اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین چالش‌های درونی انسان هنگام پذیرش مسئولیت‌های اجتماعی و ریاسات می‌پردازند. بحث با تحلیل ریشه‌های روانیِ استکبار و توحش در جوامع بشری آغاز شده و به این نکته کلیدی می‌رسد که نفس انسان در مواجهه با قدرت و جایگاه، به‌سرعت دچار انانیت و خروج از مرزهای اخلاقی می‌شود. استاد با تأکید بر اینکه تنها راه مهار این طغیان، پایبندی به توحید و اتکای به ولایت است، راهکارهای عملی برای حفظ سلامت نفس در حین انجام وظایف را ارائه می‌دهند. در ادامه، اهمیتِ داشتنِ نگاهِ تکلیف‌محور به‌جای ریاست‌طلبانه و ضرورتِ آمادگی برای کنار رفتن از مسئولیت در صورتِ احساسِ خطر برای نفس، مورد بررسی قرار می‌گیرد. در نهایت، این جلسه به مخاطب می‌آموزد که چگونه با تمرکز بر عبودیت و بی‌توجهی به قضاوت‌های بیرونی، از آفت‌های روانیِ ناشی از مسئولیت‌پذیری در امان بماند.

مهار نفس در مسئولیت‌های اجتماعی

11
  • ـ حالا ما چه کاری کردیم که ما را برداشتید؟! آقا شما از ما ایرادی دیده‌اید؟! خطایی دیدید؟!

  • ـ آقا ایراد ندیده‌ایم! خطا ندیده‌ایم! نه آقاجان! تا حالا اینجا بودی حالا برو!

  • ـ آخر افراد چه می‌گویند؟! افراد یک نظر دیگر دارند!

  • ـ افراد هزارتا نظر داشته باشند!

  • این را شنیده‌ام‌ که آقا افراد چه می‌گویند! خب افراد بگویند، مسئله نیست. خودت چه حالی داری؟! خودت چه وضعی داری؟! ما با تو کار داریم به افراد کار نداریم! فرض کنید افراد بگویند که دیدی فلانی عرضه نداشت، آقا او را برداشت و جای دیگر گذاشت؟! از اینها هست، قطعاً می‌گویند!

  • همین امیرالمؤمنین در جنگ [تبوک] با پیغمبر نیامد چقدر برای او حرف درآوردند! چقدر گفتند که حتماً کاری کرده است که پیغمبر او را در مدینه گذاشت!1 همین است دیگر، بالأخره داماد بودن همین است دیگر! نعوذ بالله استغفرالله [می‌گویند که] حالا دیدی جلوی بقیه او را خیت کرد؟! جلوی بقیه در جنگ با خودش او را نبرد! همه را برد و او را در مدینه گذاشت و امثال‌ذلک! لذا پیغمبر می‌گوید: یا علی پی کارت برو! به اینها چه‌کار داری؟! اینها که اصلاً منتظر این حرف‌ها نشسته‌اند و اینکه انسان تصور کند بر اینکه روزی خواهد آمد و همه او را مدح کنند این تصور را باید به گور ببرد و این روز نخواهد آمد! تا این دنیا همین است و تا این افراد همین هستند برای همه حرف می‌زدند!

  • لزوم عدم توجه انسان به حرف و نقل مردم در راه خدا

  • بنده خودم به‌عنوان شاهد عینی در زمان مرحوم آقا در جریان ارتباط ایشان حتی با دوستانشان بودم که برای آقا حرف درمی‌آوردند اما نمی‌گویم چه کسی [حرف درمی‌آورد]. حتی دستور می‌گیرد و سلوک می‌کند و در جلسه شرکت می‌کند [اما می‌گوید که] آقا برای چه این کار را کرد؟! آقا برای چه آن کار را کرد؟! آقا این کار را کرد درست بود؟! این حرف‌ها هست و همیشه هم هست و انسان با این مسائل همیشه در ارتباط است. لذا باید همیشه بین خود و خدا را راست و صاف کند، تمام شد! نه‌اینکه به کسی کاری نداشته باشد بلکه [باید] به حرف و نقل کاری نداشته باشد. انسان باید همیشه مسیری را طی کند که خیال و توهم در خارج را کمتر کند و همیشه خود را از این گره‌ها و تعلقات راحت نگه دارد.

    1. السیرة النبویة، ابن‌هشام، ج 4، ص 946.