
حقیقت علم و حضور در عوالم وجود
تفاوت ادراک عینی و علمی در حوادث گذشته و آینده
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوتهای بنیادین میان «علم» و «حضور» در نفس انسان میپردازند. بحث با تحلیل کیفیتِ نقش بستن صورتهای علمی در نفس آغاز میشود و این پرسش را مطرح میکند که چرا انسان نسبت به حوادث گذشته یا آینده، گاهی تنها به «اطلاع» دست مییابد و گاهی «حضور فعال» دارد. استاد با تفکیک میان معلوم بالذات و معلوم بالعرض، توضیح میدهند که چگونه اتحاد نفس با یک واقعه، موجب بقای آن در وجود انسان میشود، بهگونهای که زمان نمیتواند آن را محو کند. در ادامه، تفاوتِ ادراکِ فیلم، خواب و شهودِ حضوریِ اولیاء الهی بررسی شده و این نکته تبیین میشود که چگونه امام و عارف کامل، نسبت به حوادثِ هنوز واقعنشده، احساسِ حضورِ عینی دارند. این مباحث در نهایت به حل تعارضاتِ روایی پیرامون علم امام و حالاتِ تربیتیِ پیامبر اکرم (ص) در مسیر کمال و بقاء ختم میشود.
حقیقت علم و حضور در عوالم وجود
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوتهای بنیادین میان «علم» و «حضور» در نفس انسان میپردازند. بحث با تحلیل کیفیتِ نقش بستن صورتهای علمی در نفس آغاز میشود و این پرسش را مطرح میکند که چرا انسان نسبت به حوادث گذشته یا آینده، گاهی تنها به «اطلاع» دست مییابد و گاهی «حضور فعال» دارد. استاد با تفکیک میان معلوم بالذات و معلوم بالعرض، توضیح میدهند که چگونه اتحاد نفس با یک واقعه، موجب بقای آن در وجود انسان میشود، بهگونهای که زمان نمیتواند آن را محو کند. در ادامه، تفاوتِ ادراکِ فیلم، خواب و شهودِ حضوریِ اولیاء الهی بررسی شده و این نکته تبیین میشود که چگونه امام و عارف کامل، نسبت به حوادثِ هنوز واقعنشده، احساسِ حضورِ عینی دارند. این مباحث در نهایت به حل تعارضاتِ روایی پیرامون علم امام و حالاتِ تربیتیِ پیامبر اکرم (ص) در مسیر کمال و بقاء ختم میشود.
حقیقت علم و حضور در عوالم وجود
12تلمیذ: با عقل جور درنمیآید.
استاد: این مسئله را باید درنظر بگیریم که حالات پیغمبر در موارد مختلف، مختلف بوده است. حالات پیغمبر در ابتدای بعثت از نقطهنظر پختگی و بقاء با حالاتشان در اواخر بعثت خیلی تفاوت داشته است. همینطور راجع به امیرالمؤمنین. اینطور نیست یک بعثت اتفاق افتاد و همه چیز دیگر تمام شد و دیگر هیچ رشدی نیست، دیگر هیچ مسئلهای نیست، دیگر هیچ کمالی در این قضیه نیست! همین اطوار پیغمبر و سیر پیغمبر در عالم نفوس خود همین مراتب کمالیۀ پیغمبر بوده است لعلّ اینکه پیغمبر بنا بر یک امر عادی ـ حالا حتماً لازم نیست که چیز باشد ـ که جبرائیل میآید و هر روز مطالبی میآورد، بر این مسئله رسول خدا مطلبی را بیان کرده است. حالا آیا این برای تنبیه امت است که چنین قضیهای باید اتفاق بیفتد تا خدا امت را تنبیه کند که اگر این مسئله اتفاق نمیافتاد این آیه از کجا میآمد؟! چطور الآن این آیه برای ما درس بود؟! ﴿وَلَا تَقُولَنَّ لِشَاْيۡءٍ إِنِّي فَاعِلٞ ذَٰلِكَ غَدًا إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَهُ﴾ اصلاً دیگر مورد نداشت.
تلمیذ: بعد از آن [قضیه] آیه نازل شد؟
استاد: بله، بعد از آن آیه آمد، چهل روز وحی قطع شد.
تلمیذ: علمشان به این آیه قبلاً بود.
استاد: کدام؟
تلمیذ: قرآن یک بار دفعتاً نازل شد، یک بار بعد بهتدریج ...
استاد: اینکه قرآن دفعتاً نازل شده است چه زمانی بوده است؟ از اول بعثت یکدفعه این آیه آمده است یا نه در مدینه این مسئله بهنحو دفعی بوده است؟!
تلمیذ: اول وحی تا آخر وحی فرق دارد؟!
استاد: تفاوت دارد، بله خیلی فرق دارد. صحبت در تحقق این معانی در نفس هست، دوتاست. یک وقتی یک معنایی در قلب میآید بهنحویکه اگر انسان بخواهد به قلب رجوع کند که همان معنای «إذا شاووا أن یَعلموا عُلموا»1 است، نسبت به این مطالب میتواند اشراف پیدا کند ولو اینکه هنوز به صورت ظاهر نیامده است، کاملاً مانند قرائت امیرالمؤمنین سورۀ مؤمنون را ﴿قَدۡ أَفۡلَحَ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾2 که وقتی امیرالمؤمنین خواندند هنوز بر پیغمبر نیامده بود پس معلوم میشود این قرآن در قلب امیرالمؤمنین بوده است، شیرخوار است ولی قرآن در قلبش بوده است.
- . الکافی، ج 1، ص 258.
- . سوره مؤمنون (23) آیه 1. انوار الملکوت، ج 1، ص 129:
«بهراستى که مؤمنان رستگار شدند.»
