
تبیین کیفیت تعلق جعل به ماهیات
تحلیل دیدگاه اصالت ماهیت و نسبت آن با واقعیتهای خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت در مسئله جعل میپردازند. بحث با تحلیل کیفیت ادراک نفس و معیت معلوم بالذات با آن آغاز میشود و با استفاده از مثالهای ملموس، چگونگی شکلگیری صور ذهنی و تمثلهای مثالی بررسی میگردد. در ادامه، با استناد به نمونههای قرآنی و تجربیات عرفانی، تفاوت میان تصورات ذهنی محض و واقعیتهای مثالی تبیین میشود تا مشخص گردد چگونه قائلین به اصالت ماهیت، بدون قائل شدن به وجود خارجی برای اشیاء، برای آنها نوعی تعین و واقعیت قائل هستند. در نهایت، استاد با نقد و بررسی این دیدگاه، نسبت میان وجود حقیقی حضرت حق و تعینات ماهوی ماسویالله را روشن کرده و تفاوت میان وجود اعتباری و وجود حقیقی را برای مخاطب ترسیم میکنند تا مسیر برای ورود به بحث اصلی یعنی تعلق جعل به وجود هموار شود.
تبیین کیفیت تعلق جعل به ماهیات
1درس چهارصد و نود و یکم
تعلق جعل به ماهیات بنا بر قائلین به اصالة الماهیه (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
دربارۀ جعل عرض شد خدمت رفقا تا آنجایی که من یادم هست اگر یادم نرفته باشد، دو سه روز که فاصله میافتد آدم همه چیز یادش میرود، هروقت دیدید صحبتها عوض و بدل شد تذکر بدهید! خلاصه ما به بیراهه نرویم!
مطلب تا آنجایی که در ذهنم هست به اینجا منتهی شد که بنا بر قائلین به اصالت ماهیت کیفیت تعلق جعل به ماهیت نظیر اشباح و مثالی است که فرد شبحی را مشاهده میکند بدون اینکه شبح وجود خارجی داشته باشد. اگر درنظر رفقا باشد عرض کردم که بین شبحی که مشاهده میشود و بین آن صورت ذهنی فرق این است که در صورت ذهنی شخص متصور حکم به وجود خارجی آن صورت ذهنی را نمیکند ولی انسان در تمثل آن صورت ذهنی خارجی و در تعین آن صورت ذهنی به شبح خارجی آن وجود خارجی را تصور میکند.
ادراک نفس، قائم به علم ذاتی او
مکاشفه بودن بسیاری از تشرفات منقوله خدمت امام زمان علیهالسّلام در کتاب نجم الثاقب
افرادی که اینها مکاشفاتی برایشان پیدا میشود ممکن است این مکاشفات بهنحوی باشد که قدرت تشخیص وجود خارجی از وجود مثالی از آنها سلب شود. مرحوم آقای انصاری ـ رضوان الله تعالی علیه ـ میفرمودند که بسیاری از حکایاتی را که مرحوم حاجی نوری در نجم الثاقب راجع به تشرف افراد به خدمت امام زمان علیهالسّلام نقل میکنند، ـ نود درصد اینها ـ همه مکاشفه بوده و وجود خارجی نداشته است و از آنجایی که ادراک نفس قائم به علم ذاتی اوست نه قائم به معلوم بالعرض هیچ فرقی از نقطهنظر ادراک نفس بین مشاهدۀ معلوم بالعرض و معلوم بالذات در خود نفس، از نقطهنظر کیفیت نفسانی و وجود ذهنی ندارد.
معیت معلوم بالذات با نفس در وجود ذهنی
در بحث وجود ذهنی رفقا یادشان هست عرض کردیم آنچه که با نفس معیت دارد معلوم بالذات است نه معلوم بالعرض. معلوم بالعرض وجود خارجی دارد و آن وجود خارجی مربوط به هویت خود اوست و هیچ ارتباطی با رائی و مشاهِد ندارد، آنچه که ارتباط دارد و موجب ربط بین رائی و معلوم بالعرض خارجی است آن عبارت از آن صورت ذهنیه است، آن صورت ذهنیه است که نفس در انطباق با آن معلوم بالعرض حکم به اتحاد میکند. پس نکتۀ در تعین شبح و صورت ذهنی و تشخصش، اتحاد بین معلوم بالذات و معلوم بالعرض است. اگر ذهن حکم به اتحاد بین معلوم بالذات و معلوم بالعرض کرد حکم به وجود خارجی معلوم بالعرض هم میکند و اگر نفس، حکم به اتحاد بین معلوم بالذات با معلوم بالعرض نکرد، حکم به وجود ذهنی برای معلوم بالذات میکند.
