اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت وجود و مراتب آن می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه وجود بالصرافه و بساطت آن آغاز می‌شود؛ وجودی که در عین صرافت، در تمامی مظاهر و تعینات ساری و جاری است. در ادامه، ایشان با نقد برخی برداشت‌های ذهنی از مفهوم اطلاق، به بررسی نسبت میان وجود بالصرافه و وجودات محدود می‌پردازند و توضیح می‌دهند که چگونه حقیقت وجود، بدون نیاز به قیود اضافی، تمامی تعینات را دربر می‌گیرد. در این مسیر، مفاهیمی همچون حدوث ذاتی و قِدم زمانی، تفاوت میان مراتب احدیت و واحدیت، و چگونگی ظهور صفات ذاتیه در ذات باری تعالی مورد واکاوی قرار می‌گیرند. در نهایت، ایشان با تأکید بر وحدت در ذات، اسم، صفت و فعل، نتیجه می‌گیرند که تمامی مراتب وجود، ظهورات همان حقیقت واحد هستند و هیچ‌گونه انفکاکی میان ذات و صفات آن متصور نیست.

حقیقت وجود و مراتب آن

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت وجود و مراتب آن می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه وجود بالصرافه و بساطت آن آغاز می‌شود؛ وجودی که در عین صرافت، در تمامی مظاهر و تعینات ساری و جاری است. در ادامه، ایشان با نقد برخی برداشت‌های ذهنی از مفهوم اطلاق، به بررسی نسبت میان وجود بالصرافه و وجودات محدود می‌پردازند و توضیح می‌دهند که چگونه حقیقت وجود، بدون نیاز به قیود اضافی، تمامی تعینات را دربر می‌گیرد. در این مسیر، مفاهیمی همچون حدوث ذاتی و قِدم زمانی، تفاوت میان مراتب احدیت و واحدیت، و چگونگی ظهور صفات ذاتیه در ذات باری تعالی مورد واکاوی قرار می‌گیرند. در نهایت، ایشان با تأکید بر وحدت در ذات، اسم، صفت و فعل، نتیجه می‌گیرند که تمامی مراتب وجود، ظهورات همان حقیقت واحد هستند و هیچ‌گونه انفکاکی میان ذات و صفات آن متصور نیست.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت وجود و مراتب آن

6
  • پیش بهلول رفتند و شرط گذاشتند و به او گفتند: وسط زمین کجاست؟! گفت: همین‌جایی که من ایستاده‌ام! گفت: همین‌جایی که من ایستاده‌ام وسط زمین است! گفتند: از کجا می‌گویی؟! گفت: شما به این‌طرف نگاه کن غرب است و آن‌طرف را نگاه کن شرق است و آن‌طرف را هم نگاه کن شمال است و آن‌طرف جنوب است، نسبت من به تمام این چهارتا مساوی می‌شود پس من وسط زمین هستم! آن‌وقت یکی گفت: آن شخصی که کنار تو هست چطور است؟! گفت: او هم همین‌طور است. مگر زمین مدور نیست؟! نسبت او هم با این مثل نسبت این به همان است! پس هرکدام از ما که در اینجا نشسته‌ایم در وسط زمین قرار گرفته‌ایم و نشسته‌ایم. آنچه را که در عالم خواب می‌بینید، مسلّم یک واقعیتی است و خیال، توهم، اعتبار و ساخته و پرداختۀ ذهن من و شما نیست! اصلاً چیزهایی می‌بینیم که تا‌به‌حال به ذهن ما خطور نکرده است! چیزهایی در عالم خواب می‌بینیم که اصلاً تصورش را هم نمی‌کردیم! بالأخره هر تخیلی یک مقدمه‌ای لازم دارد و قبلاً زمینه‌ای دارد، مسائلی دارد که اصلاً انسان این مسائل را ادراک نمی‌کرده است.

  • ما کوچک بودیم و گاهی مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ می‌خواستند به یک مسافرت بروند، به کسی نمی‌گفتند و بالأخره یکی از بچه‌ها خواب می‌دید! گاهی اوقات می‌شد که خواب می‌دیدیم که آقاجان می‌خواهند هفتۀ دیگر روز یکشنبه به کربلا مسافرت کنند و بلیط هم گرفته‌اند و بلیط داخل آن صندوق و کمد و زیر آن کتاب است! صبح بیدار می‌شدیم و صدایمان درنمی‌آمد، وقتی که آقاجان و پدرمان در اطاق دیگر می‌رفت، به کتابخانۀ بالا می‌رفتیم و در را باز می‌کردیم و صندوق را باز می‌کردیم و زیر کتاب بلیط را بیرون می‌آوردیم و می‌دیدیم که این همان بود که ما دیده بودیم! نگاه می‌کردیم و به کسی هم نمی‌گفتیم. دو سه روز دیگر والدۀ ما ـ والده هم خبر نداشتند ـ می‌گفتند: خبر داری آقاجان می‌خواهند به مسافرت بروند؟! می‌گفتم: نه، می‌خواهند کجا بروند؟! حالا خودم رفتم دیدم!! اینجا دیگر کاری است که شده است و دیگر نمی‌شود کاری کرد، دیگر نه مقدمه‌ای و نه مؤخره‌ای!

/ 0