
حقیقت جعل و صیرورت در فلسفه اسلامی
تبیین نسبت میان اراده الهی، ماهیت و تحولات وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله «جعل» و «صیرورت» در فلسفه اسلامی میپردازند. بحث با بررسی دیدگاههای مختلف پیرامون اصالت وجود و ماهیت آغاز شده و با نقد و بررسی دیدگاههای مشائین و شیخ اشراق ادامه مییابد. محور اصلی این گفتار، تبیین این حقیقت است که جعل الهی نه به ماهیت و نه به خودِ وجودِ بسیطِ حقتعالی، بلکه به «صیرورت» و تحولِ مظاهر تعلق میگیرد. استاد با بهرهگیری از مثالهای ملموس، چگونگی تجلی وجود مطلق در عوالم مختلف و نقش اراده در این تحولات را تشریح میکنند. در بخش پایانی، ایشان با تأکید بر ضرورتِ مراقبه و دوری از اشتغالات ذهنیِ جزئی، بر این نکته پای میفشارند که درک این حقایقِ بلند، نیازمند طهارت نفس و تمرکز بر معارف اصیل است تا ذهن از توهمات و تخیلات دنیوی پاک شود.
حقیقت جعل و صیرورت در فلسفه اسلامی
5چون تأثیر علیت در معلول عبارت از تنزیل علیت در معلول است پس این جعل و اراده به تغییر و تبدلات این قرطاس تعلق گرفته است، نه به خود قرطاس! به قرطاس تعلق نگرفته است. این در مورد این قرطاس بود. حالا اگر فرض بکنید که وجود خارجی قرطاس ندارد، یک مادهای است که این ماده قابلیت برای پذیرش و تقبل صور مختلفه را دارد. جاعل از میان این صور مختلفه یک صورت را انتخاب میکند و میخواهد این ماده را به آن صورت برگرداند. ماده هست، صورت نیست. شیء در خارج هست، ماهیت ندارد یا یک ماهیت و هیولای مبهمه دارد. آن ماهیت مبهمه میخواهد به قرطاس تبدیل بشود. میشود به کائوچو، حجر، پشم، قطن و ماء تبدیل بشود. آن ماده و هیولا میتواند به انحاء مختلف تبدیل بشود ولی از میان صور مختلفۀ ماده واحد، ارادۀ جاعل به قرطاسیت تعلق گرفته است. این تعلق اراده به این صورت یعنی جعل به قرطاسیت تعلق گرفته است. اراده به ماده تعلق نگرفته است، ماده هست! ماده که سر جای خود هست یک کیسه یا دبه را میبینید در این دبه ماده هست این ماده را میخواهند ببرند و در این کارخانه بریزند. این کارخانه هم کائوچو بیرون میدهد و هم چیزها و اشیاء دیگر ازجمله قرطاس بیرون میدهد.
حالا این ماده را میخواهند ببرند هیچ کاری هم نمیکنند فقط راه آن را تعیین میکنند و میریزند و میگویند که بهجای اینکه در این سیستم برود، در آن سیستم میرود و از آنجا کاغذ بیرون میآید. حالا کسی که میخواهد دکمه را بزند چه چیزی در نیت دارد؟ آیا میخواهد ماده را ماده کند؟ خب این تحصیل حاصل است! خب این جعل شیء بعد از وجود او محال است! این وقتی که خودش وجود خارجی دارد، نمیشود که دیگر در اینجا جعل بشود! آیا میخواهد قرطاس در خارج بهوجود بیاورد؟ ما قرطاسی نداریم! قرطاس ماهیت است! چه جاعل بخواهد و چه جاعل نخواهد ماهیت در عالم خودش تقرر دارد. اصلاً خدایی هم نعوذ بالله وجود نداشته باشد باز ماهیت از خدا هم قویتر است، خیلی از خدا قویتر است. خدا هم اگر وجود نداشته باشد باز ماهیت هست، در عالم تقرر خودش، آن اَشکال و حدود و ثغور هستند و وجود خارجی ندارند و هنوز عدم بر آنها حاکم است ولی آن حدود، صغور، مفهوم و لوازم آن نیاز به جعل جاعل ندارد. چه جاعل بخواهد یا جاعل نخواهد مثلث دارای ثلاثة زوایا هست. چه خدا بخواهد چه خدا نخواهد مربع دارای اربعة زوایا هست.
