
ماهیت قدرت و نسبت آن با حیات و ذات
تحلیل فلسفیِ تلازمِ قدرت با وجود و نقد اوهام انسانی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه صفت «قدرت» در نظام هستی میپردازند. بحث با تعریف قدرت به عنوان تواناییِ ذات بر استدامه و ایجاد تغییر در آثار وجودی آغاز میشود و با استدلال بر اینکه قدرت از اوصاف انتزاعی و لاینفکِ ذات است، ادامه مییابد؛ به گونهای که سلب قدرت از ذات، مساوق با سلب خودِ ذات است. در ادامه، استاد با عبور از مباحث انتزاعی، به نقدِ نگاهِ عرفی و خیالیِ انسانها نسبت به تعلقات دنیوی و مرگ میپردازند. ایشان با تأکید بر اینکه بسیاری از دلبستگیها و رفتارهای ما در مواجهه با حوادث، نه برخاسته از حقیقتِ وجودی، بلکه ناشی از اوهام و تخیلات نفسانی است، مخاطب را به بازنگری در نوعِ ارتباط با خود و جهان پیرامون دعوت میکنند. این جلسه در نهایت با تبیینِ تفاوتِ نگاهِ اولیاء الهی با نگاهِ عامیانه به هستی، به پایان میرسد.
ماهیت قدرت و نسبت آن با حیات و ذات
7چگونگی برقراری ارتباط برزخی
نه، آن افرادی که قادر هستند بر اینکه از نقطهنظر مثال دارای تقویت ذهنی بشوند و بدون اعمال و استفادۀ از ابزار مادی اتصال برقرار کنند، آن یک بحث دیگری است. بالأخره آنهم باید یک واسطهای در کار باشد تااینکه اطلاعی بر آن صورت برزخی پیدا کنند! خیلی از افراد هستند که بدون اینکه از نظر ظاهری ارتباطی داشته باشند، نسبت به آن اشیائی که در خارج هستند ارتباط برقرار میکنند. خوابی که میبینید چه ارتباطی با ربط ظاهری و تعلق ظاهری دارد؟! خواب میبینید بر اینکه فلان شخص که در آن شهر هست فردا به اینجا میآید و شما را زیارت میکند. چشمتان که او را ندیده است و تلفن نکردهاید، کاری نکردهاید. این ارتباط، ارتباط برزخی است. یااینکه افرادی که اهل مکاشفات و شهود هستند، مسائل مادی که میبینند ـ نه مسائل برزخی و ملکوتی ـ از چه نقطهنظر است؟! این ربط، ربط مادی است. امام علیهالسّلام که اخبار و اطلاع از مغیبات میدهد، این چه نوع ارتباطی است؟! این ارتباط، ارتباط برزخی است. قضیهای که پنجاه سال دیگر اتفاق میافتد، امام از الآن دارد میگوید که پنجاه سال دیگر چنین قضیهای اتفاق میافتد.
اخبار از مغیبات توسط امام معصوم با ربط ملکوتی و مثالی
امیرالمؤمنین علیهالسّلام در کوفه نشسته بودند و فرمودند که از همین باب الفیل که میبینید، یک لشکری برای کشتن پسر پیغمبر حرکت میکند و این کسی که اینجا نشسته است پرچم را در دست میگیرد! [گفت:] عجب! این است؟! [فرمودند:] بله، این خواهد بود. گفت: یا امیرالمؤمنین اینطور خواهد شد؟! حضرت فرمودند: بله، حالا هر کار میخواهی بکنی بکن ولی اینطور خواهد شد!1 اصلاً اتفاق نیفتاده است و امیرالمؤمنین باید بیاید و برود و بعد هم امام حسن و امام حسین علیهماالسّلام بیایند و امام حسین ده سال امامت کند و بعد در زمان یزید یکمرتبه این قضایا اتفاق بیفتد! خب از نقطهنظر ظاهر که ارتباطی برقرار نشده است! چشم حضرت که چیزی را ندیده و احساسی نکرده و گوشش چیزی را نشنیده است، این اخبار از مغیبات از چه بابی است؟! از باب همان ربط ملکوتی و ربط مثالی است. این یک قسم است.
- . الإرشاد، ص ١٨٢؛ امام شناسی، ج 12، ص 133.
