اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ابطال تعلق جعل به ماهیت

بررسی براهین عقلی در نفی جعل ماهیات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین براهین عقلی برای ابطال تعلق جعل به ماهیت می‌پردازند. بحث با بررسی این نکته آغاز می‌شود که اگر ماهیت ذاتاً نیازمند جاعل باشد، استناد به جاعل باید از مقومات ذات آن محسوب شود، درحالی‌که تصور ماهیت بدون لحاظ جاعل ممکن است. در ادامه، ایشان به این نتیجه می‌رسند که تشخص ماهیات نه از ذات آن‌ها، بلکه از وجود حاصل می‌شود و جعل به ماهیت کلی تعلق نمی‌گیرد. استاد با نقد دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت، توضیح می‌دهند که اگر جعل به ماهیت تعلق یابد، مستلزم انقلاب ماهیت و اعتباری شدن تمام ممکنات خواهد بود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر جایگاه رفیع حقیقت ولایت و نقد دیدگاه‌های سطحی نسبت به حقایق تکوینی و وحی، به پایان می‌رسد تا روشن شود که ولایت، حقیقتی اصیل و غیرقابل‌اجتهاد است.

ابطال تعلق جعل به ماهیت

4
  • فَیَتقدّمُ عَلیها تَقدّمَ الذّاتی عَلى ذی الذّاتی أی التَقدّم بِالماهیةِ کَما هُم مُعترفونَ بِهِ فَیلزَمُ أن لا یُمکنَ تَصورُ الماهیةِ مَعَ قَطعِ النَّظرِ عَنِ الفاعلِ و ارتباطِها بِهِ و لیسَ کَذلِک.1

  • پس تقدم ذاتی بر ذی الذاتی بر آن ماهیت مقدم است مثل تقدم اجزاء ماهیت بر ماهیت [همان‌طوری که آنها معترف به آن هستند]. دراین‌صورت تصور ماهیت بدون استناد به جاعل محال است درحالی‌که شما تصور می‌کنید.

  • فإنّا قَد نَتصوَّرُ بعضَ الماهیاتِ‌ بِکُنهِها مَعَ قَطعِ النَّظرِ عَن غَیرها فضلاً عَنِ الفاعلِ.

  • ما برخی از ماهیات [را به‌صورت ذاتی و با قطع نظر از غیر آنها تصور می‌کنیم دیگر چه برسد به فاعل]، البته ماهیاتی که آنها از مقولۀ اضافه نیستند و در آنها جنبۀ اضافی نیست. جنبۀ نسب و ماهیات نسبیه و ماهیات اضافیه، آنهایی که در آنها اضافۀ نسبت و اینها هست مثل: ابوت، بنوّت، فوقیت و تحتیت. ابوت یعنی استناد به فاعل و پدر، بنوّت استناد به فاعل، و امثال‌ذلک، ماهیاتی که استناد به فاعل در آنها هست. وقتی که می‌گویید: جنبۀ بنوّت فلانی این‌طور است، بدون أب نمی‌شود این قضیه مورد توجه قرار بگیرد. یااینکه بگویید: فلانی فرزند شخصی هست، همین‌که می‌گویید: فرزند، طبعاً باید آن پدر بودن و ابوّت را در این ماهیت لحاظ کنید، غیر از اینکه به خودش بدون لحاظ آن ابوّت و امثال‌ذلک نظر بیندازید.

  • تلمیذ: تصور همین ماهیت اضافی هم نیاز به استناد به فاعل ندارد.

  • استاد: فاعل خاص، به‌طورکلی نیاز به استناد فاعل دارد.

  • تلمیذ: نیاز به استناد ماهیت فاعل دارد نه خود فاعل.

  • استاد: تا مفهوم فاعل را تصور نکنید که این ...

  • تلمیذ: در حدّ تصور.

  • استاد: خب این‌هم تصور است و بحث ما هم تصور است.

  • تلمیذ: آیا حقیقت جاعل در خود ...

  • استادفإنّا قد نتصوّر، ما الآن در مقام تصور صحبت می‌کنیم که شما انسان را که تصور می‌کنید فقط حیوان ناطق است؛ یعنی شما استناد به اینکه این حیوان ناطق از کجا پیدا شده و تعلق فاعل و این حرف‌ها ندارید ولی بعضی از ماهیات، نه! در آن ماهیات استناد به فاعل، جاعل، مؤثر و علت هم خوابیده است. مثلاً تصور معلولیت یک شیء یا تصور حرارت؛ شما می‌گویید: در این اتاق حرارت غیر شمس است. فوراً استناد به حرارت کهربائیه یا حرارت ناریه [پیدا می‌کند و در این] استناد یک چیزی خوابیده است؛ یعنی در تصور معلولات یا در تصور علت، وقتی شما علت یک شیئی را بیان می‌کنید طبعاً باید معلول او هم در ذهن بیاید! اصلاً بدون معلول نمی‌توانید علت را تصور کنید! یا در تصور معلول، نمی‌توانید علت را تصور نکنید! و در نسبت و اضافات هم همین‌طور است. در این اموری که در آن، جنبۀ ارتباط در این ماهیت قرار گرفته است مثل: علیت، معلولیت، ارتباط، فوقیت، اضافه، تحتیت و امثال‌ذلک. شما می‌گویید: این سقف برای اینجا سقف کوتاهی است، تا می‌گویید: این سقف کوتاه است، پس فوراً باید تحت و عرض آن‌هم تصور بشود و این نمی‌شود حتی بدون اینکه اسم بیاورید.

    1. همان.