اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت تصدیق و تفاوت آن با تصور

بررسی جایگاه حکم و ادراک در نظام معرفتی نفس

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت تصدیق و تمایز آن از تصور می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های موجود درباره علت تحقق تصدیق در ذهن آغاز شده و با بررسی اشکالات مطرح‌شده بر کلام بوعلی سینا ادامه می‌یابد. استاد با تأکید بر اینکه تصدیق، فعلی بسیط و ساذج از افعال نفس است، تفاوت بنیادین آن را با تصور روشن می‌سازند. در ادامه، ضمن اشاره به ضرورت رعایت اخلاق در نقل مطالب و پرهیز از قضاوت‌های شتاب‌زده، به این نکته پرداخته می‌شود که مقدمات تصدیق در اختیار انسان است، اما نفسِ حکم، امری قهری است که پس از تکمیل مقدمات حاصل می‌شود. در پایان، با تکیه بر مبانی صدرالمتألهین، تفاوت میان علیت تقومی و علیت صدوری در ماهیات و نسبت آن‌ها با وجود و عدم تبیین می‌گردد تا روشن شود که چگونه تصدیق و تصور در ظرف علمی نفس، دو جایگاه و کارکرد متفاوت دارند.

ماهیت تصدیق و تفاوت آن با تصور

7
  • اشکال دوم مرحوم علامه دوانی به بوعلی این است که چرا شما می‌گویید که نفس تصور ایجاب تصدیق را نمی‌کند؟ همین‌که این تصور وجود ذهنی پیدا کرده است یعنی من هستم چه اینکه ذهن شاعر به این مطلب باشد به‌طوری‌که در جلسۀ قبل گفتیم یا شاعر نباشد. وقتی که ذهن یک مفهومی را تصور می‌کند خواهی‌نخواهی وجود ذهنی بر این مفهوم بار و عارض شده است چه اینکه احساس کنم که من هستم که این مفهوم را تصور کرده‌ام و من هستم که این مفهوم زید، شجر، سماء و ارض را در ذهن خود آورده‌ام حالا کاری به ‌وجود و عدم آن مفهوم نداریم بلکه به نفس آن مفهوم [کار داریم]. اصلاً نمی‌دانیم آن مفهوم در خارج تحقق دارد یا ندارد و در مرتبۀ استواء هست ولی اینکه الآن این مفهوم در ذهن من آمده است خواهی‌نخواهی نفساً حکم می‌کنم بر اینکه این مفهوم تحقق نفسانی دارد. بنابراین اینکه می‌گویید که علتِ تصور نمی‌تواند علتِ تصدیق باشد اینجا غلط است. علتِ تصور که همان إعمال نفس است وجود تصور را در نفس به نفس همان إعمال، تصدیق حاصل است؛ یعنی به نفس تصور زید که آیا زید هست یا نیست ـ اصلاً به بود و نبودش کاری نداریم ـ به نفس تصور زید حکم کردیم بر اینکه زید در نفس ما وجود پیدا کرده است. پس این مسئله که علت یک شیء نمی‌تواند علت وجود و عدم آن شیء باشد در اینجا محل خدشه است.

  • جوابی که از این قضیه داده شد را در جلسۀ بعد می‌گوییم. جوابش روشن است و مسئله این است که بین وجود ذهنی و وجود خارجی فرق است.

  • ثُمَّ لا یَختَلجنَّ فی وَهمک أنَّهم لَمّا أخرجوا الماهیةَ عَن حَیِّزِ الجَعل فَقَد ألحقوها بِواجبِ الوجود و جَمعوها إلیهِ فی الاستغناءِ عَنِ العِلةِ.1

  • این‌طور در وهم شما خطور نکند که وقتی که اینها ماهیت را از میزان جعل و از قابلیت تعلق جعل بیرون آوردند خب چیزی که جعل به آن تعلق نمی‌گیرد واجب الوجود است. این را به واجب الوجود ملحق کردند که در واجب الوجود جعل معنا ندارد و آن ماهیت را به واجب الوجود ملحق کرده‌اند و آن را در اینکه استغناء از علت دارد جمع کرده‌اند همان‌طوری‌که واجب الوجود مستغنی از علت است ماهیت هم که جعل به آن تعلق نمی‌گیرد پس آن‌هم مستغنی از علت است چون جعل که به ماهیت تعلق نمی‌گیرد پس آن‌هم واجب الوجود است. دیگر آوردن اینها معنایی ندارد.

    1. . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 421.