
مهار نفس در مسئولیتهای اجتماعی
نقش توحید و ولایت در پیشگیری از استکبار و انانیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین چالشهای درونی انسان هنگام پذیرش مسئولیتهای اجتماعی و ریاسات میپردازند. بحث با تحلیل ریشههای روانیِ استکبار و توحش در جوامع بشری آغاز شده و به این نکته کلیدی میرسد که نفس انسان در مواجهه با قدرت و جایگاه، بهسرعت دچار انانیت و خروج از مرزهای اخلاقی میشود. استاد با تأکید بر اینکه تنها راه مهار این طغیان، پایبندی به توحید و اتکای به ولایت است، راهکارهای عملی برای حفظ سلامت نفس در حین انجام وظایف را ارائه میدهند. در ادامه، اهمیتِ داشتنِ نگاهِ تکلیفمحور بهجای ریاستطلبانه و ضرورتِ آمادگی برای کنار رفتن از مسئولیت در صورتِ احساسِ خطر برای نفس، مورد بررسی قرار میگیرد. در نهایت، این جلسه به مخاطب میآموزد که چگونه با تمرکز بر عبودیت و بیتوجهی به قضاوتهای بیرونی، از آفتهای روانیِ ناشی از مسئولیتپذیری در امان بماند.
مهار نفس در مسئولیتهای اجتماعی
10استفادۀ از فرصتها برای تهذیب
اینجاست که بزرگان همیشه میفرمودند: انسان همیشه باید از فرصتها برای تهذیب خودش استفاده کند و کنار کشیدن همیشه خوب نیست؛ کنار کشیدن به معنای اظهار ضعف است، کنار کشیدن به معنای جبههگیری نفس به این نحو است، مقابلۀ نفس است. من این کار را نمیکنم، من کنار مینشینم، من وسط نمیآیم، اینهم خودش یک مقابله هست دیگر. بله! اگر کسی احساس میکند که در آن وضعیت نمیتواند از عهده بربیاید، ـ البته اینهم بینه و بین الله باشد ـ احساس کند که نمیتواند و برای او مشکل ایجاد میشود [بهتر است کنار باشد].
لزوم اطاعت از دستور معصومین و اولیاء علیهمالسّلام درصورت سپردن مسئولیتی به انسان
البته آن که مسئلۀ ولیّ و امام و این حرفها است که اصلاً فضولی کردن ندارد و اصلاً جای این حرفها نیست و اصلاً معنا ندارد که آدم به امام علیهالسّلام بگوید که آقا من نمیخواهم! امام بگوید که امام جماعت بشو و شخص بگوید که یا ابنرسولالله! بنده نمیتوانم و مأموم من را میگیرد. مانند ربیع بن خثیم که حضرت میخواستند او را برای جنگ بفرستند، گفت که مرا به یک جا بفرست تا نماز بخوانم و عبادت کنم!1 اینطور که نقل میکنند. این غلط است ولی اگر انسان احساس میکند که بینه و بین الله نمیتواند، الآن در ظرفیت و وضعیتی هست که این مسئلۀ برای او ممکن هست اگر بهنحوی کنار باشد برای او بهتر است. این یکی از مسائلی است که برای انسان پیش میآید.
حال آنهایی که در کنار نشستهاند باید چه فکری کنند؟ باید فکر کنند که روزی شود که خلاصه این مسئولیت به ما بیفتد یا نه؟ باید بگویند که الحمدلله فعلاً ما کنار هستیم! آقا شما جلو برو، خدا خیرت دهد! شما برو و این بار را بردار! آنها باید این فکر را بکنند، این شخص هم باید این فکر را بکند که لب مرز است و روی بند راه میرود! بندبازها را دیدهاید؟! همینکه این شخص این فکر را میکند، همین شخص ممکن است برای او یک موقعیت دیگری پیدا شود، دیگر وضعیتش فرق کند، باید ببیند که برای او تفاوت ندارد و این تفاوت نداشتن را دائماً در خودش محقق کند و در خودش پیاده کند. دائماً باید به خودش بگوید که این چیزی که الآن داده شده است ممکن است فردا گرفته شود که وقتی یک روز [این را] گرفتند برای او کمی مشکل نباشد.
- . وقعة صفین، ج 1، ص 115؛ : الأخبار الطوال، ج 1، ص 165، با قدری اختلاف.
