اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین براهین عقلی برای ابطال تعلق جعل به ماهیت می‌پردازند. بحث با بررسی این نکته آغاز می‌شود که اگر ماهیت ذاتاً نیازمند جاعل باشد، استناد به جاعل باید از مقومات ذات آن محسوب شود، درحالی‌که تصور ماهیت بدون لحاظ جاعل ممکن است. در ادامه، ایشان به این نتیجه می‌رسند که تشخص ماهیات نه از ذات آن‌ها، بلکه از وجود حاصل می‌شود و جعل به ماهیت کلی تعلق نمی‌گیرد. استاد با نقد دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت، توضیح می‌دهند که اگر جعل به ماهیت تعلق یابد، مستلزم انقلاب ماهیت و اعتباری شدن تمام ممکنات خواهد بود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر جایگاه رفیع حقیقت ولایت و نقد دیدگاه‌های سطحی نسبت به حقایق تکوینی و وحی، به پایان می‌رسد تا روشن شود که ولایت، حقیقتی اصیل و غیرقابل‌اجتهاد است.

ابطال تعلق جعل به ماهیت

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین براهین عقلی برای ابطال تعلق جعل به ماهیت می‌پردازند. بحث با بررسی این نکته آغاز می‌شود که اگر ماهیت ذاتاً نیازمند جاعل باشد، استناد به جاعل باید از مقومات ذات آن محسوب شود، درحالی‌که تصور ماهیت بدون لحاظ جاعل ممکن است. در ادامه، ایشان به این نتیجه می‌رسند که تشخص ماهیات نه از ذات آن‌ها، بلکه از وجود حاصل می‌شود و جعل به ماهیت کلی تعلق نمی‌گیرد. استاد با نقد دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت، توضیح می‌دهند که اگر جعل به ماهیت تعلق یابد، مستلزم انقلاب ماهیت و اعتباری شدن تمام ممکنات خواهد بود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر جایگاه رفیع حقیقت ولایت و نقد دیدگاه‌های سطحی نسبت به حقایق تکوینی و وحی، به پایان می‌رسد تا روشن شود که ولایت، حقیقتی اصیل و غیرقابل‌اجتهاد است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ابطال تعلق جعل به ماهیت

11
  • و الأولُ باطلٌ عندَهم ... اوّلی نزدشان باطل است زیرا اینها قائل به اصالة الماهیة هستند و انضمام وجود را قبول ندارند. خب این یکی و دوم هم که از آن انقلاب لازم می‌آید و این ممتنع بالذات است پس ثابت شد که جعل نمی‌تواند به ماهیت تعلّق بگیرد. اگر جعل به خود ماهیت بخواهد بحسب ذاته تعلّق بگیرد انقلاب لازم می‌آید.

  • طریقٌ آخرٌ.

  • القائلونَ بِالجاعلیةِ و المجعولیةِ بینَ الماهیات یَلزم علیهم کونُ الممکناتِ أموراً اعتباریةً لِکونِ الوجود أمراً اعتباریاً عندَهم فَلیسَ المؤثرُ و المُتأثرُ فی سلسلةِ الممکنات إلاّ نفسَ ماهیاتِها بدونِ اعتبارِ الوجودِ فَیلزم کونُ المجعولات‌ و خصوصاً ما سوَى المجعولِ الأول لوازمَ الماهیات و لازمُ الماهیةِ عندَهم اعتباریٌ محضٌ لیسَ لَه تحققٌ أصلاً تَأمَّل.1

  • طریق سوم برای ابطال استناد جعل به فاعل خیلی طریق راحتی است؛ آنهایی که می‌گویند: جعل و مجعولیت به ماهیت تعلق می‌گیرد بر آنها این اشکال پیدا می‌شود که هرچه در عالم هست اینها امور اعتباری وهمی است. همۀ اینها تخیلات است.

  • کُلُّ ما فی الکَونِ وَهمٌ أو خیالٌ *** أو عُکوسٌ فی المَرایا أو ظِلالٌ2

  • البته آن با این خیلی فرق دارد!

  • لِکونِ الوجود أمراً اعتباریاً عندَهم ... چرا؟ چون اینها آمدند حساب وجود را رسیدند و گفتند که وجود یک امر اعتباری است و این را کنار گذاشتیم. آن که در این سلسلۀ این ماهیات می‌تواند تأثیر بگذارد غیر از باری تعالی، ـ از باری تعالی گفتیم بگذریم، از صادر اول بگذریم ـ آنچه که غیر از باری تعالی بعد از صدور اول هرچه که در سلسلۀ ممکنات هست؛ جبرائیل، میکائیل، عزرائیل همین‌طوری شما عوالم را یکی‌یکی بگیرید تا پایین بیایید همۀ اینها ماهیت هستند و ماهیت هم که امر اعتباری است پس هم مؤثر امر اعتباری شد و هم معلولش امر اعتباری شد اعتبارٌ فی اعتبارٍ دیگر خیلی عالی می‌شود!! بدون اعتبارِ وجود؛ وجود در اینجا هیچ اعتباری ندارد.

  • فَیلزم کونُ المجعولات‌... پس لازم می‌آید مجعولات و خصوصاً غیر از آن مجعول اول [اعتباری باشند] به‌خاطر اینکه مجعول اول از آثار ذاتی هوهویت ذاتیه است و بسیط الحقیقیه است که آن اثر اولش اثر وجود محدود است و کمی وجود هم در آن می‌رود چون بالأخره اثر اول است ولی از آن که گذشت دیگر همه چرت‌وپرت هستند! جبرائیل و عوالم سماء و... فقط آن اثر اول را که «أوَّلُ ما خَلَق اللهُ نورُ نَبیکَ یا جابر»3 است را با ائمه چهارده‌معصوم نگه می‌داریم و دیگر فاتحۀ بقیه را می‌خوانیم. اینها خیلی موحدّ هستند؛ نه، اینها ولایتی هستند اینها از این ولایتی‌های دوآتشه هستند که خیلی خلاصه... .

    1. . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 410 و 411.
    2. . دیوان اشعار جامی، فاتحة الشباب، غزل 564:
      «هرچه در عالم تکوین موجود است همه یا وهم است و یا خیال، و یا عکس‌هایى در آینه‌هاست، و یا سایه‌هاییست.»
    3. . غرر الأخبار، ص ١٩٥؛ بحار الأنوار، ج ١٥، ص ٢٤، با قدری اختلاف. عنوان بصری، ج 5، ص 27.
/ 260