
ابطال تعلق جعل به ماهیت
بررسی براهین عقلی در نفی جعل ماهیات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین براهین عقلی برای ابطال تعلق جعل به ماهیت میپردازند. بحث با بررسی این نکته آغاز میشود که اگر ماهیت ذاتاً نیازمند جاعل باشد، استناد به جاعل باید از مقومات ذات آن محسوب شود، درحالیکه تصور ماهیت بدون لحاظ جاعل ممکن است. در ادامه، ایشان به این نتیجه میرسند که تشخص ماهیات نه از ذات آنها، بلکه از وجود حاصل میشود و جعل به ماهیت کلی تعلق نمیگیرد. استاد با نقد دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت، توضیح میدهند که اگر جعل به ماهیت تعلق یابد، مستلزم انقلاب ماهیت و اعتباری شدن تمام ممکنات خواهد بود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر جایگاه رفیع حقیقت ولایت و نقد دیدگاههای سطحی نسبت به حقایق تکوینی و وحی، به پایان میرسد تا روشن شود که ولایت، حقیقتی اصیل و غیرقابلاجتهاد است.
ابطال تعلق جعل به ماهیت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین براهین عقلی برای ابطال تعلق جعل به ماهیت میپردازند. بحث با بررسی این نکته آغاز میشود که اگر ماهیت ذاتاً نیازمند جاعل باشد، استناد به جاعل باید از مقومات ذات آن محسوب شود، درحالیکه تصور ماهیت بدون لحاظ جاعل ممکن است. در ادامه، ایشان به این نتیجه میرسند که تشخص ماهیات نه از ذات آنها، بلکه از وجود حاصل میشود و جعل به ماهیت کلی تعلق نمیگیرد. استاد با نقد دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت، توضیح میدهند که اگر جعل به ماهیت تعلق یابد، مستلزم انقلاب ماهیت و اعتباری شدن تمام ممکنات خواهد بود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر جایگاه رفیع حقیقت ولایت و نقد دیدگاههای سطحی نسبت به حقایق تکوینی و وحی، به پایان میرسد تا روشن شود که ولایت، حقیقتی اصیل و غیرقابلاجتهاد است.
ابطال تعلق جعل به ماهیت
12و لازمُ الماهیةِ عندَهم ... لازم ماهیت هم پیش آنها اعتباری محض است هم خود ماهیت و هم لوازمش لیس له التحقٌ أصلاً.
خب دیگر این بحث که به اینجا رسید و ما احتمال میدادیم فردا هم هستیم ولی ظاهراً جبرائیل لگد کرد، اسمش را آوردیم اینطور شد.
تلمیذ: رادیو معارف یک جمله گفته بود که جبرائیل فقط یک پستچی است! چیزی متوجه نیست.
استاد: اگر او پستچی است تو چه هستی؟! نه، واقعاً اینها تفکرشان همین است؛ آنهایی که اصلاً نسبت به مسئلۀ وحی اشراف ندارند و حقیقت وحی را نمیفهمند تصور آنها این است که یک خبری یک جا میشود و درِ گوش جبرائیل خدا یک چیزی میخواند و بعد هم بهواسطۀ عدم سنخیت نفس پیغمبر با آن عالم بالا باید یک پستچی بیاید و آن خبر را به پیغمبر و به گوش پیغمبر برساند! این طرز تفکر آنهاست! اینکه جبرائیل حقیقت تکوینیۀ این واقعه را میآورد و نه بهصورت الفاظ بلکه بهصورت نفس این واقعه تکویناً پیغمبر را متغیر و متبدل به آن واقعیت میکند بعد پیغمبر از آن واقعیت به زبان میآورد. اینها را اصلاً اینها نمیفهمند یعنی چه؟ این آیهای را که میفرماید:
﴿وَٱخۡفِضۡ لَهُمَا جَنَاحَ ٱلذُّلِّ مِنَ ٱلرَّحۡمَةِ وَقُل رَّبِّ ٱرۡحَمۡهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرٗا﴾.1
اینها میگویند که خدا گفته برو بگو احترام اینها را داشته باش و برای اینها دعا کن، این حقیقت تکوینیۀ علیت و فیضی که از ناحیۀ پدر و مادر برای فرزند حاصل میشود و کیفیت ارتباط سعادت ابدی انسان با این مسئله و با این واقعیت، این یک واقعیت خارجی است، این واقعیت خارجی را جبرائیل در نفس پیغمبر میآورد و پیغمبر این مجرائیت فیض را در وجودش احساس میکند آنوقت این کلمات را به زبان میآورد که در زمان حیات این کار را بکن و در زمان وفات هم ﴿وَقُل رَّبِّ ٱرۡحَمۡهُمَا﴾ یا در زمان حیات فرقی نمیکند. یااینکه در سایر آیات هم همینطور است. این آیه همینطور برای مثال بیان شد. در هر آیه و هر قضیهای مثل ﴿لَوۡ كَانَ فِيهِمَآ ءَالِهَةٌ إِلَّا ٱللَهُ لَفَسَدَتَا﴾2 این حقیقت عالم تکوین را میآورد و کیفیت تکوّن سماوات و ارض را در قلب پیغمبر قرار میدهد یا فرض کنید مسئلۀ ولایت:
- . سوره إسراء (17) آیه 24. نور ملکوت قرآن، ج 1، ص 153:
«برای پدر و مادرت، بالهای ذلت و خشوع خود را از روی رحمت بگستران و پایین بیاور! و بگو: بار پروردگار من! بر آن دو رحمت بفرست؛ همچنانکه آن دو مرا در سنّ صِغر و دوران صباوت و کودکی پرورش دادند و به سرحدّ رشد و کمال رسانیدند.» - . سوره انبیاء (٢١) آیه ٢٢. الله شناسی، ج ٢، ص ٢٤٩، تعلیقه ١:
«اگر در آسمان و زمین آلههای جز خدا بودند، هرآینه آن دوتا فاسد میگشتند.»
- . سوره إسراء (17) آیه 24. نور ملکوت قرآن، ج 1، ص 153:
