اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله «جعل» و «صیرورت» در فلسفه اسلامی می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه‌های مختلف پیرامون اصالت وجود و ماهیت آغاز شده و با نقد و بررسی دیدگاه‌های مشائین و شیخ اشراق ادامه می‌یابد. محور اصلی این گفتار، تبیین این حقیقت است که جعل الهی نه به ماهیت و نه به خودِ وجودِ بسیطِ حق‌تعالی، بلکه به «صیرورت» و تحولِ مظاهر تعلق می‌گیرد. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، چگونگی تجلی وجود مطلق در عوالم مختلف و نقش اراده در این تحولات را تشریح می‌کنند. در بخش پایانی، ایشان با تأکید بر ضرورتِ مراقبه و دوری از اشتغالات ذهنیِ جزئی، بر این نکته پای می‌فشارند که درک این حقایقِ بلند، نیازمند طهارت نفس و تمرکز بر معارف اصیل است تا ذهن از توهمات و تخیلات دنیوی پاک شود.

حقیقت جعل و صیرورت در فلسفه اسلامی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله «جعل» و «صیرورت» در فلسفه اسلامی می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه‌های مختلف پیرامون اصالت وجود و ماهیت آغاز شده و با نقد و بررسی دیدگاه‌های مشائین و شیخ اشراق ادامه می‌یابد. محور اصلی این گفتار، تبیین این حقیقت است که جعل الهی نه به ماهیت و نه به خودِ وجودِ بسیطِ حق‌تعالی، بلکه به «صیرورت» و تحولِ مظاهر تعلق می‌گیرد. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، چگونگی تجلی وجود مطلق در عوالم مختلف و نقش اراده در این تحولات را تشریح می‌کنند. در بخش پایانی، ایشان با تأکید بر ضرورتِ مراقبه و دوری از اشتغالات ذهنیِ جزئی، بر این نکته پای می‌فشارند که درک این حقایقِ بلند، نیازمند طهارت نفس و تمرکز بر معارف اصیل است تا ذهن از توهمات و تخیلات دنیوی پاک شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت جعل و صیرورت در فلسفه اسلامی

8
  • حالا سراغ مسئلۀ وجود می‌آییم. آیا در مسئلۀ وجود هم همین‌طور است؟!

  • اینکه ما گفتیم، این تغییر و تبدلات در صورت هست. اول تغییر تبدلات در کم و حرکات را گفتیم. دوم حالا یک پله بالاتر آمدیم، تغییر در صورت را گفتیم؛ شیء از یک صورت مادی تبدیل به‌ صورت دیگر شده است و بعد در این مثال می‌زدیم.

  • حالا می‌خواهیم سر اصل مطلب برویم که اصلاً در وجود و در عالم وجود و در عالم اعیان جعل به چه تعلق می‌گیرد؟ آیا جعل به خود وجود تعلق می‌گیرد یا جعل به ماهیت تعلق می‌گیرد؟ گفتیم که [تعلق جعل] به ماهیت اصلاً دیگر معنا ندارد و درست نیست. گرچه بسیاری از قائلین به اصالت ماهیت هم همین دغدغه را داشتند! چطور اینکه در سال گذشته عرض کردیم آنها هم که قائلین به تعلق جعل به ماهیت هستند به‌خاطر این مسئله است منتها راهی که رفتند راه خطا و اشتباه بوده و راه صحیح همان است که قائلین به صیرورت رفتند؛ یعنی هم قائلین به اصالت ماهیت می‌گویند: اصل وجود منحصر به ذات باری تعالی است. قائلین به اصالت وجود هم که به جای خود می‌گویند که اصل وجود منحصر به ذات باری تعالی است و وجود حضرت حق علیت صرف است و تمام آن مصداقیت خارجی وجود آن مصداق به لا انتهائیت، اطلاق، بساطت و به صرافت خودش با تمام این اوصاف به ذات باری تعالی منحصر است و او در وجود اصل است. پس الله وجودٌ و الوجودُ هو الله! در دعای جوشن هم راجع به این مسئله فقراتی آمده و عباراتی داریم. از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم و ائمه علیهم السّلام هم روایاتی در این زمینه بیان شده است که این اصل وجود اختصاص به ذات باری تعالی دارد.

  • حالا به قول جناب حکیم ما، ذات باری می‌خواهد تجلی در اسماء کند! خدا چه می‌کند؟ شما برای ما بیان کنید! ما تا اینجا مطلب را رساندیم که اصل وجود منحصر به ذات باری است و آن دارای بساطت و صرافت است چون ذات باری محدودیت و ماهیت ندارد، ماهیت در ذات باری موجب ترکب است و ترکب موجب احتیاج است و احتیاج موجب امکان است و آن ایجاب علت ثالثه را می‌کند و این با مسئلۀ وجوب منافات دارد. پس ماهیت در ذات باری وجود ندارد و ماهیت وجود باری عین إنیّت و هویت اوست. پس او وجود بحت و صرف و اطلاقی است! این وجود بحت و صرف و اطلاقی می‌خواهد به‌صورت درآید و شکل بگیرد؛ حسن، حسین، شمس، قمر، شجر، حیوان، ملائکه، جن، شیاطین، کافر، مؤمن و همۀ عوالم درست بشود. این وجود اطلاقی می‌خواهد به صورت درآید، چه قضیه‌ای باید در خارج انجام بگیرد تا این مقصد حاصل بشود؟ دیگر باید خود رفقا کم‌کم به مسئله رسیده باشند! اگر شما بخواهید بگویید که ذات باری جعل وجود می‌کند. خب وجود که خودش هست، حالا چه چیز را می‌خواهد جعل کند؟! مثل اینکه آن صاحب کارخانه بخواهد خود مایع را درست کند. مایع را برای او آوردند، مایع را در کارخانه‌ها و کارگاه‌های دیگر؛ در پتروشیمی یا هرچه می‌خواهد باشد، مایع را برای او آوردند و این فقط یک کارخانه‌ای است که صور مختلفه‌ای را می‌تواند از آن مایع بسازد؛ پلاستیک و کائوچو و الیاف بسازد و آن الیاف تبدیل به پارچه و فرش بشود. یکی از آن کارهایش این است که آن را تبدیل به کاغذ بکند. پس مایع را دست نمی‌زند فقط کاری که می‌کند؛ صورت مایع را عوض می‌کند. حالا در وجود، این ذات باری وقتی که می‌خواهد خلائق را از عدم به عالم هستی بیاورد ـ خلائق که نبودند، همۀ ما حادث هستیم، قدیم که نیستیم، إن‌شاءالله یک وقتی به مقام قدم نرسیم مثل خدا ادعای قدم بکنیم، گاهی این‌طوری می‌شویم! پس ما حادث هستیم إن‌شاءالله ـ این خدا که می‌خواهد ما را از آن حقیقت عدم به‌وجود آورد، چه کاری می‌کند و چه فوت‌وفنی به خرج می‌دهد و چه رمز و رازی در این زمینه به‌کار می‌برد که آن وجود بحت و بسیط و اطلاقی که منحصر در ذات خودش هست، آن وجود به اشیاء خارجی و ظهورات مختلف و مظاهر مختلف در همۀ عوالم تجرد و عوالم غیر تجرد تبدیل پیدا می‌کند؟ خیال می‌کنم قضیه خیلی روشن شد!

/