اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله «جعل» و چالش‌های نظریِ تعلق آن به ماهیت یا وجود می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه مشائین و بررسی محذورات تعلق جعل به ماهیت آغاز می‌شود و سپس با تبیین دیدگاه شیخ اشراق، به این پرسش پاسخ داده می‌شود که آیا جعل به ماهیت، همان‌گونه که برخی تصور می‌کنند، منجر به اعتباری‌شدن ممکنات می‌شود یا خیر. در ادامه، استاد با تأکید بر تفاوت میان ادراک مفهومی و ادراک حضوری، تبیین می‌کنند که شناخت وجود خارجی بدون اشراف شهودی بر علت آن محال است. ایشان در بخش پایانی، با نقد آفاتِ تفکر انتقادیِ غیرمنصفانه در میان اهل علم، بر ضرورتِ نگاهِ حق‌طلبانه و پرهیز از پیش‌داوری‌های ذهنی تأکید کرده و تفاوتِ جایگاهِ اولیای الهی در اشراف بر نفوس را با برنامه‌ریزی‌های ظاهری و استخاره‌های رایج، به روشنی ترسیم می‌کنند.

جعل به ماهیت و نقد نظریه صیرورت

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله «جعل» و چالش‌های نظریِ تعلق آن به ماهیت یا وجود می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه مشائین و بررسی محذورات تعلق جعل به ماهیت آغاز می‌شود و سپس با تبیین دیدگاه شیخ اشراق، به این پرسش پاسخ داده می‌شود که آیا جعل به ماهیت، همان‌گونه که برخی تصور می‌کنند، منجر به اعتباری‌شدن ممکنات می‌شود یا خیر. در ادامه، استاد با تأکید بر تفاوت میان ادراک مفهومی و ادراک حضوری، تبیین می‌کنند که شناخت وجود خارجی بدون اشراف شهودی بر علت آن محال است. ایشان در بخش پایانی، با نقد آفاتِ تفکر انتقادیِ غیرمنصفانه در میان اهل علم، بر ضرورتِ نگاهِ حق‌طلبانه و پرهیز از پیش‌داوری‌های ذهنی تأکید کرده و تفاوتِ جایگاهِ اولیای الهی در اشراف بر نفوس را با برنامه‌ریزی‌های ظاهری و استخاره‌های رایج، به روشنی ترسیم می‌کنند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جعل به ماهیت و نقد نظریه صیرورت

13
  • حالا خود آقا به من می‌گوید که آقا این را حذف کن، این را مثلاً چه کن. می‌گویند: نه آقا بیخود می‌گوید، ما نباید گوش بدهیم! یعنی خریت ببینید تا کجا می‌رسد که انسان تا این حد اصلاً پیش می‌آید!

  • تلمیذ: ..

  • استاد: نه! نه! نور عرض کردم در مسائل اجتماعی و مسائل صلاح و فساد شخصی یا ارتباط با دیگران، استفاده در آنجاست. اما اینکه ﴿وَجَعَلۡنَا لَهُۥ نُورٗا﴾1 به معنای این است که حالا چون می‌داند که ابن‌ملجم ضربت می‌زند پس در خانه بنشیند و مسجد نرود؟ نه، اگر برود به مشیت خدا عمل کرده است.

  • تمام طول عمر انسان، قضای الهی

  • قضاء خدا همه است؛ تمام طول عمر انسان قضای الهی است. این است و فقط اختصاص به چیز ندارد. در حرکت می‌داند الآن راه برود چون کفشش پاره است تیغ در پایش می‌رود پس راهش را عوض می‌کند از این‌طرف می‌رود تا تیغ نرود، نه! شاید قضای الهی این بوده که تیغ برود. گرفتاری ائمه بیشتر از بقیه بود. تیغ به پایشان می‌رفت، میخ می‌رفت، عقرب پای پیغمبر را زد. خب حالا عقرب نباید پیغمبر را بزند؟! مگر عقرب بقیه را نمی‌زند؟! خب پیغمبر را هم بزند! حالا چون پیغمبر است عقرب نباید بزند، سنگ نباید به او بخورد و امثال‌ذلک؟! این سنگی که می‌آمد به پیشانی پیغمبر می‌خورد، یکی تابه‌حال به پیشانی ما نخورده است! ما در ناز و نعمت و همه چیز هستیم و... این ائمه از همه بیشتر به بیچارگی و به هزارتا مصائب و چیزها مبتلا شدند. در هر دقیقه‌ای قضای الهی هست. در هر ساعتی قضای الهی است نه‌اینکه فقط مربوط به کربلا و امثال‌ذلک است. امام حسین علیه‌السّلام می‌دانست این قضایا اتفاق می‌افتد خب می‌رفت یمن، چرا کربلا آمد؟! راهش را اصلاً‌ عوض می‌کرد. مسیرش را به‌جای اینکه به‌سمت مکه برود به‌سمت یمن می‌برد. وقتی ما این مطلب را راجع به شخص ولیّ که باقی است قائل باشیم خب مقام امام بیشتر نسبت به این مطالب احتفاظ دارد و مجری مشیت خدا در همین‌جا است.

    1. . سوره انعام (6) آیه 122:
      ﴿أَوَ مَن كَانَ مَيۡتٗا فَأَحۡيَيۡنَٰهُ وَجَعَلۡنَا لَهُۥ نُورٗا يَمۡشِي بِهِۦ فِي ٱلنَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُۥ فِي ٱلظُّلُمَٰتِ لَيۡسَ بِخَارِجٖ مِّنۡهَا كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلۡكَٰفِرِينَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ﴾. معاد شناسی، ج 5، ص 231:
      «آیا آن کسى که مرده بود پس ما او را زنده کردیم و براى او نورى قرار دادیم که با آن در میان مردم راه می‌رود، مثل کسى است که در ظلمات است و از آن خارج نگردیده است؟ این‌طور أعمال کافران براى آنها زینت داده شده است.»
/ 260