
جعل به ماهیت و نقد نظریه صیرورت
بررسی نسبت میان جعل، ماهیت و ادراک حضوری در مراتب وجود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله «جعل» و چالشهای نظریِ تعلق آن به ماهیت یا وجود میپردازند. بحث با نقد دیدگاه مشائین و بررسی محذورات تعلق جعل به ماهیت آغاز میشود و سپس با تبیین دیدگاه شیخ اشراق، به این پرسش پاسخ داده میشود که آیا جعل به ماهیت، همانگونه که برخی تصور میکنند، منجر به اعتباریشدن ممکنات میشود یا خیر. در ادامه، استاد با تأکید بر تفاوت میان ادراک مفهومی و ادراک حضوری، تبیین میکنند که شناخت وجود خارجی بدون اشراف شهودی بر علت آن محال است. ایشان در بخش پایانی، با نقد آفاتِ تفکر انتقادیِ غیرمنصفانه در میان اهل علم، بر ضرورتِ نگاهِ حقطلبانه و پرهیز از پیشداوریهای ذهنی تأکید کرده و تفاوتِ جایگاهِ اولیای الهی در اشراف بر نفوس را با برنامهریزیهای ظاهری و استخارههای رایج، به روشنی ترسیم میکنند.
جعل به ماهیت و نقد نظریه صیرورت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله «جعل» و چالشهای نظریِ تعلق آن به ماهیت یا وجود میپردازند. بحث با نقد دیدگاه مشائین و بررسی محذورات تعلق جعل به ماهیت آغاز میشود و سپس با تبیین دیدگاه شیخ اشراق، به این پرسش پاسخ داده میشود که آیا جعل به ماهیت، همانگونه که برخی تصور میکنند، منجر به اعتباریشدن ممکنات میشود یا خیر. در ادامه، استاد با تأکید بر تفاوت میان ادراک مفهومی و ادراک حضوری، تبیین میکنند که شناخت وجود خارجی بدون اشراف شهودی بر علت آن محال است. ایشان در بخش پایانی، با نقد آفاتِ تفکر انتقادیِ غیرمنصفانه در میان اهل علم، بر ضرورتِ نگاهِ حقطلبانه و پرهیز از پیشداوریهای ذهنی تأکید کرده و تفاوتِ جایگاهِ اولیای الهی در اشراف بر نفوس را با برنامهریزیهای ظاهری و استخارههای رایج، به روشنی ترسیم میکنند.
جعل به ماهیت و نقد نظریه صیرورت
11در همان زمان مرحوم آقا یک همچنین قضیهای هم وجود داشت. میگفتند: چون کسی ولیّ خداست، اصلاً نباید اشتباه بکند! منبابمثال شخص کتاب نوشته که مبتدا منصوب است! مبتدا که منصوب نیست مرفوع است! ولیّ خدا که نمیآید نحو جعل کند! او هم که میداند مبتدا مرفوع است از من هم بهتر میداند ولی حالا در لفظ و یا قلم خبط شده و مثلاً مبتدا منصوب شده است. [میگویند:] نه! چون ولیّ خدا منصوب نوشته است ما باید منصوب چاپ کنیم! یک همچنین تفکری بود ها! گفتم: احمق! این مبتدا مرفوع است و «ـُ» دارد! تو که میخواهی از این ولیّ خدا حمایت کنی این حمایت تو آبروریزی است! چرا؟! چون این کتاب را برای تو که ننوشته که «ـَ» و «ـُ» و همه را چون ولی خدا نوشته، یک چیز بخوانی! نه، آن کتاب را برای کسی نوشته است که ولیّ خدا را به ولایت قبول ندارد، قبول دارد؟! اگر قرار بود مرحوم آقا برای شاگردان خودشان ـ آنهم این شاگردان الاغ ـ کتاب چاپ کنند چندتا چاپ میکردند؟! به تعداد گلّه؛ یعنی تقریباً حالا به هر مقداری هست چاپ میکردند. دیگر نمیآمدند سه هزارتا چاپ کنند. این سه هزارتا بهدست کسانی میرسد که ایشان را به ولایت قبول ندارند، باید این را بخوانند. خب وقتی میبینند که این ولیّ خدا نمیتواند مبتدا را بنویسد و بهجای رفع، نصب مینویسد نسبت به او چه حکمی میکنند؟! خب الآن این آبروریزی نیست؟! هست یا نه؟! وقتی آبروریزی است باید چهکار کرد؟! باید گذاشت آبرو برود؟!
ایشان در کتابشان نوشتهاند که دنده ششتا دهتا نمیدانم چقدر است. یک خانمی در اینجا آمده میگوید: نه، آدم اینقدر دنده دارد؛ هفتتا نمیدانم چندتا است. ببین اینقدر است! بشمار؛ یکی دوتا سهتا چهارتا اینقدر... دندۀ دیگر کجاست؟! پایینتر هست؟! آن را هم به حساب دنده گذاشتی؟! البته در مردها! نه آقاجان دنده مشخص است و خدا همه را به این مقدار خلق کرده است! بابا اشتباه شده است. من خودم یک صفحه مینویسم دهتا اشتباه در آن هست. این دلیل نیست. پس اِدیت1 و اینها برای چیست؟! میگویند: نه، حتماً یک مصلحتی هست! من اینها را شنیدهام ها! من اینها را با چشم خودم دیدهام!
- . Edit: این کلمه به معنای ویرایش، اصلاح، یا تنظیم یک متن، تصویر، ویدئو، یا هر محتوای دیگری است. (محقق)
