اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت حمل وجود بر ماهیت

بررسی نسبت میان جعل و ماهیت در فلسفه اسلامی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون نحوه تعلق جعل به ماهیت و کیفیت حمل وجود بر آن می‌پردازند. بحث با نقد و بررسی دیدگاه قائلین به تعلق جعل به نسبت آغاز می‌شود؛ کسانی که معتقدند چون حمل وجود بر ماهیت، ذاتی نیست، جعل نمی‌تواند مستقیماً به ماهیت تعلق گیرد. استاد با تبیین تفاوت میان حیثیت‌های تقیدیه، توقیفیه و ذاتیه، پاسخ صدرالمتألهین به این شبهه را تشریح می‌کنند. در این مسیر، ایشان مرز میان ذات واجب‌الوجود که وجود عین ذات اوست و سایر موجودات که وجود بر ماهیتشان افاضه می‌شود را روشن می‌سازند. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که حمل وجود بر ماهیت، نه به معنای ذاتی بودن آن، بلکه به واسطه حیثیت تعلیلیه و اضافه اشراقیه پروردگار است که ماهیت را مصحح حمل وجود قرار می‌دهد.

تبیین کیفیت حمل وجود بر ماهیت

3
  • وجود منسوب به پروردگار عاری از حیثیت توفیقیه و تقیدیه

  • حیثیت دوم، حیثیت توقیفیه است و او این است که شما یک امری را برای قضیه موضوع قرار بدهید و محمولی که برای او می‌آورید به‌لحاظ این معلل بودن موضوع به یک علت خارجی است؛ یعنی چون علت خارجی در اینجا موجب آن ثبوت و وجود این موضوع شده است، لذا شما برای اینجا محمول را می‌آورید. مثل اینکه بگویید: الکتابُ موجودٌ، پس در الکتابُ موجودٌ در وجودی که شما نسبت به پروردگار می‌دهید، حیثیتش حیثیت ذاتیه است و این حیثیت، نه حیثیت توفیقیه است و نه حیثیت تقیدیه است. چرا؟! چون ذات پروردگار وجودش مستغنی از علت خارجی است و احتیاج به علت ثالث ندارد! خود نفس ذات پروردگار عبارت از وجود و وجود بالصرافه است. بنابراین وجود برای ذات پروردگار مثل زوجیت برای اربعه است و مثل حیوان و ناطقیت برای نوعیت انسان است نه‌اینکه ذات پروردگار دارای ماهیتی است که وجود به آن افاضه می‌شود و مضاف به آن می‌شود! ذات واجب الوجود، از حاقّ ذات اقتضاء وجود است بلکه نفس وجود ذات است و الحقُ ماهیتهُ إنیتُّه! این نفس ماهیت عبارت از همان تقرر و ثبوت و تشخص اوست که از او تعبیر به وجود بالصرافه و بسیط الحقیقه می‌شود. لذا غیر از ذات پروردگار که حمل وجود بر ذات بدون حیثیت تقیدیه و بدون حیثیت توقیفیه است، از پروردگار که پایین بیایید، در مقام واحدیت از عقل اول پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم، وسائط برای فیض، عقول، ملائکه، عالم مبدعات، عالم صور، همین‌طور عالم کون و فساد و ماده و کثرات، تمام اینها وجود حیثیت افاضه‌ای است که بر آن ماهیت افاضه می‌شود منتها آن ماهیت یا جنبۀ مادی دارد مانند: همین کثرات عالم کون و فساد و یا جنبۀ ابداعیات دارد مانند: عالم صور ملکوت و عقول. ولی خود آنها هم دارای ماهیاتی هستند که وجود به آن ماهیات افاضه شده است همان‌طوری‌که وجود به ماهیات عالم ماده افاضه می‌شود.