
لطافت سرّ و ادراک حقیقت وجود
تفاوت نگاه به وجود و ماهیت در سیر عقلانی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «لطافت سرّ» در ادراک حقیقت وجود میپردازند. بحث با این محور آغاز میشود که برای رسیدن به حقیقت توحید، انسان باید از نگاه محدود به ماهیت و قیود اشیاء عبور کند. استاد با تفکیک میان سیر عقلانی و سیر نفسانی، توضیح میدهند که چگونه عقل با رفض کثرات و عبور از حدود، میتواند خود را به حقیقت واحدۀ وجود نزدیک کند. در ادامه، به نقد دیدگاه کسانی پرداخته میشود که جعل را متعلق به ماهیت میدانند و با استدلالهای دقیق عقلی، تفاوت وجود علّی و معلولی را بدون نیاز به انضمام ضمائم تبیین میکنند. در نهایت، این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که ماهیت، حکایتگرِ وجود است و همانند سایه، قوام مستقلی در برابر حقیقت وجود ندارد؛ بنابراین، ادراک صحیح هستی، نیازمند سلب محدودیتهای ذهنی و رسیدن به نگاهی است که در آن، حقیقت وجود در تمامی مراتب، واحد دیده شود.
لطافت سرّ و ادراک حقیقت وجود
8این لواحق عرضیه نیست اینها معانی مقومۀ برای امکان هستند. بنابراین به خود امکان برمیگردند اما لواحق عرضیه به امکان برمیگردند بهلحاظ وجود. حالا قبلاً مطالبش عرض شد.
و أما ثالثاً فَلأنَّ قولَه ماهیةُ السخونةِ إذا لَم یتوَقَّف على شرطٍ و علةٍ یَجبُ دوامُ وجودِها لأنَّ الفاعلَ فیّاضٌ أبداً و الماهیةُ قابلةٌ دائماً فَیَجِب دوامُ الفیض غیر موجه و لا صحیح.
جواب سوم: ایشان که فرمودند: اگر متوقف بر شرط و علت نباشد باید همیشه دائم باشند بنابراین چون از ناحیۀ پروردگار و مبدأ اعلیٰ فیض ابدی است، این یک و دوم: ماهیت هم قابلیت ابدی دارد پس باید همیشه ماهیت سخونت موجود باشد.(30 از اینجا استفاده کردند بر اینکه خود ماهیت سخونت خودش فیحدّنفسه شرایط تحقق ماهیت از ناحیۀ علت افاضه میشود و این صحیح نیست.
فإنَّ القائلَ بِأنَّ أثرَ الجاعلِ هو وجودُ الماهیةِ لا نفسها لَم یَذهَب إلى أنَّ المعلولَ إذا کانَ نفسَ الوجودِ یلزم ذلکَ أن یکونَ لِلماهیةِ قوامٌ و تحصلٌ دونَ الوجودِ.
کسی مثل شما که گفته است: جاعل اثرش وجود ماهیت است، نه خود ماهیت، منظور از کسی که قائل است بر اینکه اثر جاعل وجود ماهیت است نه خود ماهیت، چون جعل به خود ماهیت تعلق نمیگیرد و خود ماهیت در وعاء تقرر خودش ثابت است، جعل میخواهد به چه تعلق بگیرد؟! ماهیت عبارت از حدود و قیود یک امر خارجی است و به حدود و قیود امر خارجی که جعل تعلق نمیگیرد چون آن حد و قید امر خارجی أمرٌ ثابتٌ. چه ماهیت موجب تحقق خارجی این حدود بشود یا نشود، خود این حد در وعاء خودش حد است! خود این قید در وعاء خودش قید است، چه در خارج محقق شود یا نشود. دودوتا چهارتا است این دودوتا چهارتا که جعل به آن تعلق نمیگیرد! چه این چهارتا را من در خارج محقق بکنم یا نکنم. الآن این کتاب بهاضافۀ این ضبط با این لیوان میشود: چهارتا. خب من میگویم: الآن من چهارتا شیء در خارج بهوجود آوردم. این را در کنار این و این را در کنار این قرار دادهام. یااینکه نه، اصلاً این امر را در خارج محقق نکنم، باز دودوتا چهارتا خودش هست. چه این دودوتا چهارتا صورت خارجی پیدا بکند یا پیدا نکند! چه آن شاکلۀ غنم در خارج محقق شود یا نشود، باز غنم غنم است؛ الغنمُ حیوانٌ له هذه الخاصیة و هذه الأعراض و هذه الجواهر و هذه الکم و الکیف و امثال ذلک چه در خارج این غنم محقق بشود و جنابعالی آن را بخرید و ذبح کنید و دوستانتان را اطعام کنید یااینکه در خارج هم محقق نشود باز غنم غنم است پس جعل به ماهیت تعلق نمیگیرد. منظور افرادی که میگویند: اثر جعل وجود ماهیت است، نه خودش، این نیست که معلول اگر خود وجود باشد لازمهاش این است که ماهیت قوام و تحصلی جدای از وجود داشته باشد، منظور اینها این نیست بلکه منظور اینها این است که وجود ماهیت عبارت از وجود است نهاینکه وجود یک امری جدا است و ماهیت یک امری جدا است و هرکدام برای خودشان یک قوامی دارند.
