
کیفیت ادراک نفس و اتحاد با صور علمیه
بررسی چگونگی حضور و احضار وقایع در حافظه و شهود نفسانی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت ادراک نفس و چگونگی اتحاد انسان با صور علمیه میپردازد. بحث با این محور آغاز میشود که ادراک، امری فراتر از قید زمان است و نفس انسان با آنچه درک میکند، نوعی اتحاد برقرار میسازد که با گذشت زمان زایل نمیشود. استاد با تفکیک میان مقام اجمال و مقام تفصیل در نفس، توضیح میدهد که چگونه انسان با احضار صور علمیه از حافظه، آنها را به مقام شهود میآورد. در ادامه، این بحث به حوزه وقایع آینده و مکاشفات بسط داده میشود تا روشن گردد که اتحاد نفس با صور علمیه، محدود به گذشته و حال نیست و حقایق آینده نیز در مرتبهای از نفس موجودند. این مباحث مقدمهای است برای ورود به مبانی عقلی و تبیین جایگاه این ادراکات در علم عنایی حق، که در نهایت به درک عمیقتری از رابطه نفس با وقایع عالم منجر میشود.
کیفیت ادراک نفس و اتحاد با صور علمیه
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت ادراک نفس و چگونگی اتحاد انسان با صور علمیه میپردازد. بحث با این محور آغاز میشود که ادراک، امری فراتر از قید زمان است و نفس انسان با آنچه درک میکند، نوعی اتحاد برقرار میسازد که با گذشت زمان زایل نمیشود. استاد با تفکیک میان مقام اجمال و مقام تفصیل در نفس، توضیح میدهد که چگونه انسان با احضار صور علمیه از حافظه، آنها را به مقام شهود میآورد. در ادامه، این بحث به حوزه وقایع آینده و مکاشفات بسط داده میشود تا روشن گردد که اتحاد نفس با صور علمیه، محدود به گذشته و حال نیست و حقایق آینده نیز در مرتبهای از نفس موجودند. این مباحث مقدمهای است برای ورود به مبانی عقلی و تبیین جایگاه این ادراکات در علم عنایی حق، که در نهایت به درک عمیقتری از رابطه نفس با وقایع عالم منجر میشود.
کیفیت ادراک نفس و اتحاد با صور علمیه
11گاهی اوقات هم بعضىها خوابهای دیگری مىبینند، علیٰکلّحال ما کار نداریم! ما به آن اتحاد و وحدتش کار داریم، درست شد؟ کجاها رفتیم، کجاها آمدیم، چه صحبتها کردیم، چه مطالبى شنیدیم و چه نصایحى شنیدیم و امثالذلک. این حالتى را که در خود مىبینند حالتى است که حکایت از همان اتحاد و صورت علمیۀ حضوریۀ آنها مىکند که براى آنها اتفاق افتاده است همانطوریکه آن علوم و تصاویرى که در ذهن هست بهعنوان علم حضورى در ذهن قرار دارد بعد علم آنها را حصولى مىکند یعنى در ذهن میآورد که آن یک مرتبه بعد است، نفس آن در ذهن هست. این اتحادى که بهواسطۀ منام یا مکاشفه براى انسان پیدا میشود که در آن جنبۀ کشف و مکاشفه چه مىبیند؟!
یکى از دوستان براى من قضیهاى را تعریف مىکرد که میخواست راجع به شخصى اتفاق بیفتد، او را به [خاطر] مسئلهای دستگیر کردند بعد براى من تعریف کرد و مىگفت که از یکجا که به یکجا میرفتم، من در طی یکى دو ثانیۀ زمانی تمام جریاناتى که بر او مىگذرد همه را دیدم. [اینکه میگوید] دیدم به معنای این است که خودم در آن قضیه بودم نهاینکه به من نشان دادند، خودم در آنجا بودم که این [شخص] این کار را خواهد کرد، بعد اینجا خواهد آمد، بعد در این مسئله چه [میشود]، بعد از ایران خارج خواهد شد، فرار خواهد کرد، بعد در فلان کشور خواهد رفت، بعد در آنجا مدتى خواهد بود، بعد خواهد آمد و بعد او را دوباره دستگیر میکنند و بعد هم فوت مىکند یا «ما او را فوت کردیم!» میشود. اینطور بود. مىگفت که تمام اینها را همه در طی یکی دو ثانیه [دید]، حالا از این اول تا انتهای آن شش ماه طول کشیده است، این شش ماه را در یک ثانیه یا دو ثانیه دیده است.
بعد مىگفت که پیش مرحوم آقا رفته بودم و صحبت کرده بودم، ایشان گفته بودند که این مسئله را به کسى [بین رفقا] نگو و خلاصه خیلى هم [ناراحت] شده بودند و مىگفت که بعد از مدتى یکمرتبه دیدیم که عجب در مشهد پیدایش شد، [با خود] گفتم: عجب این قسمت اولش است! فرض کنید که بعد [از آن] قرار بود ملاقاتى شود، یکدفعه گفتند که [آن شخص] نیست، کجاست؟ سر از پاکستان درآورده است. عجب اینهم از قسمت دومش! بعد از یک مدت گفتند که در آلمان هست. گفتم: عجب اینهم قسمت سومش! همینطور قضایا [ادامه داشت که] یکدفعه شنیدیم که ایشان به ایران بازگشته است. [با خودم] گفتم که اىددمواى! به قسمتهای آخر مىرسد! این سناریو و فیلم به آخرش مىرسد ولى مىگفت که به کسى نمىگفتم و فقط به بعضى از افراد مىگفتم.
