کرد و به آن نقشه و خریطهای که صورت ذهنی او بود نگاه کرد یعنی منطبقٌ علیه صورت ذهنی او بود آنوقت میگوید که این نقشۀ من وجود خارجی دارد، نگاه کن. شما به آن نقشی که کشیده نگاه میکنید مثلاً اطاق، هال، دیوار، حیاط، درخت، حوض، طاقچه، کمد، بالکن و دیوار کشیده است، تمام اینهایی که شما نگاه میکنید میگوید که این همانی است که من برای شما کشیدم و حکم به اتحاد بین معلوم بالذات و بین معلوم بالعرض [یعنی] آنچه که الآن در این خریطه تعیین کرده است میکنید. حالا هنوز این نقشه و این خریطه صورت عینی خارج ندارد و نرفته آن منزل را بسازد بلکه فقط در عالم نقشه و در عالم نقش این صورت خارجی پیدا کرده است.
بنابراین آن شخصی که خوابی را میبیند و در خواب با فردی ملاقات میکند وقتی که صبح از خواب برمیخیزد یک واقعیتی را در وجود خودش احساس میکند، آن واقعیت عبارت از اتحاد بین معلوم بالذات و معلوم بالعرض در عالم مثال است. دقت کنید داریم به مطلب میرسیم!
علت دعوت به کتمان خواب حضرت یوسف، توسط حضرت یعقوب
مثلاً برای شما خواب و رؤیا را بیان میکند:
﴿إِذۡ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَٰٓأَبَتِ إِنِّي رَأَيۡتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوۡكَبٗا وَٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ رَأَيۡتُهُمۡ لِي سَٰجِدِينَ﴾.1
رؤیا دیده است، خب این رؤیایی را که آمده بیان بکند چرا شما تصورات ذهنی را برای یک نفر بیان نمیکنید؟! چون آن صورت ذهنی است. منبابمثال همه، ازجمله خود من، در عالم تصور و در عالم خلق ذهنی تصور کنید که الآن یازده ستاره و قمر و شمس در حال سجده افتادند و برای من دارند الآن سجده میکنند، یا برای هرکدامتان دارند سجده میکنند، شما تا من این را گفتم تصور کردید، خب حالا این را میروید بیان بکنید؟! نه، چرا بیان نمیکنید؟! چون صورت خارجی ندارد و حکم به اتحاد نمیکنید، خلق ذهن است، درست شد؟! تمام چیزهایی را که ما میرویم نقل میکنیم همه مثل همین است ها، منتها خیال میکنیم صورت خارجی دارد بلکه همه یافتههای ذهن است! این با من بد است، این با من خوب است، این پشت سر من حرف زد، این چهکار کرد، همۀ اینها تخیلات است، صدتایکغاز هم نمیارزد! 99 تا خراب است، حال یکی از آن اگر [صحیح باشد].
- . سوره یوسف (١٢) آیه ٤. افق وحی، ص 322:
«زمانی که یوسف به پدرش عرض کرد: ای پدر، من در خواب دیدم که یازده ستاره و نیز خورشید و ماه در برابرم به سجده افتادند.»
- . سوره یوسف (١٢) آیه ٤. افق وحی، ص 322:
