
نقد رویکرد قشری در مواجهه با معارف و عرفان
لزوم پرهیز از قضاوتهای سطحی و تعصبات غیرعلمی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با نقد رویکردهای سطحی و قشری در حوزههای علمی و دینی، بر اهمیت شناخت دقیق «منشأ انتزاع» در کلمات و استدلالها تأکید میورزند. ایشان با بررسی نمونههایی از برخوردهای غیرمنصفانه با مفاخر عرفانی همچون مولانا و برخی جریانات فکری، اینگونه قضاوتهای عجولانه را ناشی از جهل یا تجاهل دانسته و آن را عاملی برای تضعیف جایگاه تشیع و مرجعیت در نگاه جهانی میدانند. در ادامه، با اشاره به دخالت مصالح مادی و دنیوی در صدور برخی فتاوا و احکام، بر ضرورت تحقیق و تدقیق علمی پیش از هرگونه اظهارنظر تأکید شده است. این مباحث در نهایت به این نتیجه میرسد که ارزش واقعی تشیع در معارف بلند اهلبیت علیهمالسلام نهفته است و تقلیل دین به مسائل ظاهری و جزئی، مانعی بزرگ در مسیر فهم حقایق و اعتماد عمومی است.
نقد رویکرد قشری در مواجهه با معارف و عرفان
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با نقد رویکردهای سطحی و قشری در حوزههای علمی و دینی، بر اهمیت شناخت دقیق «منشأ انتزاع» در کلمات و استدلالها تأکید میورزند. ایشان با بررسی نمونههایی از برخوردهای غیرمنصفانه با مفاخر عرفانی همچون مولانا و برخی جریانات فکری، اینگونه قضاوتهای عجولانه را ناشی از جهل یا تجاهل دانسته و آن را عاملی برای تضعیف جایگاه تشیع و مرجعیت در نگاه جهانی میدانند. در ادامه، با اشاره به دخالت مصالح مادی و دنیوی در صدور برخی فتاوا و احکام، بر ضرورت تحقیق و تدقیق علمی پیش از هرگونه اظهارنظر تأکید شده است. این مباحث در نهایت به این نتیجه میرسد که ارزش واقعی تشیع در معارف بلند اهلبیت علیهمالسلام نهفته است و تقلیل دین به مسائل ظاهری و جزئی، مانعی بزرگ در مسیر فهم حقایق و اعتماد عمومی است.
نقد رویکرد قشری در مواجهه با معارف و عرفان
9اینها جریاناتی است که میآید جلوی حق را میگیرد و انسان را نسبت به مطالب بیاعتماد میکند و اعتماد دیگر ازبین میرود، وثوق دیگر ازبین میرود، انصاف دیگر ازبین میرود.
بیان مصداقی از دخالت مسائل دنیایی در صدور حکم توسط فقهاء
یک قضیهای سه سال پیش اتفاق افتاده بود؛ یکی از افراد در هند بسیار مرد موجه، متین، اهل خیر، دارای دار الأیتام، دارای مراجعات و کمک به فقرا و بیچارهها خلاصه خیلی در آن شهر حیدرآباد مرد موجهی بود، حسینیه داشت و فلان. یک کسی در آنجا بود، نماینده بود حالا از طرف هر کجا بود! یک سیدی بود و خلاصه چشمش نمیتواند ببیند که افراد به این مراجعه میکنند؛ به این آدم بازاری موجه فلان و ... بهانحاء مختلف مدام مسائلی را بهوجود میآورد و قضایای را بهوجود میآورد تااینکه یک دفعه در روزنامه آمده بود یک قضیهای را مربوط به جریان کربلا نوشته بود. الآن یادم نیست مسئله چه بود؛ خیلی قضیۀ مهمی هم نبود! خیلیها این مطلب را میگویند و حتی در کتابشان نوشتهاند، آن شخص تا میبیند که یک همچنین مسئلهای هست یکمرتبه همان را میگیرد و کاهی را کوهی میکند و از احساسات مردم نسبت به سیدالشهداء علیهالسّلام سوءاستفاده میکند و حکم به مخالفت با اهلبیت و ارتداد و اعدام میدهد؛ یعنی قضیه تا اعدام هم پیش میرود و افرادی را هم بالای منبر دعوت میکند که شما نشستهاید درحالیکه افرادی که کافر و مرتد و مخالف با اهلبیت هستند در این شهر حضور دارند. یک عده بلند میشوند بهعنوان داوطلب که بیایند این شخص را اعدام کنند. بعد خلاصه آن شخص توسط بعضی از دوستان در منزل ما میآید و من هم آن شخص را دیدم مرد خوبی بود مرد بسیار منظم و منزهی بود. پیش آقایان رفته بودند و یک استفتائیهای جمع کرده بودند که ایشان این حرف را زده است آیا حکم این اعدام است؟! یک نفر از اینها نیامد بگوید که آقا این را اعدام نکنید! گفته بودند: بهتر است که راجع به این مسئله چیز بشود، حالا ایشان شاید بعداً توبه کند و ... بعضیها اصلاً حرف نزدند و بعضیها هم به این کیفیت دو پهلو جواب دادند. یک نفر از افرادی که من پاسخ اینها را دیدم نگفته بود این مسئله چیست و ... ما هم صریح برداشتیم نوشتیم غلط کرده هر کسی آمده فلان کرده است [حکم اعدام داده است] خود او باید محاکمه بشود و در صحبت این شخص اشکالی نیست و بسیاری این مطالب را میگویند، نهایتاً انسان اشتباه میکند. اینها همه حرام است و محاربۀ با خدا و رسول است و این [نوشته] را برداشتند طهران بردند و نشان آقای خامنهای داده بودند ایشان هم خلاصه چیز کرده بودند و فرستاده بودند که خلاصه این قضیه یک وقتی حادّ نشود و شدت پیدا نکند!
