اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین مبنای اصالت ماهیت و تعلق جعل

نقد دیدگاه‌های اعتباری در تبیین موجودیت اشیاء

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبنای احتجاج قائلین به اصالت ماهیت و کیفیت تعلق جعل به ماهیات می‌پردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز می‌شود که ماهیت در هویت ذاتی خود نیازی به جاعل ندارد و آنچه در مقام بروز و ظهور خارجی رخ می‌دهد، تغییری است که با تعلق جعل و مشیت الهی حاصل می‌شود. در ادامه، ضمن نقد دیدگاه کسانی که وجود را امری اعتباری و صرفاً یک نام‌گذاری می‌دانند، به تبیین حقیقت مشککه وجود و تفاوت آن با امور انتزاعی پرداخته شده است. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های روشن، تفاوت میان وجود رابطی و استقلالی را تشریح کرده و بر این نکته تأکید می‌ورزند که تمام مشکلات و ادعاهای کاذب در دنیا ناشی از غفلت از فقر ذاتی و استقلال‌طلبیِ موهوم است. در پایان، با اشاره به سیره عرفای حقیقی، تفاوت میان مکتب توحیدی و نگاه‌های اعتباری در مواجهه با حقایق هستی تبیین می‌شود.

تبیین مبنای اصالت ماهیت و تعلق جعل

9
  • ثُمّ بَعدَ تسلیمٍ أنّ الوُجودَ أمرٌ اعتِباری لا غیرُ لا نُسلِّمُ أنّ مصداقَ حملِ الوُجودِ على الماهیاتِ إنّما هو نفسُ تِلکَ الماهیاتِ کما قالوا و إن کان بعدُ صُدورِها عن الجاعِلِ حتّى تکونَ فی موجودیّتِها مُستغنیةً عنِ الجاعِلِ.1

  • ایشان می‌گویند که حالا بالفرض وجود یک امر اعتباری است لا غیر، ما نمی‌توانیم بپذیریم که مصداق حمل موجود بر ماهیات، خود ماهیات هستند. مصداق حمل موجود بر ماهیات همان تبدل و تغیری است که گفتم، اگر مصداق حمل موجود بر این بودند پس باید همه قدم ذاتی باشند. چون ماهیت غیر از خودش احتیاج به چیز دیگری ندارد. و این مصداق حمل موجود هم به خود ماهیت برمی‌گردد. ماهیت هم از قدیم الآباد و قبل از خلفت خدا هم بوده است! قبل از اینکه خدا خلق بشود ماهیات بودند! بنابراین ما قبل از خدا هستیم! مقام الوهیت ما خیلی بالا رفته است! فواره هم که چو بالا رفت سرنگون شود!2 مراقب باش یک وقت سرنگون نشویم!

  • و إن کان بعد صُدورِها ... اگرچه بعد از صدوش از جاعل باشد تااینکه در موجودیتش مستغنی از جاعل باشد چون مسئله به خود وجود برگشته و موجودیت به خود ماهیت برگشته و ماهیت هم که احتیاج به جعل ندارد؛ الماهیةُ مِن حیثُ هی لا لیسٌ و لا أیسٌ. مفهوم در عالم مفاهیم از قدیم و ازلاً در مفهومیت خودش باقی است بنابراین آن موجودیت به آن برنمی‌گردد.

  • کیفَ و لو کانَ کذلِک یَلزَمُ الانقِلابُ عنِ الإمکانِ الذّاتی إلى الوُجوبِ الذّاتی.3

  • [چگونه چنین چیزی ممکن است؟! درحالی‌که اگر چنین باشد، لازم می‌آید که از امکان ذاتی به وجوب ذاتی بازگردیم] اگر این مصداق حمل موجودیت ...، یعنی ما این موجودٌ را به ماهیتی بگوییم که خود ذات ماهیت اقتضاء این اتصاف را می‌کند، این از امکان ذاتی به وجوب ذاتی برمی‌گردد و این قدیم ذاتی می‌شود. پس معلوم می‌شود مصداق حمل موجودیت یعنی اینکه قابل است که ما بگوییم: هذا موجودٌ به خود ماهیت ارتباط ندارد بلکه به آن تعلق جعل ارتباط دارد حالا جعل هرچه می‌خواهد باشد به ماهیت چه مربوط است؟! پس چطور شما می‌گویید که ماهیت مصداق جعل است درحالی‌که ماهیت قبل از جعل هم ماهیت خودش را داشت و در مقام امکان ذاتی بود، نه در مقام وجوب ذاتی؟!

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 406 و 407.
    2. امثال و حکم (دهخدا)، ج 1، ص 91.
    3. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 407.