
علم ذات پروردگار و کیفیت ظهورات آن
بررسی نسبت علم و اراده در مقام ذات و ظهورات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت علم ذات پروردگار به خود و آثار مادون مرتبه ذات میپردازند. بحث با بررسی علم حضوری ذات به ذات و اوصاف ذاتی آغاز شده و بر این نکته تأکید میشود که در مقام ذات، هیچگونه بینونیت یا اختلاف رتبهای میان ذات و صفاتی همچون علم، قدرت و حیات وجود ندارد. در ادامه، تفاوت میان حدوث ذاتی و حدوث زمانی در ظهورات خارجی و صور علمیه مورد تحلیل قرار میگیرد. استاد با تفکیک میان علم حضوری و علم حصولی، نقش اراده و مشیت الهی را در تحقق صور علمیه و تنوع موجودات تبیین کرده و توضیح میدهند که چگونه اراده، به عنوان مرتبهای متأخر از ذات، در سلسله علل ظهورات نقش ایفا میکند. این مباحث در نهایت به ترسیم نقشه راهی برای درک وحدت میان صورت علمی و صورت عینی در نظام هستی منتهی میشود.
علم ذات پروردگار و کیفیت ظهورات آن
6اراده از لوازم قدرت
اتفاقاً اراده از لوازم قدرت است یعنی بیشتر لوازم قدرت است تا علم ولی قدرتی که مستند به علم است یعنی آن قدرت از باب استناد به آن علم، تصویر علمی میکند، تصویر عینی میکند، تنویع انواع میکند و تکوین اصناف میکند و آن ارادهای که بهواسطۀ استناد به قدرت و علم این عمل را انجام میدهد متأخر از ذات است.
سلسلۀ علل و معلولات اراده
اراده، علم به مصلحت نیست. اینها از علل موجدۀ اراده است. وقتی که شما برای خوردن این آب اراده میکنید، این اراده باید یک سلسلۀ علل و معلولات را قبلاً داشته باشد؛ اول علم به شیء، بعداً علم به مصلحت، بعداً آن صورت ذهنیه، بعداً داعی، بعد شوق مؤکد، بعد آن جزم به او، بعد تحرک و قدرت در عضلات و بعد این را لولا المانع برمیدارید. اینها سلسله مراتبی است که برای تعلق اراده ذکر شده است. آن اراده که آن فعل اخیر نفس لولا المانع است، آن فعل اخیر متأخر از علم است. اول باید علم به مصلحت پیدا بشود تا علم به مصلحت پیدا نشود اراده اصلاً از چه پیدا میشود؟ اراده نداریم. اول علم به ماء و بعداً علم به عطش و بعد ارتباط بین ماء و عطش باید پیدا بشود. ممکن است آب در اینجا باشد اما یک نفر علم به این ارتباط نداشته باشد و از تشنگی بمیرد ولی آب نخورد! اراده برای او پیدا نمیشود چون هنوز علل معدۀ اراده در او محقق نشده است. یکی از آنها علم به ارتباط بین عطش و ماء است و بعد علاوه بر آنها باید آن شوق مؤکد پیدا بشود. حالا انسان علم پیدا کرد ممکن است که همینطور بنشیند و هیچ عملی انجام ندهد چون هنوز اراده پیدا نشده است. باید در انسان تصور مضار بشود و علم به مضار پیدا بکند بعد نفس تمایل پیدا بکند باز هم در مرتبۀ تمایل گاهی اوقات انسان تمایل دارد ولی هنوز نسبت به مسئله جازم نیست. وقتی که جزم پیدا کرد و میخواهد دست را حرکت بدهد آن را اراده میگویند و آن مرتبۀ متأخر میشود.
