اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبنای احتجاج قائلین به اصالت ماهیت و کیفیت تعلق جعل به ماهیات می‌پردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز می‌شود که ماهیت در هویت ذاتی خود نیازی به جاعل ندارد و آنچه در مقام بروز و ظهور خارجی رخ می‌دهد، تغییری است که با تعلق جعل و مشیت الهی حاصل می‌شود. در ادامه، ضمن نقد دیدگاه کسانی که وجود را امری اعتباری و صرفاً یک نام‌گذاری می‌دانند، به تبیین حقیقت مشککه وجود و تفاوت آن با امور انتزاعی پرداخته شده است. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های روشن، تفاوت میان وجود رابطی و استقلالی را تشریح کرده و بر این نکته تأکید می‌ورزند که تمام مشکلات و ادعاهای کاذب در دنیا ناشی از غفلت از فقر ذاتی و استقلال‌طلبیِ موهوم است. در پایان، با اشاره به سیره عرفای حقیقی، تفاوت میان مکتب توحیدی و نگاه‌های اعتباری در مواجهه با حقایق هستی تبیین می‌شود.

تبیین مبنای اصالت ماهیت و تعلق جعل

11
  • خدا می‌گوید: باشد در خدمتتان هستیم! یک روز دو روز سه روز می‌گذرد و مطالب می‌گذرد، کم‌کم می‌بینیم چرا اینجا این‌طوری شد؟! چرا اینجا کم آمد؟! چرا آنجا فلان شد؟! چرا آنجا این‌طور شد؟! یک‌دفعه دست ما در حنا گیر می‌کند. ای‌دادبیداد چرا این حرف را زدیم؟! خب بابا زود بیاییم آن حالت خجالت در ما پیدا بشود و زود درستش کنیم! اینجا دیگر می‌ایستیم؛ اینجا دیگر نفس می‌آید می‌ایستد و می‌گوید: نه، چون حرف زدیم باید افراد به کمک ما بیایند؛ به کمک خیالات ما بیایند و نگذارند خیالات ما یک روز خدای ناکرده به زمین بیفتد اگر بیفتد دیگر اسلام ازبین می‌رود، پیغمبر ازبین می‌رود، جبرئیل ازبین می‌رود و ملائکه همه ازبین می‌روند! خدا هم می‌گوید: نه‌ جانم اینکه سهل است هزارها مثل تو آمدند و رفتند و همه کارها را کردند ولی نه اسلام ازبین رفت، نه مسیحیت ازبین رفت، نه یهودی ازبین رفت، نه موسی ازبین رفت! عالم از جایش تکان نمی‌خورد! تمام اینهایی که می‌آیند و ادعا می‌کنند و می‌روند خیال می‌کنند موج درست می‌شود، طوفان به پا می‌شود، جزرومد می‌شود، عالم به‌هم می‌خورد و... نه آقا ساکت و خیلی عجیب ﴿لَمۡ يَكُن شَيۡ‍ٔٗا مَّذۡكُورًا﴾1 عجیب است‌! جداً آقای ... این آیات و نشانه‌های برای توحید و مقام کبریائیت و مقام عزت حق هست اما اصلاً به این چیزها توجه نداریم! چقدر خوب بود! چقدر خوب بود!

  • یک قضیه‌ای برای یک بنده خدایی اتفاق افتاده بود یک شخصی بود که ما هم با او در ارتباط بودیم ـ البته این آدمی نبود که خلاصه فیض و لطفش به کسی نرسیده باشد! خلاصه همه از دستش یک تحفه و هدیه‌ای گرفته بودند ـ بله، این دیگر با بعضی از افراد ارتباط پیدا می‌کند و به‌واسطۀ آن ارتباط خیال می‌کند که دنیا در زیر نگینش هست. امر می‌کرد و نهی می‌کرد و چه می‌کرد و چه می‌کرد ازجمله قضیه‌ای تعریف می‌کرد می‌گفت که من در منزلش بودم که از فرودگاه به او تلفن کردند که فلان هواپیما خارجی می‌خواهد حرکت کند شما نیامدید، گفت: یک ساعت او را به تأخیر بیندازید تا من برسم. می‌گفت: خودم این را از او شنیدم و در کنارش بودم. یک ساعت به‌خاطر او هواپیما خارجی ـ ظاهراً برای آلمان بود ـ را به تأخیر انداختند تا ایشان برسد و با آن طیاره حرکت کند! زیاد سفر می‌رفت. شاهد عینی و موثق برای خود من این قضیه را نقل کرد. خلاصه می‌خواست به این‌هم بگوید که ما یک هم‌چنین وضعیتی داریم و هم‌چنین چیزی داریم! خلاصه این دیگر کسی را به‌حساب نمی‌آورد!

    1. . سوره انسان (76) آیه 1:
      ﴿هَلۡ أَتَىٰ عَلَى ٱلۡإِنسَٰنِ حِينٞ مِّنَ ٱلدَّهۡرِ لَمۡ يَكُن شَيۡ‍ٔٗا مَّذۡكُورًا﴾ امام شناسی، ج 9، ص 105:
      «آیا بر انسان زمانى از روزگار گذشت که او چیز قابل ذکر نباشد؟!»