
کیفیت ادراک نفس و اتحاد با صور علمیه
بررسی چگونگی حضور و احضار وقایع در حافظه و شهود نفسانی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت ادراک نفس و چگونگی اتحاد انسان با صور علمیه میپردازد. بحث با این محور آغاز میشود که ادراک، امری فراتر از قید زمان است و نفس انسان با آنچه درک میکند، نوعی اتحاد برقرار میسازد که با گذشت زمان زایل نمیشود. استاد با تفکیک میان مقام اجمال و مقام تفصیل در نفس، توضیح میدهد که چگونه انسان با احضار صور علمیه از حافظه، آنها را به مقام شهود میآورد. در ادامه، این بحث به حوزه وقایع آینده و مکاشفات بسط داده میشود تا روشن گردد که اتحاد نفس با صور علمیه، محدود به گذشته و حال نیست و حقایق آینده نیز در مرتبهای از نفس موجودند. این مباحث مقدمهای است برای ورود به مبانی عقلی و تبیین جایگاه این ادراکات در علم عنایی حق، که در نهایت به درک عمیقتری از رابطه نفس با وقایع عالم منجر میشود.
کیفیت ادراک نفس و اتحاد با صور علمیه
6بنده خودم شنیدهام و دیدهام افرادى را که در احضار صور تلفیق کردند! مثلاً یک قضیه مربوط به هفتۀ قبل است یک قضیه هم مربوط به هفتۀ بعد است، زمان را [بین] این دوتا [قضیه] از میان برداشتند و هفتۀ قبل و هفتۀ بعد را یکى کردند درحالیکه آقا این قضیه مربوط به قبل است و چقدر برایناساس اشتباهات انجام میشود و سوءتفاهمها پیش میآید و فتنهها بهوجود میآید، بهخاطر چه؟! بهخاطر همین تلفیق و ترکیب، لذا اینجا است که گفتهاند: آدم باید دقت کند. در مطالبى که مىشنود باید دقت کند، در مسائلى که به ذهنش میآید باید دقت کند که این کجا بوده است؟ کم نشده است؟ زیاد نشده است؟ حرفى کموزیاد نشده است؟ طبعاً دیگر از فوائد و نتایج این بحثها این مسائل هم هست. حالا آن صورت را انسان میآورد و در ذهنش به مقام بسط مىرساند. این عبارتهایی را که الآن استعمال مىکنم مىدانید براى چه منظورهایى بعداً مىخواهیم از این مطالب استفاده کنیم؟!
یعنى آن صورتى را که اجمال در ذهن او اتحاد پیدا کرده است ـ چون گفتیم این صورت را از خارج نیاورده است پارسال گذشت تمام شد، یک دقیقه پیش هم گذشت چه برسد به پارسال! پروندۀ پارسال بسته شد، تمام شد ـ پس چرا شما میگویید که من این قضیه یادم میآید؟ و وقتى که مىگویید: این قضیه یادم آمد خود را با این واقعه متحد مىبینید، بیگانه نمىبینید یعنى چه؟ یعنى همانطور که الآن در اینجا نشستهاید و این مطالب را مىشنوید و این صور را ادراک مىکنید، خودمان بین ما و بین این صور و این وقایع و این تصاویرى که بهعنوان معلوم بالذات در نفس ما اتحاد پیدا مىکند بینونیت و مغایرتى احساس نمىکنیم.
نعوذ بالله وقتی که شما تلویزیون تماشا مىکنید، بین خود و آن صورتى که از داخل این صفحه مىبینید بینونیت احساس مىکنید، به من چه ارتباطى دارد؟ یک آدم بیکارى یک دستگاه را [روی] کولش گذاشته است و از یک قضیه عکس برداشته [است]، به من چه [ارتباطی دارد]؟! من که آنجا نبودم، او رفته است و بعد هم این را روى دستگاه دیگر گذاشتند و بعد هم با یک امواج در هوا پخشش کردند. آنوقت یک آدم بیکار هم این وسط پیدا شده است بهجاى اینکه مطالعه کند، بهجاى اینکه کتاب بخواند، بهجاى اینکه هزار کار مفید کند پیچ این جعبه را باز کرده است و اینطور عمر خودش را تلف مىکند!
