
ماهیت تصدیق و نسبت آن با تصور در فلسفه
تحلیل جایگاه حکم نفس در برابر تصورات ذهنی
این جلسه از سلسلهمباحث آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی دقیق ماهیت «تصدیق» و تفاوت بنیادین آن با «تصور» در فلسفه اختصاص دارد. بحث با نقد دیدگاه بوعلیسینا توسط محقق دوانی آغاز میشود که مدعی است تصورات، خود ملازم با نوعی تصدیق هستند. استاد با رد این ادعا، تصدیق را صرفاً «إعمال نفس» و حکم به وجود یا عدم میداند که از نظر رتبی مسبوق به تصور است، نه اینکه در ذات آن نهفته باشد. در ادامه، با تکیه بر آیات قرآن و مثالهای تاریخی همچون ماجرای شریح قاضی، به تبیین این نکته پرداخته میشود که چگونه انسانها گاهی برای فرار از پذیرش حقایقِ روشن و قهری، با وجدان خود میستیزند و به انکارِ خود دست میزنند. این جلسه با تأکید بر ضرورتِ گشودگیِ ذهن نسبت به واقعیت، نشان میدهد که چگونه مباحث دقیق عقلی، راهگشای مسیر اخلاقی و عملی انسان در مواجهه با امتحانات الهی است.
ماهیت تصدیق و نسبت آن با تصور در فلسفه
12این ﴿هَٰذَا سَٰحِرٞ كَذَّابٌ﴾ میشود! چون نمیتوانند رسالت پیغمبر را [انکار] کنند میآیند تهمت به سحر میزنند! چون نمیتوانند امام حسین علیهالسّلام را زیر سؤال ببرند میگویند که این عمل او اخلال به امنیت ملی است! نمیگویند که آن پدر سوختهای که بعد از معاویه آمده را بردارید کنار بگذارید بلکه میآیند از اینطرف قضیه را جلو میبرند! درست شد؟!
این کاری است که ما میکنیم! اینها همه معارضۀ با آن مسئله است، در نرسیدن به تصدیق همین قضیه وجود دارد؛ انسان احتمال میدهد که نکند حق با او باشد؟! یک وقتی میفهمد حق با اوست پس میآید این کار را میکند ولی یک وقتی نمیگذارد که به این مطلب برسد [دراینصورت] این و او هردو شریک هستند و هیچ فرقی نمیکند.
اصلاً نمیگذارد! دیدهاید بعضیها تا میخواهند حرفی بزنند [شخص میگوید که] آقا اصلاً من نمیخواهم این را بشنوم، ما همین هستیم ما نمیخواهیم بشنویم، ما اصلاً نمیخواهیم ذهنمان را مشغول کنیم! این با آن هردو یکی است منتها او بعد از رسیدن به یقین دارد پشتک میزند ولی این اصلاً نمیگذارد خودش به یقین برسد! چون میبیند اگر بخواهد به یقین برسد آنوقت مجبور است که بعد بیاید توجیه و تأویل کند لذا میگوید که از اول اصلاً به این یقین نمیرسم که از توجیه و تأویل در امان بمانم! هر دوی اینها یکی است! هر دوی اینها مقام جهل است و هیچ تفاوتی در صورت مسئله ندارد.
راه گشا بودن فلسفه در مسیر و زندگی انسان
پس ببینید چقدر اینها مفید است! یعنی همین مطالب فلسفی و همین مطالب عقلی است که در زندگی انسان راه گشاست و مسیر انسان را تعیین میکند. حالا کاری به مطالب عقلی و جنبۀ کلیاش نداریم ولی چقدر جنبۀ اخلاقی و جنبۀ عملیاش قضیۀ مهمی است که انسان هیچوقت نباید ذهن خودش را به روی واقعیت ببندد ولو به هرجا میخواهد برسد برسد! چون واقع واقع است و دیگر ترسی ما نداریم!
