اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «وحدت در کثرت» و نسبت میان تشخصات خارجی با وجود اطلاقی و بسیط حق‌تعالی می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه وجود و تفاوت آن با مفاهیم ذهنی آغاز شده و با نقد دیدگاه‌های رایج درباره تشخص، به این نتیجه می‌رسد که وجود در عین اطلاق و صرافت، دارای تشخص ذاتی است. در ادامه، استاد با استفاده از مثال‌های عرفانی و فلسفی، چگونگی جمع شدن تشخصات ممکنات با وجود نامتناهی الهی را شرح می‌دهند؛ به‌گونه‌ای که ظهور کثرات در عالم، نه موجب نقص در وجود حق می‌شود و نه دوئیت حقیقی ایجاد می‌کند. در نهایت، ایشان با پیوند دادن این مباحث نظری به ساحت عمل و اخلاق، تبیین می‌کنند که چگونه درک صحیح از توحید افعالی و حقیقت وجود، ریشه انانیت، تفرعون و نزاع‌های اجتماعی را می‌خشکاند و نگاه انسان را به هستی و جایگاه خود در عالم دگرگون می‌سازد.

وحدت در کثرت و حقیقت وجود

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «وحدت در کثرت» و نسبت میان تشخصات خارجی با وجود اطلاقی و بسیط حق‌تعالی می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه وجود و تفاوت آن با مفاهیم ذهنی آغاز شده و با نقد دیدگاه‌های رایج درباره تشخص، به این نتیجه می‌رسد که وجود در عین اطلاق و صرافت، دارای تشخص ذاتی است. در ادامه، استاد با استفاده از مثال‌های عرفانی و فلسفی، چگونگی جمع شدن تشخصات ممکنات با وجود نامتناهی الهی را شرح می‌دهند؛ به‌گونه‌ای که ظهور کثرات در عالم، نه موجب نقص در وجود حق می‌شود و نه دوئیت حقیقی ایجاد می‌کند. در نهایت، ایشان با پیوند دادن این مباحث نظری به ساحت عمل و اخلاق، تبیین می‌کنند که چگونه درک صحیح از توحید افعالی و حقیقت وجود، ریشه انانیت، تفرعون و نزاع‌های اجتماعی را می‌خشکاند و نگاه انسان را به هستی و جایگاه خود در عالم دگرگون می‌سازد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

وحدت در کثرت و حقیقت وجود

10
  • اینهایی که سر انسان را بر دار می‌زنند فهم ندارند، جهل دارند. اگر جهل نداشتند می‌آمدند نسبت به مطالب بزرگان مثل ملاصدرا سجده می‌کردند و می‌فهمیدند که مسئله از چه قرار است؟! روی این حساب آن وجود...

  • تلمیذ: الآن جعل تعلق به صیرورت گرفت نه به ماده.

  • استاد: صیروت که اصلاً نسبت و اعتبار است و اصلاً معنا ندارد. آن در مقام اقتضاء هست. ببینید بعد از اینکه وجود ماهیت پیدا کرد و مشخص شد حالا متکلم می‌گوید: زیدٌ موجودٌ ولی شما در صیرورت...

  • استقرار صور اشیاء در وعاء علم پروردگار

  • تلمیذ: وقتی که جعل را اراده معنا می‌کنید.

  • استاد: اراده به ماهیت؛ یعنی همین وجود را تبدیل به این کردن. یعنی جعل به ماهیت که تعلق می‌گیرد یعنی در ذهن خدا ـ حالا اسمش را ذهن بگذاریم غلط است ـ یعنی در علم پروردگار صور اشیاء همه در وعاء خودش مستقر است. آن صورت را که می‌خواهد وجود بدهد، آن وجود بالصرافه را، چون غیر از وجود بالصرافه که چیز دیگری نیست، به همان تقید صوری درمی‌آورد پس منظور خدا از این تقید چیست؟! آن صورت است. آن صورت در خارج بخواهد نقش ببندد حالا وقتی که نقش بست ما می‌گوییم: زیدٌ موجودٌ. حالا بین زید و موجودٌ ما نسبت برقرار می‌کنیم والا خدا که برقرار نکرد. خدا فقط در این وجود تصرف کرد و این تصرف خدا در این وجود به چه لحاظی است؟! به‌لحاظ آن صورت است. حالا چه وجود مجرد باشد یا وجود شبه مجرد باشد مثل مثال یا وجود مادی باشد مثل زمانیات، آن تصرفی که می‌خواهد در وجود بکند به چه نیت و اراده‌ای است؟! به ارادۀ آن صورت است. حالا اگر خدا اراده بکند که زید درست کند آیا می‌شود یک‌دفعه عمرو از کار دربیاد؟! نمی‌شود. ما وَقَع یعنی آنچه که در خارج روی داده خلاف ما یُراد انجام می‌شود. بنابراین اراده‌ای که می‌خواهد این ماهیت زید را در خارج موجود کند چه اینکه بگوییم: ماهیت زید را می‌خواهد در خارج موجود کند و چه اینکه بگوییم: وجود خاص را می‌خواهد در خارج موجود کند، هردو یکی است. ماهیت بدون زید معنا ندارد و در کتم عدم هست؛ لا لیسٌ و لا أیسٌ! پس اینکه خدا می‌خواهد این وجود را به صورت دربیاورد این وقتی که به صورت دربیاید آن موقع ما می‌گوییم: صارَ زیدٌ موجوداً یعنی صارَ الماهیةُ زیداً! هذا شیءٌ فی شیئیَّتِه صارَ موجوداً در شیئیتش یعنی در همان وجود خارجی صارَ موجوداً مثل شخصی که یک خمیر و مومی را در دست می‌گیرد و می‌خواهد این موم را تبدیل به حیوان کند. این موم که الآن در دستش هست به هر کیفیتی که دربیاورد یک ماهیتی درست می‌شود. حتی دست بزند و یک فشار بدهد از آن صورت اول به‌اندازۀ یک میل خارج می‌شود پس یک ماهیت الآن برایش پیش آمد. دوباره یک فشار دیگر و همین‌طور... [مدام از صورت قبل] خارج می‌شود بعد برایش سر درست می‌کند دم درست می‌کند پا درست می‌کند وقتی که همه درست شد آن‌وقت می‌گوییم که این صورت حیوانیت در خارج الآن محقق شد. آن صورت حیوانیت را چطور خدا درست کرد؟! آیا یک‌دفعه آمد به این موم چسباند؟! اینکه نمی‌شود. باید این موم را گرفت مدام با دست چرخاند اینجا را نازک کرد، آنجا را کلفت کرد، بالای کله‌اش گوش گذاشت، زیر پاش دم گذاشت، اینجا برایش چشم گذاشت، آنجا دهان گذاشت و مدام این کارها را کرد کرد کرد تااینکه یک‌دفعه چشم باز می‌کنیم می‌بینیم عکس غنم است یک مجسمۀ غنم با این موم درست شد! این مجسمۀ غنمی که در اینجا درست شد عکس نبود که از یک جا بیاید به این موم بچسبد بلکه عمل دست آن فنّان و آن شخص عامل و فاعل بود؛ دست او آمد و آن صورت را کم‌کم برای این موم پیدا کرد. یک‌دفعه چشم‌بندی نبود که مثلاً این موم که الآن به شکل یک کره است یک‌دفعه عکس غنم بیاید به او بچسبد و تبدیل به یک غنم شود این‌طور نیست بلکه این دست و انگشتان فاعل می‌آید موم را دست‌کاری می‌کند، پهن می‌کند، نازک می‌کند، برایش سر می‌گذارد، پا می‌گذارد، شکم می‌گذارد بعد کم‌کم ده دقیقه طول می‌کشد یک‌دفعه شما نگاه می‌کنید می‌بینید یک غنم هست. حالا آن اراده‌ای که این فاعل دارد انجام می‌دهد به چه تعلق گرفته است؟! تعلق به به‌وجود آوردن موم گرفت؟! خب موم که هست. تعلق به به‌وجود آوردن غنم گرفت؟! غنمی که خارج از موم است؟! اینکه محال است. تعلق به به‌وجود آوردن غنمی که از همین موم است گرفت یعنی شکل این موم را عوض می‌کند. این جعل می‌شود؛ یعنی جعل همان اراده است تعلق به ماهیت می‌گیرد با تصرف در وجود، نه‌اینکه وجود را کنار بگذارد و بگوید: من می‌خواهم ماهیت غنم درست کنم. خب این محال است.

/