اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت حیات و وحدت در موجودات

بررسی فلسفی تشخص وجود و نسبت آن با احدیت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق معنای حیات و وحدت در فلسفه می‌پردازند. بحث با تعریف حیات به عنوان نفسِ قوام و بقای موجودیت اشیاء آغاز می‌شود و با نقد نگاه عامیانه که حیات را منحصر در حرکت وضعی می‌داند، به این نتیجه می‌رسد که هر موجودی در عالم، از جماد تا مجردات، به میزان وجود خود از حقیقت حیات بهره‌مند است. در ادامه، استاد با تفکیک میان مفهوم عام وجود و تشخصِ جزئی آن، به این نکته ظریف اشاره می‌کنند که هر موجودی در مرتبه تشخص خود، دارای وحدتی اختصاصی است که به آن احدیت گفته می‌شود. این مباحث فلسفی در نهایت به تبیین مقام جامعیت اولیاء خدا و نحوه جمع میان تکالیف ظاهری و حقایق عرفانی در سیره معصومین، به‌ویژه در واقعه عاشورا منتهی می‌شود تا مخاطب دریابد چگونه فهم این معارف، نگاه انسان را به هستی و سایر موجودات متحول می‌کند.

تبیین حقیقت حیات و وحدت در موجودات

7
  • آن‌طوری‌که در روایات نقل می‌کنند آن علی بن ابی‌حمزۀ کذا و کذا ـ لعنة الله علیه ـ وقتی که مُرد، امام رضا علیه‌السّلام فرمودند: آمدند از او سؤال کردند و خلاصه به امام هفتم و امام هشتم که رسید دیگر نمی‌دانست چه بگوید و چه جوابشان را بدهد. حضرت فرمودند: چنان گرزی بر سر او زدند که از شدت او تمام آسمان یا مثلاً زمین به لرزه درآمد و از شدت آتشش زبانه کشید و کجا را گرفت و ...!1 خلاصه این‌طور که حضرت از آن نیم‌سوزها و گرزها تعریف می‌کنند، ظاهراً مثل اینکه هیچ به ما نمی‌سازد خلاصه خوب است هرچه زودتر اقرار کنیم والاّ هوا پس می‌شود و از آن مسائل دیگر در پیش هست! خب خود مفهوم حرارت خودش یک مفهوم مشکک است. برودت همین‌طور مفهوم مشکک است. بیاض از مفاهیم مشکک است و امثال‌ذلک. ولی وجود چطور؟! وجود یعنی هستی، هست، هست. این هست مشکک است یا نه؟ نه، مشکک نیست.

  • همه هرچه هستند از آن کمترند***که با هستیش نام هستی برند2
  • این شعر از جناب شیخ مصلح الدین صحیح است ولی ایشان منظورش از این شعر همان حقیقت وجود و مصداقیت وجود و اصالت وجود است که با وجود اصالت وجود در ذات پروردگار دیگر وجودی برای ذره‌ای باقی نمی‌ماند تااینکه بخواهد در مقابل وجود پروردگار عرض‌اندام کند. این مطلب درست است ولی بحث ما در بحث مفهومی است، نه در بحث مصداقی ولی همین‌که شما از بحث مفهومی بیرون می‌آیید و یک بحث مصداقی را مطرح می‌کنید، وجودی که اختصاص به موجودیت یک شیء دارد، این وجودی که الآن با این وجود، این شیء به این کیفیت درآمده است آیا این‌هم قابل برای تسرّی است یا نه؟ نه دیگر. این وجود الآن مختص به اوست. حالا که این‌طور شد که این وجود مختص به آن وجود است بنابراین این شیء در ذات خودش تفرّد دارد و وقتی که در ذات خودش تفرّد داشت، دیگر در اینجا به این شیء چه نوع وحدتی اطلاق می‌شود که آن وحدت مناسبت با این ذات را داشته باشد؟ آن وحدت، وحدت احدیت می‌شود. پس فقط خدا احد نیست، ما هم احد هستیم.

    1. مناقب آل ابی‌طالب علیهم السلام، ج 4، ص ۳۳۷؛ بحار الأنوار، ج 4۹، ص 5۸.
    2. بوستان سعدی، باب سوم در عشق و مستی و شور، بخش ۱۸: گفتار در معنی فنای موجودات در معرض وجود باری.