اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مبانی فلسفی شیخ اشراق در باب اعتباریت وجود و انحصار وجود در ذات باری‌تعالی می‌پردازند. بحث با تحلیل دیدگاه شیخ اشراق در انکار عروض وجود بر ماهیت در عالم ماده آغاز شده و به نقد تأویل‌های ارائه‌شده توسط ملاصدرا و محقق سبزواری در این زمینه می‌رسد. استاد با تبیین تفاوت میان قیام وجود به ماهیت و عروض عرض بر موضوع، به بررسی مراتب نور و تفاوت جوهرهای نوری و غاسق می‌پردازند. در ادامه، با طرح مسئله تمثل حقایق مجرد در قالب صورت‌های مثالی و مادی، این پرسش مطرح می‌شود که چگونه یک حقیقت نوری می‌تواند در مراتب مختلف ظهور یابد. در نهایت، استاد با نقد دیدگاه شیخ اشراق، ریشه اصلی خطای او را در عدم درک صحیح نسبت میان عالم ماده و مجرد دانسته و بر اصالت وجود در تمامی مراتب هستی تأکید می‌کنند.

تحلیل دیدگاه شیخ اشراق درباره وجود و ماهیت

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مبانی فلسفی شیخ اشراق در باب اعتباریت وجود و انحصار وجود در ذات باری‌تعالی می‌پردازند. بحث با تحلیل دیدگاه شیخ اشراق در انکار عروض وجود بر ماهیت در عالم ماده آغاز شده و به نقد تأویل‌های ارائه‌شده توسط ملاصدرا و محقق سبزواری در این زمینه می‌رسد. استاد با تبیین تفاوت میان قیام وجود به ماهیت و عروض عرض بر موضوع، به بررسی مراتب نور و تفاوت جوهرهای نوری و غاسق می‌پردازند. در ادامه، با طرح مسئله تمثل حقایق مجرد در قالب صورت‌های مثالی و مادی، این پرسش مطرح می‌شود که چگونه یک حقیقت نوری می‌تواند در مراتب مختلف ظهور یابد. در نهایت، استاد با نقد دیدگاه شیخ اشراق، ریشه اصلی خطای او را در عدم درک صحیح نسبت میان عالم ماده و مجرد دانسته و بر اصالت وجود در تمامی مراتب هستی تأکید می‌کنند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تحلیل دیدگاه شیخ اشراق درباره وجود و ماهیت

10
  • امیرالمؤمنین علیه‌السّلام می‌فرماید: «وَ لَقَد کُنتُ أتَّبعهُ اتِّباعَ الفَصیلِ أثرَ أُمِّهِ» بعد حضرت می‌فرماید: «إنَّکَ تَسمَعُ ما أسمعُ، و تَری ما أرَی»؛1 وقتی که من در آنجا بودم صدای ملائکه را می‌شنیدم و آنها را می‌دیدم که با پیغمبر در ارتباط هستند. اینکه [حضرت می‌فرماید که] می‌دیدم یعنی همان صورت مثالی آنها را می‌دیدم و صدای آنها را که می‌شنیدم به همان معنای صوت مثالی است درحالی‌که صدای آنها صوت ندارد و حقیقتشان شکل ندارد و همین‌طور سایر روایات و ادلۀ نقلیه که دلالت بر صورت می‌کند، همۀ اینها از این بحث روشن می‌شود که وقتی آن حقایق در مرتبۀ ذات و هویت خارجیۀ خودشان هستند همۀ اینها قائم به آن مرتبۀ نوریۀ خودشان بدون شکل و صورت هستند و وقتی که آنها می‌خواهند به عالم نفس نزول پیدا کنند دارای اَشکال مختلفه‌ای بر حسب اختیار خود می‌شوند نه‌اینکه جبرائیل فقط به‌صورت دحیه نازل می‌شد. نه! می‌توانست خودش را به‌صورت دیگر هم بکند. اختیار صورت در اختیار خود جبرائیل است یا همین‌طور ملائکۀ دیگر که ما حتی تفاوت‌هایی را هم مشاهده می‌کنیم و یااینکه در اخبار این مسئله را می‌بینیم.

  • پس همین نکته نسبت به جنبۀ مادی دارد؛ وقتی که یک حقیقت نوریه می‌تواند خود را به‌صورت مثالی درآورد چرا نمی‌تواند به‌صورت ماده درآورد؟! بین ماده و مثال چه فرقی می‌کند؟ الاّ در بعضی از عوارض فرض کنید مثال وزن ندارد ماده فقط وزن دارد. حرکت ماده بطیء است و حرکت مثال خیلی سریع است فقط در همین چیزها [تفاوت دارند] ولی فرق دیگری ندارد. آن کسی که می‌تواند حقیقت نوریۀ خود را به شکل دربیاورد همان می‌تواند به ماده هم دربیاورد و عجیب اینجا است حالا که شما به‌صورت مثالیه درآوردی یک‌دفعه صورت مثالیه را از خودت می‌گیری و بعد به همان مرتبۀ غیر صوریه و غیر تشکلِ به این صورت دوباره باز می‌گردی! این از کجا است؟ یعنی هم از خود می‌گیرد هم می‌دهد نه‌اینکه از یک جا بردارد به خودش ببندد. نقاب برنمی‌دارد از خانه بیاورد. این نقاب‌هایی که شخص به صورت می‌گذارد مثل نقاب‌هایی که بچه‌ها می‌خرند به‌صورت وحشتناک به‌صورت گربه و پلنگ است بعد درمی‌آورد. نقاب که به صورت نزده بلکه خودش را در این مرتبه درآورده است. فلهذا از اینجا متوجه می‌شویم که دحیه کلبی حقیقت جبرائیل نیست. حقیقت جبرائیل بالاتر از صورت دحیه کلبی است. آن صورتی که ما با او تماس داریم آن صورت دحیه کلبی و جبرائیل است ولی حقیقت او در نقش نمی‌گنجد و آن مسئله در صورت قرار نمی‌گیرد.

    1. . نهج البلاغه (صبحی صالح)، ج ۱، ص ۲۸5.
/