اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه صفت «قدرت» در نظام هستی می‌پردازند. بحث با تعریف قدرت به عنوان تواناییِ ذات بر استدامه و ایجاد تغییر در آثار وجودی آغاز می‌شود و با استدلال بر اینکه قدرت از اوصاف انتزاعی و لاینفکِ ذات است، ادامه می‌یابد؛ به گونه‌ای که سلب قدرت از ذات، مساوق با سلب خودِ ذات است. در ادامه، استاد با عبور از مباحث انتزاعی، به نقدِ نگاهِ عرفی و خیالیِ انسان‌ها نسبت به تعلقات دنیوی و مرگ می‌پردازند. ایشان با تأکید بر اینکه بسیاری از دلبستگی‌ها و رفتارهای ما در مواجهه با حوادث، نه برخاسته از حقیقتِ وجودی، بلکه ناشی از اوهام و تخیلات نفسانی است، مخاطب را به بازنگری در نوعِ ارتباط با خود و جهان پیرامون دعوت می‌کنند. این جلسه در نهایت با تبیینِ تفاوتِ نگاهِ اولیاء الهی با نگاهِ عامیانه به هستی، به پایان می‌رسد.

ماهیت قدرت و نسبت آن با حیات و ذات

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه صفت «قدرت» در نظام هستی می‌پردازند. بحث با تعریف قدرت به عنوان تواناییِ ذات بر استدامه و ایجاد تغییر در آثار وجودی آغاز می‌شود و با استدلال بر اینکه قدرت از اوصاف انتزاعی و لاینفکِ ذات است، ادامه می‌یابد؛ به گونه‌ای که سلب قدرت از ذات، مساوق با سلب خودِ ذات است. در ادامه، استاد با عبور از مباحث انتزاعی، به نقدِ نگاهِ عرفی و خیالیِ انسان‌ها نسبت به تعلقات دنیوی و مرگ می‌پردازند. ایشان با تأکید بر اینکه بسیاری از دلبستگی‌ها و رفتارهای ما در مواجهه با حوادث، نه برخاسته از حقیقتِ وجودی، بلکه ناشی از اوهام و تخیلات نفسانی است، مخاطب را به بازنگری در نوعِ ارتباط با خود و جهان پیرامون دعوت می‌کنند. این جلسه در نهایت با تبیینِ تفاوتِ نگاهِ اولیاء الهی با نگاهِ عامیانه به هستی، به پایان می‌رسد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ماهیت قدرت و نسبت آن با حیات و ذات

8
  • یک قسم دیگری از ارتباط هم داریم و آن اینکه خود اعضاء و وسائط ظاهریه به‌واسطۀ در جریان قرار گرفتن و در محاذی با رائی قرار گرفتن، حالا چه رؤیت باشد، چه سمع باشد، چه بصر باشد، چه ذوق باشد و چه شمّ باشد، بالأخره از آن علل و اسباب و وسائط ظاهریه در اقتران و محاذای با او قرار گرفتن، یک مسئله و حالتی در این ارتباط تحقق پیدا می‌کند که آن حالت با جنبۀ روحی و ذهنی و نفسیِ مرتبط، رائی، ماسّ و ذائق؛ آن کسی که این ارتباط را انجام می‌دهد، آن جنبه ملائمت دارد. آن صورت مثالی یا صورت برزخی می‌شود.

  • بنابراین از اینجاست که فلاسفه اثبات کرده‌اند که حیثیت علم، حیثیت تجردی است و حقیقت انسان به علم است، مسئله از اینجا شروع می‌شود که هر کسی علم او بیشتر باشد، جنبۀ تجردی او بیشتر است و [علم] هر کسی کمتر باشد، کمتر است! دیگر مراتب علم و تخیلات و توهمات در اینجا پیدا می‌شود و هرچه افراد از نقطه‌نظر تجردی مراتب تجردی بالاتر برسند، دائماً از مرتبۀ تخیل و توهم دورتر می‌شوند!

  • عوام در تخیلات و توهمات

  • شما عوام را نگاه کنید، می‌بینید همه در تخیلات و خیالات هستند! یک مرده را می‌آورند که دفن کنند؛ افراد می‌آیند و می‌روند و گریه می‌کنند که آی این رفت! چرا این مرده‌ای که الآن می‌میرد را در بیمارستان نگه می‌دارند؟! چرا؟! هیچ‌کسی تا حالا نشسته با خود فکر کند و مسئله را تجزیه و تحلیل کند؟! یک مریضی که دارد می‌میرد، دکتر می‌آورند، فلان می‌کنند، سرم به آن وصل می‌کنند، آمپول از اینجا بیاور و اگر نیست از خارج بیاور و بزن و فلان کن! اینها برای چیست؟! یک کسی بنشیند و تجزیه و تحلیل کند. اگر برای او است، خب او که اگر برود راحت‌تر می‌شود، او که دیگر جایش خوب است! او که با بودن این وضع در این دنیا دیگر نصیبی نمی‌برد، برای چه می‌خواهی او را زنده نگه داری؟! با این وضع که دیگر نصیبی نمی‌برد! آن کسی که بدنش فلج شده و مفلوج است، بعد از این قضیه برای چه می‌خواهی او را نگه داری؟! بنابراین برای او نیست که می‌خواهی او را نگه داری! پس برای کیست؟! می‌خواهی برای خودت او را نگه داری! تمام اینها به‌خاطر چیست؟! آن آمپولی که می‌آوری برای خودت است! اینکه الآن او را در بیمارستان نگه می‌داری برای خودت است و برای او نیست! چون آن حیثیت فراق برای تو است. چرا برای آن مریضی که در بیمارستان هست و غریبه است از خارج آمپول و دوا از خارج نمی‌آوری؟! می‌گویی: به من چه مربوط است؟! آن‌هم که مثل مادر، پدر، رفیق و شریک تو است، چه فرقی می‌کند؟! آدم هم که آدم است تفاوتی ندارد، چرا برای او این کار را نمی‌کنی؟! چون تعلق در آنجا نیست! این تعلق به چه کسی برمی‌گردد؟! به ما برمی‌گردد، نه به او!

/