
تبیین مبنای اصالت ماهیت و تعلق جعل
نقد دیدگاههای اعتباری در تبیین موجودیت اشیاء
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبنای احتجاج قائلین به اصالت ماهیت و کیفیت تعلق جعل به ماهیات میپردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز میشود که ماهیت در هویت ذاتی خود نیازی به جاعل ندارد و آنچه در مقام بروز و ظهور خارجی رخ میدهد، تغییری است که با تعلق جعل و مشیت الهی حاصل میشود. در ادامه، ضمن نقد دیدگاه کسانی که وجود را امری اعتباری و صرفاً یک نامگذاری میدانند، به تبیین حقیقت مشککه وجود و تفاوت آن با امور انتزاعی پرداخته شده است. استاد با بهرهگیری از مثالهای روشن، تفاوت میان وجود رابطی و استقلالی را تشریح کرده و بر این نکته تأکید میورزند که تمام مشکلات و ادعاهای کاذب در دنیا ناشی از غفلت از فقر ذاتی و استقلالطلبیِ موهوم است. در پایان، با اشاره به سیره عرفای حقیقی، تفاوت میان مکتب توحیدی و نگاههای اعتباری در مواجهه با حقایق هستی تبیین میشود.
تبیین مبنای اصالت ماهیت و تعلق جعل
6یا ممکنیت، شما امکانی را که از اشیاء انتزاع میکنید؛ ممکنیت، امکان داشتن وقتی که بین اشیاء و بین تبدل آنها به وجود نگاه میکنید آن امکان ذاتی را از آنها استخراج میکنید ولی در ذات آنها امکان ذاتی که نیست یعنی در ذات آنها نوشته نشده که انسان عبارت از حیوان ناطق بهاضافۀ امکان ذاتی است بلکه امکان ذاتی یک اعتبار و امر عقلی است که عقل میآید بین آن شیء و بین ماقبل آن شیء که عدم بود یک رابطه برقرار میکند و میگوید: این شیء چون قبلاً نبود، بنابراین برای وجودش اقتضاء ذاتی ندارد و اقتضاء ذاتی موجب قِدم ذاتی است و چون این قبلاً نبوده است بنابراین در ذات خودش امکان ذاتی دارد نهاینکه وجوب و ضرورت ذاتی داشته باشد که آن اختصاص به ذات باری تعالی دارد.
این ممکنیت و نظائر اینها همه امور عقلی هستند که این اوصاف بهواسطۀ مقایسۀ اشیاء با قبل از وجود، بر اشیاء بار میشوند.
و نحنُ قد بَیَّنّا لکَ أنَّ الوُجوداتِ الخاصّةَ أمورٌ حقیقیةٌ.
ما قبلاً برای شما توضیح دادیم که وجودات خاصه گرچه واجب الوجود نیستند ولی بالأخره معدوم هم نیستند! بالأخره حضرت چیچیُ العلماء با این مراتب فضل و این مسائل چطور ممکن است اطلاق عدم بر آنها بکنیم؟! یا مثلاً اشخاصی که اینها خیال میکنند که اگر [گفتند که] دو روزی یک سانت و یا یک متر مربع را در اختیار شما گذاشتیم حالا عرش، فرش، کرسی و سماء و قلم تقریر، باید بر اراده و مشیت [شما باشد]...! گاهی اینطوری میشود! در دنیا یک متر جا به ما میدهند ما خیال میکنیم حالا باید عرش و فرش و کرسی در اختیار ما باشد! ما اراده کنیم آسمان بگردد و اگر اراده نکنیم بایستد! ما اراده کنیم خدا مشیتش را به این کیفیت بگرداند و اگر اراده نکنیم به آن وضع باشد!
این وجودات گرچه اینها امور حقیقیه هستند و اینطور نیست که اینها امور عدمی باشند تمام اشیاء خارجی داری امور وجودی هستند منتها باید لحاظ وجود خودشان را بکنند که آیا این وجود آنها وجود ربطی و یا رابطی است؛ وجود آنها استنادی است، وجود آنها وجود متکی به ذات است نهاینکه دارای وجود استقلالی باشند!
