
تبیین مبنای اصالت ماهیت و تعلق جعل
نقد دیدگاههای اعتباری در تبیین موجودیت اشیاء
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبنای احتجاج قائلین به اصالت ماهیت و کیفیت تعلق جعل به ماهیات میپردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز میشود که ماهیت در هویت ذاتی خود نیازی به جاعل ندارد و آنچه در مقام بروز و ظهور خارجی رخ میدهد، تغییری است که با تعلق جعل و مشیت الهی حاصل میشود. در ادامه، ضمن نقد دیدگاه کسانی که وجود را امری اعتباری و صرفاً یک نامگذاری میدانند، به تبیین حقیقت مشککه وجود و تفاوت آن با امور انتزاعی پرداخته شده است. استاد با بهرهگیری از مثالهای روشن، تفاوت میان وجود رابطی و استقلالی را تشریح کرده و بر این نکته تأکید میورزند که تمام مشکلات و ادعاهای کاذب در دنیا ناشی از غفلت از فقر ذاتی و استقلالطلبیِ موهوم است. در پایان، با اشاره به سیره عرفای حقیقی، تفاوت میان مکتب توحیدی و نگاههای اعتباری در مواجهه با حقایق هستی تبیین میشود.
تبیین مبنای اصالت ماهیت و تعلق جعل
12آقا همانهایی که این موقعیت را برایش پیش آورند چنان بلایی بر سرش آوردند که هر لحظه مرگ از خدا تقاضا میکرد! عجیب است! یعنی جداً ببینید قضیۀ دنیا چیست؟! این واقعاً برای ما عبرت نیست؟! یعنی خدا بهدست همان که این عزت را ﴿تُؤۡتِي ٱلۡمُلۡكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ ٱلۡمُلۡكَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُ﴾1 آورد بهدست همان [گرفت] نهاینکه یک نیروی غالب دیگری بیاید و او را کنار بزند! همان که به بالا میبرد برحسب دیدگاه او همان میآید و او را زمین میزند بهنحویکه او را محو و نابود میکند ﴿لَمۡ يَكُن شَيۡٔٗا مَّذۡكُورًا﴾! بعد یکی دیگر هم میآید او را چیز میکند و ... .
آن موقع که ما از او این حرکات را میدیدیم همان موقع یک تصور و تخیلی در ذهن ما آمده بود. یک روز خدمت مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ بودیم صحبت این شخص شد، ایشان فرمودند:
حالا عبرت دنیا را دیدید که چه شد؟! چطور انسان حقائق را بهجای مجاز و مجاز را بهجای حقیقت گذاشته است و چه بر سرش میآید؟!
یعنی ایشان هم اشاره کردند که خلاصه تمام اینها بهخاطر بعضی از مسائل و کارهای خودش است که ایشان اطلاع داشتند. اعتباریت دنیا همین است دیگر! اینها آمدند بهجای اینکه جایگاه خودشان را پیدا کنند، خودشان را بهجای خدا میگذارند. میگوید که یک ساعت به تأخیر بیندازید تا من برسم! این وقتی دارد این حرف را میزند اگر همان موقع یک عکسبرداری از مغز او بکنند ـ البته اگر بشود عکسبرداری بکنند حالا نمیدانم این چیزها میشود یا نه ـ و حالت او را در کنار آن حالتی که قشنگ اوضاع بهدستش آمد، قبل از رفتن، یک عکس هم آنجا بگذارند دو کیفیت عکس را اگر شما نگاه کنید آنوقت میبینید که کبریائیت برای کیست! نیستی و نابودی برای کیست! آن ادعای الوهیت برای کیست و ادعای عبودیت و این حرفها برای کیست! اینها را باید انسان بداند.
- . سوره آل عمران (٣) آیه ٢٦:
﴿قُلِ ٱللَهُمَّ مَٰلِكَ ٱلۡمُلۡكِ تُؤۡتِي ٱلۡمُلۡكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ ٱلۡمُلۡكَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُ بِيَدِكَ ٱلۡخَيۡرُ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾. نور ملکوت قرآن، ج ١، ص ٢٢٩:
«(ای پیغمبر) بگو: بارپروردگارا، تو هستی که فقط صاحب قدرت و پادشاهی هستی، و فرمان و امر و صاحب اختیاری و تسلّط بر نفوس و سیطره بر جمیع عالم از آن تو است! پادشاهی و قدرت را تو به هر که خواهی میدهی و از هر که بخواهی این پادشاهی و قدرت را میگیری و هر کس را که بخواهی عزّت میبخشی و هر کس را که بخواهی ذلیل مینمایی! خیر و برکت و رحمت، هر چه هست و هر جا که هست اختصاص به تو دارد، و حقّاً و حقیقتاً تو بر هر چیز قدرت داری!»
- . سوره آل عمران (٣) آیه ٢٦:
