
تحلیل تعلق جعل به ماهیت و وجود
بررسی نسبت میان ماهیت و هستی در فلسفه اسلامی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ادله قائلین به تعلق جعل به ماهیت و نقد آن میپردازند. بحث با تبیین تفاوت ماهیت ممکنات با ذات واجبالوجود آغاز میشود و این نکته روشن میگردد که برخلاف واجب که وجود عین ذات اوست، در ممکنات وجود زائد بر ماهیت است. در ادامه، استاد با استفاده از مثالهای ملموس و ساده، تفاوت میان مفهوم ماهیت و نحوه تحقق آن در خارج را تشریح میکنند. ایشان توضیح میدهند که ماهیت بهتنهایی هیچ اقتضایی برای وجود یا عدم ندارد و آنچه موجب تحقق و تعلق جعل میشود، انتساب ماهیت به وجود یا همان فقر وجودی است که باعث میشود عالم برای تحقق آن به کار بیفتد. این جلسه با هدف رفع ابهام از چگونگی تعلق جعل و تبیین دقیق رابطه میان ماهیت و هستی در نظام هستیشناسی فلسفی تدوین شده است.
تحلیل تعلق جعل به ماهیت و وجود
4حالا اینها چه میگویند؟ اینها میگویند که مگر سالبۀ به انتفاء موضوع ما نداریم؟ گاهی اوقات میشود که سالبۀ ما به انتفاء محمول است یعنی وقتی که میگوییم: زیدٌ لَیسَ بِموجودٍ و زیدُ لَیسَ بِکاتبٍ در اینجا زید هست و کاتب نیست اما در زیدٌ لَیسَ بِموجودٍ اشکال ندارد و در اینجا سالبه به انتفاء موضوع است و در اینجا سلب وجود از زید کردیم از زیدی که در اینجا هست. اگر قرار باشد جعل به ماهیت تعلق بگیرد وجود، ذاتی برای ماهیت میشود. وقتی که ذاتی برای ماهیت شد چطور شما سالبۀ به انتفاء موضوع در اینجا دارید؟! دیگر سلب کردن وجود از زید در اینجا صحیح نیست. زیرا خود ذات که نمیشود از ذاتیات خودش سلب بشود. اینها تصور کردند وقتی که میگوییم: جعل به ماهیت تعلق میگیرد یعنی وجود، ذاتیِ برای ماهیت میشود و چیزی که ذاتی برای شیء دیگر شد دیگر از آن شیء سلب نمیشود! مگر میشود که شما زوجیت را از اربعه سلب کنید؟! نمیشود! چون زوجیت ذاتی برای اربعه است. بله، میتوانید بگویید: الأربعةُ لَیسَ بِموجوده ولی نمیتوانید بگویید: الأربعةُ لَیسَت بِزوجٍ. میتوانید بگویید: الثَّلاثُ لَیسَت بِموجودٍ ولی نمیتوانید بگویید: الثَّلاثُ لَیسَت بِفردٍ ذاتی شیء از شیء سلب نمیشود.
بنابراین از اینجا استفاده میکنیم که جعل تعلق به ماهیت نمیگیرد چون اگر جعل تعلق به ماهیت بگیرد، دیگر نباید ماهیت را از خودش سلب کنید درحالیکه شما سلب ماهیت از خودش میکنید و میگویید: زیدٌ لَیسَ بِموجودٍ شما دارید وجود زید را از خود زید سلب میکنید. پس معلوم میشود اینکه میتوانید خود وجود زید را از زید سلب کنید، در ظرفی که زید وجود ندارد، میتوانید سلب کنید اما اگر زید وجود داشته باشد دیگر نمیتوانید سلب کنید و مثل باری تعالی میشود. زید با باری تعالی هردو یکی است الاّ اینکه وجود برای ذات باری تعالی به حیثیت اطلاقیه همیشه محمول است ولی وجود بر زید به شرط وجود محمول است نه لابشرط وجود و عدم. وقتی که زید موجود است نمیتوانید وجود را از زید سلب کنید.
