
تبیین مبنای اصالت ماهیت و تعلق جعل
نقد دیدگاههای اعتباری در تبیین موجودیت اشیاء
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبنای احتجاج قائلین به اصالت ماهیت و کیفیت تعلق جعل به ماهیات میپردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز میشود که ماهیت در هویت ذاتی خود نیازی به جاعل ندارد و آنچه در مقام بروز و ظهور خارجی رخ میدهد، تغییری است که با تعلق جعل و مشیت الهی حاصل میشود. در ادامه، ضمن نقد دیدگاه کسانی که وجود را امری اعتباری و صرفاً یک نامگذاری میدانند، به تبیین حقیقت مشککه وجود و تفاوت آن با امور انتزاعی پرداخته شده است. استاد با بهرهگیری از مثالهای روشن، تفاوت میان وجود رابطی و استقلالی را تشریح کرده و بر این نکته تأکید میورزند که تمام مشکلات و ادعاهای کاذب در دنیا ناشی از غفلت از فقر ذاتی و استقلالطلبیِ موهوم است. در پایان، با اشاره به سیره عرفای حقیقی، تفاوت میان مکتب توحیدی و نگاههای اعتباری در مواجهه با حقایق هستی تبیین میشود.
تبیین مبنای اصالت ماهیت و تعلق جعل
13بل مَعَ قطعِ النّظرِ عَن أیِّ اعتِبارٍ کان سِوى نَفسِ ذاتِهِ لکانَ الوُجودُ ذاتیاً لهُ.
بلکه اگر این مصداقیت با قطع نظر از چیز دیگر باشد غیر از خود ذاتش، پس وجود، ذاتی برای او میشود و وقتی وجود برای ماهیت ذاتی بشود آن قدیم ذاتی و انقلاب ماهیت میشود.
عجیب است! فقط شما در کلام عرفا این حرفها را نگاه میکنید که ما عبد هستیم ما معدوم و نیست هستیم. اینها در جاهای دیگر نیست؛ بین مورخین این حرفها نیست! بین فقها اصلاً که این مطالب نیست! کسی که فقط در فقه هست. مفسرین اصلاً در این مطالب نیستند! هر کسی میآید متاع خود را به حساب خود به بازار عرضه میکند! فقط آنهایی که آمدند به حساب او عرضه میکردند عرفا هستند؛ از همان اول کتاب میگویند که ما عدم هستیم تا آخر کتابشان؛ از همان اول که نوشتن را شروع میکنند بوی عدمیت و نیستی و ناچیزی و اینها و ربوبیت او را میدهد تا وقتی کتابشان تمام شود. فقط اینها هستند. البته حکماء هم یک مقداری بویی بردهاند. مطالبی که شما در اسفار میبینید چون اینها آمدند یک بویی از آنها بردهاند کلماتشان روح دارد ولی وقتی به عارف نگاه میکنید این مطالب را نگاه میکنید میگویید که حالا یک چیزی شد این حرفی است که میشود روی آن حساب کرد، این یک مطلبی است که میشود روی آن حساب کرد.
قرآن را شما باز کنید از اول سورۀ حمد که شروع میشود مدام دم از عبودیت میزند تا آخر سورۀ ناس. این قرآن است. آن که به قرآن نزدیکتر است کدامیک از عبارات این اصناف مختلف است؟! عبارات عرفا نزدیکتر به این قرآن و مضامین قرآن است! این مطالب از همه نزدیکتر است. آن یکی دم دفترش استاذٌ فی العالمین مینویسد آن دیگری میگوید: آیةالله العظمیٰ و ... آیا این عناوین با این چیزهایی که در قرآن هست میخواند؟! میگویند: بهسمت من بیایید، عمل به این رساله مجزی است إنشاءالله تعالی و یک مهر هم انتهای آن میزنند و روانۀ بازار میکنند و بعداً مدام آمار میگیرند که چقدر فروش رفت! اما عارف برمیدارد کتاب مینویسد، اگر بازار رفت رفت و اگر نرفت نرفت! داخل کتابخانه ماند ماند، در جوی آب افتاد افتاد! چاپ نشد که نشد! وضعیت مرحوم آقا چطور بود؟! چیزی که ما میدیدیم خودمان میدیدیم. گفتند: آقا کتاب معادشناسی جلد نهم چاپ نشد و ادارۀ ارشاد اجازه نداد، آیا اجازه میدهید که یک نامه به شخصی بدهیم؟ فرمودند: نهخیر، میخواهد چاپ بشود میخواهد نشود ما نامه نمینویسیم! مثل اینکه امامشناسی بود، شما یادتان میآید؟!
