اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق معنای حیات و وحدت در فلسفه می‌پردازند. بحث با تعریف حیات به عنوان نفسِ قوام و بقای موجودیت اشیاء آغاز می‌شود و با نقد نگاه عامیانه که حیات را منحصر در حرکت وضعی می‌داند، به این نتیجه می‌رسد که هر موجودی در عالم، از جماد تا مجردات، به میزان وجود خود از حقیقت حیات بهره‌مند است. در ادامه، استاد با تفکیک میان مفهوم عام وجود و تشخصِ جزئی آن، به این نکته ظریف اشاره می‌کنند که هر موجودی در مرتبه تشخص خود، دارای وحدتی اختصاصی است که به آن احدیت گفته می‌شود. این مباحث فلسفی در نهایت به تبیین مقام جامعیت اولیاء خدا و نحوه جمع میان تکالیف ظاهری و حقایق عرفانی در سیره معصومین، به‌ویژه در واقعه عاشورا منتهی می‌شود تا مخاطب دریابد چگونه فهم این معارف، نگاه انسان را به هستی و سایر موجودات متحول می‌کند.

تبیین حقیقت حیات و وحدت در موجودات

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق معنای حیات و وحدت در فلسفه می‌پردازند. بحث با تعریف حیات به عنوان نفسِ قوام و بقای موجودیت اشیاء آغاز می‌شود و با نقد نگاه عامیانه که حیات را منحصر در حرکت وضعی می‌داند، به این نتیجه می‌رسد که هر موجودی در عالم، از جماد تا مجردات، به میزان وجود خود از حقیقت حیات بهره‌مند است. در ادامه، استاد با تفکیک میان مفهوم عام وجود و تشخصِ جزئی آن، به این نکته ظریف اشاره می‌کنند که هر موجودی در مرتبه تشخص خود، دارای وحدتی اختصاصی است که به آن احدیت گفته می‌شود. این مباحث فلسفی در نهایت به تبیین مقام جامعیت اولیاء خدا و نحوه جمع میان تکالیف ظاهری و حقایق عرفانی در سیره معصومین، به‌ویژه در واقعه عاشورا منتهی می‌شود تا مخاطب دریابد چگونه فهم این معارف، نگاه انسان را به هستی و سایر موجودات متحول می‌کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت حیات و وحدت در موجودات

9
  • علت ممنوع بودن نگاه حقارت به هر چیزی

  • خب این وجودی که الآن اختصاص به این دارد، این وجودِ مختصِ به این شیء یک لوازمی را هم با خودش حمل می‌کند؛ قدرت دارد و شانه‌هایش قوی است و می‌تواند یک اوصافی را روی شانه‌های خودش بگذارد که ازجملۀ آنها مسئلۀ تشخص، حیات مختص، علم و وحدت است. به‌خاطر همین قضیه است که [بزرگان] می‌گویند: به بچه نگاه حقارت نکنید، بچه برای خودش یک عالَمی هست. حالا به بچه نگاه می‌کنید، می‌گویند: رهایش کن. به کسی که خیلی تشؤن و شئوناتی ندارد، می‌گویند: رهایش کن. [این درست نیست].

  • «أولیایی تَحَت قبایی لا یَعرِفُهُم غَیری»1 اشاره به همین معناست که هر چیزی در وجود و ذات خودش یک ربطی دارد و اگر انسان این معنا را بفهمد خیلی از کارهایش عوض می‌شود؛ ارتباطاتش، معاشرت‌‌هایش، اخلاق و رفتارش خیلی تغییر پیدا می‌کند و اینجاست کار مشکل می‌شود که انسان با لحاظ به این مسئله بخواهد بین مقام تکلیف و این مسائل جمع کند. این خیلی قضایا را مشکل می‌کند که از یک طرف یک مطالبی را می‌بیند و می‌خواهد به وحدت کشیده بشود و أنانیّت را دیگر کنار بگذارد، می‌خواهد این اخم‌ها را کنار بگذارد، این قهر و اینها را می‌خواهد دیگر رها کند، می‌خواهد یک آشتی بین همۀ ملل و اقوام برقرار کند، اینها همه از روایات طهارت و نجاست و اصول درنمی‌آید [بلکه] این حقایق همه از فلسفه و عرفان سرچشمه می‌گیرد و بیرون می‌آید! اینها را می‌خواهد انجام بدهد از یک طرف می‌بیند تکلیف هست که بکن، نکن، برو، بیا، بنشین، برخیز و فلان کن، اینجاست که آن مقام جامعیت برای انسان پیدا می‌شود و از آن نقاطی که احساس و ادراک می‌کند تخطی نمی‌کند و هر چیزی را در جای خودش قرار می‌دهد؛ نه زیاد و نه کم، نه از حد تعدّی می‌کند و نه به آن حد مسامحه می‌کند که به آن حد نرسد. اشدّ و اقویٰ و اولیٰ از همۀ این مفاهیم و مصادیق، وجودِ معصومین و اولیاء خدا علیهم‌السّلام است که آنها به این نقطۀ جامعیت و کمال در اینجا رسیده‌اند که توانسته‌اند بین آنچه [هست جمع کنند].

    1. . إحیاء علوم الدین، ج 14، ص 147؛ روضة المتقین، ج 9، ص 285.
/ 260