اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تعلق جعل به ماهیت در پرتو اصالت وجود

تبیین چگونگی تصرف در ذات برای تحقق ماهیات خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه تعلق جعل و اراده الهی به موجودات می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که اگر وجود، حقیقت بسیط و غنی از جعل است، پس اراده فاعل به چه چیزی تعلق می‌گیرد؟ استاد با نقد دیدگاه‌های رایج، توضیح می‌دهند که جعل نه به خودِ وجود، بلکه به ماهیت تعلق می‌گیرد؛ به این معنا که فاعل برای ایجاد تعینات و حدود، در حقیقتِ وجود تصرف می‌کند. در این مسیر، با استفاده از مثال‌های عرفی، روشن می‌شود که چگونه ماهیات به عنوان صورت‌های وجودی، بدون انفصال از ذاتِ بسیط حق، در خارج محقق می‌شوند. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که تمامی ظهورات و کثرات، در عینِ تمایز، قائم به ذات احدیت هستند و هیچ‌گونه جدایی و بیگانگی میان علت و معلول وجود ندارد. این بحث، گره‌های ذهنی پیرامون تقابل اصالت وجود و اصالت ماهیت را می‌گشاید.

تعلق جعل به ماهیت در پرتو اصالت وجود

7
  • عدم اختفاء حقیقت ذات

  • اینجاست که عرفا و حکماء متأله یا در بعضی از کلمات اهل صوفیه هست که حقیقت ذات هیچ‌وقت مخفی نبوده است تااینکه به ظاهر و صورت دربیاید برای این مسئله است؛ یعنی ذات هیچ‌وقت جدای از ظهورات نبوده است تااینکه بخواهد خود را به این ظهورات بنمایاند و این ظهورات از او تراوش پیدا بکند! هرچه هست در خودش هست! هرچه هست در ذات خودش هست! فرض کنید که این مقدار آب را در این ظرف می‌ریزم، این آب الآن از یک ذراتی تشکل پیدا کرده است و این ذرات تراکم پیدا کرده‌اند تا این وزن را به‌وجود آورده‌اند، فرض کنید الآن این پنجاه گرم وزن دارد و این پنجاه گرم هم هوا نیست بلکه این پنجاه گرم همین مولکول‌های مائیه است. آیا این ذراتی که الآن در اینجا هستند، ـ البته از باب تشبیه می‌گویم ـ هرکدام از اینها خودشان را جدای از دیگری می‌دانند؟ اگر آزمایشگاهی باشد و این را در آنجا خالی کنم و بعد آن آزمایشگاه این آب را به ذرات ما لا نهایة تجزیه و تقسیم کند، هرکدام از این ذرات خودشان را از دیگری جدا می‌دانند! اما می‌توانند خودشان را از این ظرف هم جدا ببینند؟! نمی‌توانند. در عین این‌که این خودش را از این جدا می‌بیند، درعین‌حال در این ظرف هست و جدای از این ظرف نیست! برای تقریب گفتم. در عین اینکه آن ذره باز خودش را از آن جدا می‌بیند، باز در این ظرف هست! ذرۀ سوم باز در این ظرف هست! ذرۀ چهارم باز در این ظرف هست، همه در این ظرف هست! صد هزار ذره هم باشد، باز در این ظرف هست!

  • ذات احدیت در مقام جعل چیزی را از خود بیرون نرانده و چیزی را از خود اخراج نکرده و چیزی را از خود به بیرون هُل نداده است تااینکه بین آن وجود [و او فاصله بیفتد]. آن آقا می‌گوید: خدا موجود است و این چوب کبریت هم موجود است؟! خب بله، خیال کرده است که حالا چون اسم وجود را بر این گذاشتیم، آن عظمت خدا مانع می‌شود از اینکه این چوب کبریت جدای از او باشد، اتفاقاً عظمت خدا دلیل بر این است که این چوب کبریت هم از همان است! این چوب کبریت هم ازجملۀ خود آن ذات است و جدای از آن نیست و اگر نباشد، آن عظمت نیست. خدا را در ذهن خودش برای خودش این‌طور ترسیم می‌کند.