
جعل به ماهیت و نقد نظریه صیرورت
بررسی نسبت میان جعل، ماهیت و ادراک حضوری در مراتب وجود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله «جعل» و چالشهای نظریِ تعلق آن به ماهیت یا وجود میپردازند. بحث با نقد دیدگاه مشائین و بررسی محذورات تعلق جعل به ماهیت آغاز میشود و سپس با تبیین دیدگاه شیخ اشراق، به این پرسش پاسخ داده میشود که آیا جعل به ماهیت، همانگونه که برخی تصور میکنند، منجر به اعتباریشدن ممکنات میشود یا خیر. در ادامه، استاد با تأکید بر تفاوت میان ادراک مفهومی و ادراک حضوری، تبیین میکنند که شناخت وجود خارجی بدون اشراف شهودی بر علت آن محال است. ایشان در بخش پایانی، با نقد آفاتِ تفکر انتقادیِ غیرمنصفانه در میان اهل علم، بر ضرورتِ نگاهِ حقطلبانه و پرهیز از پیشداوریهای ذهنی تأکید کرده و تفاوتِ جایگاهِ اولیای الهی در اشراف بر نفوس را با برنامهریزیهای ظاهری و استخارههای رایج، به روشنی ترسیم میکنند.
جعل به ماهیت و نقد نظریه صیرورت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله «جعل» و چالشهای نظریِ تعلق آن به ماهیت یا وجود میپردازند. بحث با نقد دیدگاه مشائین و بررسی محذورات تعلق جعل به ماهیت آغاز میشود و سپس با تبیین دیدگاه شیخ اشراق، به این پرسش پاسخ داده میشود که آیا جعل به ماهیت، همانگونه که برخی تصور میکنند، منجر به اعتباریشدن ممکنات میشود یا خیر. در ادامه، استاد با تأکید بر تفاوت میان ادراک مفهومی و ادراک حضوری، تبیین میکنند که شناخت وجود خارجی بدون اشراف شهودی بر علت آن محال است. ایشان در بخش پایانی، با نقد آفاتِ تفکر انتقادیِ غیرمنصفانه در میان اهل علم، بر ضرورتِ نگاهِ حقطلبانه و پرهیز از پیشداوریهای ذهنی تأکید کرده و تفاوتِ جایگاهِ اولیای الهی در اشراف بر نفوس را با برنامهریزیهای ظاهری و استخارههای رایج، به روشنی ترسیم میکنند.
جعل به ماهیت و نقد نظریه صیرورت
9و قَد أسلَفنا لکَ أنَّ کلَّ مَرتبةٍ مِن مراتبِ الوجودِ کونُها فی تلکِ المرتبةِ مِن مُقوماتِها فَیَمتَنِعُ تَصوُّرُها و مُلاحظتُها إلاَّ بَعدَ ملاحظةِ ما قَبلَها.
این را برای شما گفتیم که هر مرتبه از مراتب وجود، اینکه این در این مرتبه باشد از مقوماتش است؛ یعنی اگر هر مرتبه از مراتب وجود را تصور کنید، همان بودنش در آن مرتبه، از مقومات او است. پس نمیشود این مرتبه را تصور کنید مگر اینکه مرتبۀ علیت را تصور کنید زیرا آن معلول عین ارتباط با علت است. پس اگر بخواهید هر مرتبه از این مراتب نوریه را تصور کنید، باید مرتبۀ بالاتر را هم تصور کنید درحالیکه ماهیات احتیاج به تصور ندارند؛ احتیاجی به تصور خارجی ندارند! شما [میتوانید] یک ماهیت را بدون تصور ماهیت دیگر تصور کنید.
فارتباطُ کلِّ وجودٍ بِما قَبلَه هو عینُ حقیقتِه لا یُمکنُ تَعقُّلُه غَیرَ مرتبطٍ إلى علتِه فَجَعلُ ذاتِه بِعینِه جَعلُ ارتباطِه مَع الأولِ بِلا انفکاکٍ بَینهما لا فی الواقعِ و لا فی التصورِ.
ارتباط هر وجودی به ماقبلش همان حقیقت آن وجود را تشکیل میدهد، نه چیزی زائد بر او! نمیشود که آن را بدون ارتباط به علت تعقل کنید، این تعقل تعقل ناقص است و تعقل تام نیست! اینکه جاعل این ذات را جعل کند به چه معنا است؟! به این معنا است که ارتباطش را با آن علت برقرار میکند و این معنای جعل ذات است. بنابراین شما که میخواهید یک ذاتی را تصور کنید، باید علتش را تصور کنید! این عین ارتباطش با اول است و بلا انفکاک است تا به ذات باری برسد و در عالم واقع و تکوین، و همینطور در تصور قابل انفکاک نیست.
و لَیست هی کالماهیاتِ التی یُمکنُ تَصوُّرُها منفکةً عَما سواها.
اینها مثل ماهیاتی که تصور اینها منفک از ماسوای ممکن است نیستند.
تلمیذ: این از نظر کلیت ... درنظر دارد ...
استاد: خب جعل که به کلی تعلق نمیگیرد، جعل به جزئی تعلق میگیرد. تعلق جعل به کلی به معنای تعلیم مصداق خارجی است. وقتی که جعل میخواهد به حیوان تعلق بگیرد، حیوان کلی هیچوقت در خارج محقق نمیشود چون حیوان کلی یک طبیعت مبهمه است؛ طبیعتی که هم بقر را شامل میشود، هم غنم را شامل میشود، هم إبل را شامل میشود و هم گربه را شامل میشود، چطور آن حقیقت میتواند در خارج تحقق پیدا کند؟!
