اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت جعل و صیرورت در فلسفه اسلامی

تبیین نسبت میان اراده الهی، ماهیت و تحولات وجودی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله «جعل» و «صیرورت» در فلسفه اسلامی می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه‌های مختلف پیرامون اصالت وجود و ماهیت آغاز شده و با نقد و بررسی دیدگاه‌های مشائین و شیخ اشراق ادامه می‌یابد. محور اصلی این گفتار، تبیین این حقیقت است که جعل الهی نه به ماهیت و نه به خودِ وجودِ بسیطِ حق‌تعالی، بلکه به «صیرورت» و تحولِ مظاهر تعلق می‌گیرد. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، چگونگی تجلی وجود مطلق در عوالم مختلف و نقش اراده در این تحولات را تشریح می‌کنند. در بخش پایانی، ایشان با تأکید بر ضرورتِ مراقبه و دوری از اشتغالات ذهنیِ جزئی، بر این نکته پای می‌فشارند که درک این حقایقِ بلند، نیازمند طهارت نفس و تمرکز بر معارف اصیل است تا ذهن از توهمات و تخیلات دنیوی پاک شود.

حقیقت جعل و صیرورت در فلسفه اسلامی

4
  • بیان مثال برای مسئلۀ صیرورت

  • مسئلۀ صیرورت یعنی چرخش، گردش، تحول و تغیر. شما این کاغذ را در دست داشته باشید ـ البته نمی‌دانم اگر حالا نوارهایش هست، رفقا، آنهایی که چیز نکردند آنها را توجه کند شاید آن مسئله یک مقداری به فهم این مسئله کمک کند ـ این کاغذ را در دست من ببینید این کاغذ الآن خودش یک امر و شیء خارجی است و هیچ حرکتی ندارد. آن اراده‌ای که می‌خواهد نسبت به این کاغذ إعمال رویه کند و در این کاغذ تأثیر کند آن اراده به چه تعلق می‌گیرد؟! آیا به خود کاغذ تعلق می‌گیرد؟! کاغذ که هست! به چه [تعلق می‌گیرد]؟ به کاغذ که دیگر نمی‌تواند تعلق بگیرد. این قرطاسی که الآن در دست من هست، این قرطاس ارادۀ جاعل به این نمی‌خواهد تعلق بگیرد یعنی دلیلی ندارد به این تعلق بگیرد! ارادۀ جاعل پس از وجود قرطاس ـ حالا راجع به قبل از وجود هم صحبت می‌کنیم از باب تقریب عرض می‌کنم ـ این اراده‌ای که الآن می‌خواهد به این قرطاس تعلق بگیرد به اصل قرطاس تعلق می‌گیرد؟ خب اصل آن که هست! آن که تحصیل حاصل می‌شود! پس این اراده در صورت وجود قرطاس به تغییر و تبدلی که در آن پیدا می‌شود تعلق می‌گیرد. اگر از باب حرکت باشد، این اراده به چرخش تعلق می‌گیرد. ببینید من الآن این را چرخاندم پس به خود کاغذ تعلق نگرفت، به تغییر و تبدلات در عارضۀ بر این، تغییر کمّی، ‌تغییر کیفی، تغییر مکانی، تغییر أین، أین او الآن در اینجا بود الآن در آنجا واقع شد. این اراده به تغییرات عارضۀ بر این قرطاس تعلق می‌گیرد، من آن را از این مرتبه به این مرتبه برمی‌گردانم و این دو را به شما نشان می‌دهم. به این جعل می‌گویند.

  • جعل؛ مراد مرید

  • جعل یعنی آن چیزی که مراد مرید است. آن چیزی که مشیت فاعل مختار و مرید به آن چیز تعلق می‌گیرد، به آن جعل گفته می‌شود که او عین ربط با حیثیت جاعل است. ببینید تا دست من نگردد، این کاغذ نمی‌گردد. در این مطلب هم دقت کنید! در صفحۀ بعد مرحوم آخوند راجع به حقیقت وجودیۀ جعل که عین ربط با جاعل است و بنا بر قول تعلق جعل به اصالة الماهیة اشکال وارد می‌شود، در آنجا این مسئله به‌درد می‌خورد. اگر این دست من را ملاحظه کنید می‌بینید که گردش این کاغذ مستند به دست است و شما این گردش کاغذ و قرطاس را متوجه نمی‌شوید مگر اینکه گردش و حرکت ید را متوجه بشوید.