اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین براهین عقلی برای ابطال تعلق جعل به ماهیت می‌پردازند. بحث با بررسی این نکته آغاز می‌شود که اگر ماهیت ذاتاً نیازمند جاعل باشد، استناد به جاعل باید از مقومات ذات آن محسوب شود، درحالی‌که تصور ماهیت بدون لحاظ جاعل ممکن است. در ادامه، ایشان به این نتیجه می‌رسند که تشخص ماهیات نه از ذات آن‌ها، بلکه از وجود حاصل می‌شود و جعل به ماهیت کلی تعلق نمی‌گیرد. استاد با نقد دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت، توضیح می‌دهند که اگر جعل به ماهیت تعلق یابد، مستلزم انقلاب ماهیت و اعتباری شدن تمام ممکنات خواهد بود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر جایگاه رفیع حقیقت ولایت و نقد دیدگاه‌های سطحی نسبت به حقایق تکوینی و وحی، به پایان می‌رسد تا روشن شود که ولایت، حقیقتی اصیل و غیرقابل‌اجتهاد است.

ابطال تعلق جعل به ماهیت

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین براهین عقلی برای ابطال تعلق جعل به ماهیت می‌پردازند. بحث با بررسی این نکته آغاز می‌شود که اگر ماهیت ذاتاً نیازمند جاعل باشد، استناد به جاعل باید از مقومات ذات آن محسوب شود، درحالی‌که تصور ماهیت بدون لحاظ جاعل ممکن است. در ادامه، ایشان به این نتیجه می‌رسند که تشخص ماهیات نه از ذات آن‌ها، بلکه از وجود حاصل می‌شود و جعل به ماهیت کلی تعلق نمی‌گیرد. استاد با نقد دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت، توضیح می‌دهند که اگر جعل به ماهیت تعلق یابد، مستلزم انقلاب ماهیت و اعتباری شدن تمام ممکنات خواهد بود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر جایگاه رفیع حقیقت ولایت و نقد دیدگاه‌های سطحی نسبت به حقایق تکوینی و وحی، به پایان می‌رسد تا روشن شود که ولایت، حقیقتی اصیل و غیرقابل‌اجتهاد است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ابطال تعلق جعل به ماهیت

6
  • بنابراین مقصود آنها اثبات حقیقت وجود صددرصد و به تمام معنا برای ذات باری است؛ در مقام حقیقت عینیۀ خارجیه، نه در مقام ظهور و بروز! در مقام ظهور و بروز، عدم، ظهور پیدا نکرده بلکه وجود ظهور پیدا کرده است ولی ظهور در وجود نباید موجب بشود که شما برای این مظاهر حکم به استقلالیت وجود کنید! این مسئله در آنجا هست که من خیال می‌کنم یک خطا و اشتباهی از ایشان در اینجا هست که در اینجا قائل به نفی وجود هستند حتی وجود ذهنی در مسئلۀ اعیان ثابته!

  • کَیف و الممکنُ ما لَم یوجَد أصلاً لَم یُکن شیئاً مِنَ الأشیاءِ و الشیئیةُ غیرُ مُنفکةٍ عَنِ الوجودِ بِالبراهینِ القَطعیةِ بَل کَما أنّ فی طَریقةِ هؤلاءِ القوم الماهیةُ مفتقرةٌ إلى الجاعلِ فی نفسِ ذاتِها لا فی وُجودِها إلاّ بِالعرضِ و لا یلزمُ منهُ الانفکاک بینَ الوجودِ و الماهیةِ کذلکَ نَقول فی هذهِ الطَریقةِ المحوجُ إلى السببِ موجودیةُ الماهیةِ أی صیرورَتُها بِحیثِ یصیرُ مَنشأً لِلحکمِ عَلیها بِالوجودِ لا نفسُ ذاتِها مِن حَیثُ هی هی و لا یلزم الانفکاکُ المذکورُ.

  • اگر ممکن وجود پیدا نکند اصلاً اطلاق شیء به آن نمی‌شود! در هرجا که شیئیت است باید در آنجا وجود باشد! در طریقۀ این قوم ماهیت مفتقر به جاعل در نفس ذاتش است، نه در وجودش الاّ بالعرض. ماهیت بالعرض احتیاج به وجود دارد؛ یعنی وجود امر اعتباری است نه‌اینکه یک امر حقیقی باشد و خود ماهیت احتیاج به جاعل دارد. و از این مسئله، انفکاک بین وجود و ماهیت پیدا نمی‌شود گرچه اینها وجود را برای ماهیت بِالعرضِ و المجاز می‌گیرند و قائل به اصالت وجود نیستند ولی درعین‌حال دوباره بین ماهیت و همین وجود بالعرض انفکاکی در خارج نیست.

  • کذلک نقول فی هذه ... ما در این مسئله در این طریقت می‌گوییم: آنکه احتیاج به سبب دارد موجودیت ماهیت است. یعنی ماهیت به حیثی بشود که منشأ برای حکم به وجود بشود، نه خود ماهیت! چون در خود ماهیت ذاتیاتش همان ذاتیاتی است که می‌شناسیم و همان مفهومی است که می‌شناسیم و اضافه بر آن چیز دیگری نیست. بنابراین انفکاک مذکور دیگر در اینجا پیش نمی‌آید زیرا آنچه را که تصور می‌کنیم هنوز وجود خارجی پیدا نکرده است تااینکه انفکاکی بین ماهیات و وجود باشد، و آنچه که در خارج هست یا قائل به اصالت ماهیت است که ماهیت همان نفس الوجود است یااینکه وجود از آن انتزاع می‌شود، درهرحال آنچه که در خارج هست، منفک از وجود إمّا عینی و إمّا اعتباری نیست! این طریق اول بود.

/