اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت وجود و مراتب آن می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه وجود بالصرافه و بساطت آن آغاز می‌شود؛ وجودی که در عین صرافت، در تمامی مظاهر و تعینات ساری و جاری است. در ادامه، ایشان با نقد برخی برداشت‌های ذهنی از مفهوم اطلاق، به بررسی نسبت میان وجود بالصرافه و وجودات محدود می‌پردازند و توضیح می‌دهند که چگونه حقیقت وجود، بدون نیاز به قیود اضافی، تمامی تعینات را دربر می‌گیرد. در این مسیر، مفاهیمی همچون حدوث ذاتی و قِدم زمانی، تفاوت میان مراتب احدیت و واحدیت، و چگونگی ظهور صفات ذاتیه در ذات باری تعالی مورد واکاوی قرار می‌گیرند. در نهایت، ایشان با تأکید بر وحدت در ذات، اسم، صفت و فعل، نتیجه می‌گیرند که تمامی مراتب وجود، ظهورات همان حقیقت واحد هستند و هیچ‌گونه انفکاکی میان ذات و صفات آن متصور نیست.

حقیقت وجود و مراتب آن

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت وجود و مراتب آن می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه وجود بالصرافه و بساطت آن آغاز می‌شود؛ وجودی که در عین صرافت، در تمامی مظاهر و تعینات ساری و جاری است. در ادامه، ایشان با نقد برخی برداشت‌های ذهنی از مفهوم اطلاق، به بررسی نسبت میان وجود بالصرافه و وجودات محدود می‌پردازند و توضیح می‌دهند که چگونه حقیقت وجود، بدون نیاز به قیود اضافی، تمامی تعینات را دربر می‌گیرد. در این مسیر، مفاهیمی همچون حدوث ذاتی و قِدم زمانی، تفاوت میان مراتب احدیت و واحدیت، و چگونگی ظهور صفات ذاتیه در ذات باری تعالی مورد واکاوی قرار می‌گیرند. در نهایت، ایشان با تأکید بر وحدت در ذات، اسم، صفت و فعل، نتیجه می‌گیرند که تمامی مراتب وجود، ظهورات همان حقیقت واحد هستند و هیچ‌گونه انفکاکی میان ذات و صفات آن متصور نیست.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت وجود و مراتب آن

8
  • معنای حدوث ذاتی و قِدم زمانی

  • بنابراین آن وجودی که خارج از زمان هست، این معنا معنای حدوث ذاتی و قِدم زمانی است. حدوث ذاتی است به‌خاطر اینکه یک حادثه‌ای است، واقعیتی که شما الآن آن واقعیت را در خواب می‌بینید، یک حادثه، پدیده، قضیه، ماهیت، صورت، حقیقت و یک شیئی است ‌و هر شیئی که دارای صورت است، این باید یک حدوث ذاتی داشته باشد چون آن یک روز نبوده است! این صورتی که الآن در اینجا در صندوق هست، دیروز نبوده است! پس این حدوث پیدا کرده است ولی حدوثش حدوث ذاتی است. از چه موقعی حدوث پیدا کرده است؟! از دیروز؟! دیروز که مربوط به زمان است! ما که اصلاً این قضیه را در زمان ندیدیم! این قِدم می‌شود. قِدم زمانی؛ یعنی مافوق زمان! هیچ ارتباطی به زمان ندارد اما در مرتبۀ ذاتی حدوث ذاتی می‌شود. اشیائی را که در عالم خواب و مکاشفه و امثال‌ذلک می‌بینیم، همۀ اینها دارای حدوث ذاتی و قِدم زمانی هستند البته در این مرتبه، در مراتب بالاتر یک مسائل دیگری هست. تااینکه این ظهورات وجود به یک مرتبه‌ای می‌رسد که در آن مرتبه اصلاً قِدم، قِدم ذاتی است. قدم ذاتی به معنای تساوی با وجود نیست!

  • دلیل فلاسفه برای قائل شدن به مرتبۀ مافوق نسبت به مراتب احدیت

  • اشکالی که در اینجا هست و فلاسفه به‌خاطر همین قضیه قائل به مرتبۀ مافوق نسبت به مراتب احدیت شده‌اند، آن اشکال شبهۀ اقانیم ثلاثه یا اربعه یا خمسه ـ فرقی نمی‌کند ـ درقبال اقانیم ذاتی حقیقت باری تعالی و ذات وجود است؛ یعنی اگر ما قائل به قدیم ذاتی ذات باری تعالی بشویم؛ یعنی بگوییم: وجود یک حقیقتی ازلی است و این حقیقت ازلی احتیاج به موجد و غیر ندارد، پس این عدم احتیاج به غیر به معنای قدیم ذاتی است! حالا اگر در کنار این وجود که قدیم ذاتی است، یک حقیقتی را به‌عنوان قدرت تصور کنیم، یک حقیقتی را به‌عنوان علم که همۀ اینها هم ذاتی هستند تصور کنیم، یک حقیقتی را به‌عنوان حیات تصور کنیم و یک حقیقتی را به‌عنوان وحدت تصور کنیم که تمام اینها از همان زمانی که ذات بوده است ـ از همان زمان غلط است ـ یعنی در هر مرتبه‌ای که ذات بوده است، اینها هم در همان مرتبه بوده‌اند پس لازمه‌اش این است که ما یک قدیم ذاتی تنها نداریم! یک ذات و علم و قدرت قدیم داریم و تمام اینها قدیم‌های ذاتی در کنار هم و مقابل با قدیم ذاتی خود ذات حضرت حق هستند. این اشکال است که باعث شده است که مرتبۀ آن ذات مافوق مرتبه و متمایز از مرتبۀ احدیث تصور بشود! یعنی آن مرتبۀ ذات تصور بشود و آن به‌عنوان قدیم اول و درجۀ اول و آن مرتبۀ علیا در آن بالاترین حد قرار بگیرد که دیگر مافوق او و هم‌سطح با او قدیمی وجود ندارد، بعد از آن مرتبه پایین‌تر در مرتبۀ حدوث ذاتی و قدیم زمانی اشکال ندارد! در مرتبۀ حدوث ذاتی مسائلی هست؛ قدرت و علم و حیات هست که معلول آن ذات است.

/ 260