
مجعولیت وجود در نظام هستی
تحلیل فلسفی رابطه علیت و نفی مجعولیت ماهیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق یکی از مسائل بنیادین فلسفه، یعنی کیفیت تعلق جعل به موجودات میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره مجعولیت ماهیت آغاز شده و با استناد به مبانی اصالت وجود، اثبات میشود که جعل الهی تنها به وجود تعلق میگیرد، نه به ماهیت که امری اعتباری است. در ادامه، ایشان با واکاوی حقیقت علیت، آن را به معنای نزول نفس علت در قالب معلول دانسته و بر این نکته تأکید میکنند که شناخت کنه این ارتباط، فراتر از تصورات ذهنی و نیازمند شهود قلبی است. در بخش پایانی، ضمن اشاره به نقش صورتهای ذهنی و مکاشفات در ادراک انسانی، بر اهمیت مراقبت از خطورات ذهنی و خاطرات تأکید میشود؛ چرا که این صورتها حقیقت وجودی انسان را در عوالم پس از مرگ شکل میدهند و هیچگاه از بین نمیروند.
مجعولیت وجود در نظام هستی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق یکی از مسائل بنیادین فلسفه، یعنی کیفیت تعلق جعل به موجودات میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره مجعولیت ماهیت آغاز شده و با استناد به مبانی اصالت وجود، اثبات میشود که جعل الهی تنها به وجود تعلق میگیرد، نه به ماهیت که امری اعتباری است. در ادامه، ایشان با واکاوی حقیقت علیت، آن را به معنای نزول نفس علت در قالب معلول دانسته و بر این نکته تأکید میکنند که شناخت کنه این ارتباط، فراتر از تصورات ذهنی و نیازمند شهود قلبی است. در بخش پایانی، ضمن اشاره به نقش صورتهای ذهنی و مکاشفات در ادراک انسانی، بر اهمیت مراقبت از خطورات ذهنی و خاطرات تأکید میشود؛ چرا که این صورتها حقیقت وجودی انسان را در عوالم پس از مرگ شکل میدهند و هیچگاه از بین نمیروند.
مجعولیت وجود در نظام هستی
6لذا حضرت مسلم علیهالسّلام در آن بالاى دارالإماره بهسمت کوفه به سیدالشهداء رو کرد و عرض کرد که تمام این حسابوکتابهایی که شما بار کرده بودید بر اعتبار بار کردید. شما دیگر اینجا نیایید! وقتی میخواست وصیت کند1 به [ایشان گفتند که] وصیت دارى یا نداری مثل اینکه حضرت مسلم هم مبحث جعل را خوانده بود تعلق جعل را هم خوانده بود و فهمیده بود چه کلاهى سرشان رفته است!! البته کلاه که سر او نرفته او که دارد راه خودش را مىرود ولى این مردم مذبذب و... حالا که ما خواندیم باید حواسمان جمع باشد که هیچوقت نمیشود انسان بر اعتبار حساب را باز کند. بساط خیلی بساط عالی است. این مربوط به آن بود.
مرحوم آخوند مىفرمایند که ما تکلیفمان را با صیرورت روشن کردیم. اصالة الماهیه هم که اینطورى درآمد، مجعولیت ماهیت لا یبقى الاّ فقط یک وجود که آن اراده به یک امر ملموس و محسوس و مشاهد خارجى تعلق مىگیرد. آخر این جاعل وقتى که مىخواهد کارى انجام بدهد روی هوا که انجام نمىدهد مثل آن قضیۀ حوله بافتن یارو است که گفت: فقط حلالزاده آن را مىبیند! گفت که یک حولۀ دو مترى بافتم. گفت که کجاست؟ گفت که نه، حلالزاده مىبیند! آن گوشهاش هست و این گوشهاش هست و این پایین حوله است و فقط حلالزاده است که مىبیند!! آخر جعل که اینطورى نیست! به یک امر معلوم و محسوس خارجی و ملموسی که انسان بتواند اشارۀ حسیه یا عقلیه نسبت به او داشته باشد جعل به این تعلق مىگیرد. این کلام مرحوم آخوند تا اینجا بود.
توجیه کلام مشائینِ قائلِ به صیرورت
ایشان در تتمۀ مطلب یک قضیهای بهنحو اشاره ذکر میکنند که من خیال میکنم آن مسئلهای را که خدمت رفقا راجع به تعلق جعل به صیرورت بود ایشان میخواهند آن مطلب را در اینجا اشاره کنند گویا ذهن ایشان هم نسبت به این قضیه رفته که مقصود از جعل تعلق جاعل و ارادۀ جاعل به امر اعتبارى نیست بلکه مقصود عبارت از آن تصرفاتى است که جاعل در آن اسماء و صفات خودش و در وجود؛ ـ حالا آنها یک مباحث دیگر است ـ تصرفى که جاعل و فاعل در وجود بهوجود مىآورد بعد از آن تصرف صارَ الوجودُ مَجعولاً که وقتی این تصرف شد آنوقت مىگوییم که این وجود، وجود خارجى است. بنابراین جعل به اتصاف وجود به کیفیت صورت خارجی تعلق مىگیرد، نه به خود وجودیت بنفسه بدون هیچ دخل و تصرف. نه! به وجودى که مىخواهد صورت پیدا کند، وجود که صورت و شکل و قیافه نداشت، وجود که بسیط بود، وجود که وزن و رنگ و جده نداشت، این وجودى که مىخواهد به این شکل برگردد بگوییم که جعل به ارادۀ در تحول تعلق مىگیرد.
- . الإرشاد، ج ٢، ص ٦١. سیری در تاریخ پیامبر اکرم صلّی اللَه و علیه و آله و سلّم، ج 2، ص 64.
