اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تعلق جعل به ماهیت در پرتو اصالت وجود

تبیین چگونگی تصرف در ذات برای تحقق ماهیات خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه تعلق جعل و اراده الهی به موجودات می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که اگر وجود، حقیقت بسیط و غنی از جعل است، پس اراده فاعل به چه چیزی تعلق می‌گیرد؟ استاد با نقد دیدگاه‌های رایج، توضیح می‌دهند که جعل نه به خودِ وجود، بلکه به ماهیت تعلق می‌گیرد؛ به این معنا که فاعل برای ایجاد تعینات و حدود، در حقیقتِ وجود تصرف می‌کند. در این مسیر، با استفاده از مثال‌های عرفی، روشن می‌شود که چگونه ماهیات به عنوان صورت‌های وجودی، بدون انفصال از ذاتِ بسیط حق، در خارج محقق می‌شوند. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که تمامی ظهورات و کثرات، در عینِ تمایز، قائم به ذات احدیت هستند و هیچ‌گونه جدایی و بیگانگی میان علت و معلول وجود ندارد. این بحث، گره‌های ذهنی پیرامون تقابل اصالت وجود و اصالت ماهیت را می‌گشاید.

تعلق جعل به ماهیت در پرتو اصالت وجود

6
  • مذمت استفادۀ از گل‌‌های مصنوعی در منزل

  • گاهی اوقات بعضی از این مجسمه‌ها هست که آن‌قدر طبیعی است که انسان اصلاً شک می‌کند که واقعیت دارد! این گل‌های قلابی [مصنوعی] را دیده‌اید که برای داخل خانه‌ها درست می‌کنند و می‌فروشند؟! این‌قدر از این گل‌های قلابی [مصنوعی] بدم می‌آ‌ید که می‌گویم: اگر یک برگ خشک در اطاق آدم باشد بهتر است از این دسته‌گل‌هایی است که مجازی و فلان است و در خیابان‌ها می‌فروشند! گاهی اوقات اینها از نظر ظاهری این‌قدر طبیعی است! اصلاً روح ندارد و وقتی انسان بو می‌کند می‌بیند که این کاغذ است! این‌قدر طبیعی است!

  • تعلق جاعل به ماهیت به معنای تصرف جاعل در ذات خود به تغییرات و تحولات

  • خب این مومی که الآن به این شکل‌های مختلف درآمده است، چه مسئله‌ای در این موم ایجاد شده است؟! موم ایجاد شده یا شکل موم ایجاد شده است؟! شکل موم. شکل موم که ماهیت است! پس جعل به ماهیت خورده است، نه به خود موم! منتها این جعلی که به ماهیت خورده است، از آنجایی که خود ماهیت چیز مشت‌پرکن نیست که جاعل به آن تعلق بگیرد، جاعل موم را دست‌کاری می‌کند! دست‌کاری می‌کند و برای آن پا، دم، سر، یال و کوپال می‌گذارد و تبدیل به یک اسد می‌کند! این دست‌کاری کردن در موم؛ یعنی ماهیت درست کردن! خیال می‌کنم که دیگر رفقا مسئله را متوجه شده باشند که چطور ماهیتی که این‌همه سروصدا هست که ماهیت امر عدمی است و قابل چیز نیست، به این ماهیت لباس وجود پوشاندیم! به چه نحو؟! به این نحو که تعلق جاعل به ماهیت به معنای تصرف جاعل در ذات خود به تغییرات و تحولات است!

  • مستحیل بودن تغییر و تحولات بدون تصرف در ذات

  • حالا آیا آن تغییرات و تحولات بدون تصرف در ذات ممکن است؟! نه، مستحیل است! چرا؟! چون عرض قائم به موضوع است و بدون موضوع که عرض نمی‌شود! موضوع برای این عرض ما که حالا ماهیت است، موضوع برای عرض ما در عالم اراده و مشیت فاعل چیست؟! آن موضوع چیست؟! آن همان وجود خودش و وجود ذات است! آن وجود ذات در عین اطلاقی که دارد، تغییر و تبدل را هم می‌پذیرد چون در ذات در عین اطلاق خودش، این تغییرات و تحولات هست؛ یعنی ذات در اینجا دو کار در کنار هم انجام داده است؛ یکی اینکه به‌هیچ‌وجه من‌الوجوه خودش و ذات خودش را از آن مرتبۀ اطلاقی و مرتبۀ لا حدی و لا رسمی تنازل نداده است! من در آن مقام اطلاقی خودم باقی هستم. چرا؟! چون ذات قید برنمی‌دارد! حقیقت ذات که حقیقت وجود است، قید برنمی‌دارد؛ یعنی وقتی که این ذات را نگاه کنید، فرض کنید که یک چیز در دست من هست، این را که نگاه کنید قید و حد و رسم ندارد! در عین ‌اینکه حد و رسم ندارد، ظهورات و بروزات خارجی در خود همین ذات پیدا می‌شود. حالا با توجه به این قضیه، آیا می‌توانیم بگوییم که این ظهورات و بروزات خارجی جدای از ذات هست؟! دیگر نمی‌توانیم این حرف را بزنیم.