اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

این جلسه از سلسله‌مباحث آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی دقیق ماهیت «تصدیق» و تفاوت بنیادین آن با «تصور» در فلسفه اختصاص دارد. بحث با نقد دیدگاه بوعلی‌سینا توسط محقق دوانی آغاز می‌شود که مدعی است تصورات، خود ملازم با نوعی تصدیق هستند. استاد با رد این ادعا، تصدیق را صرفاً «إعمال نفس» و حکم به وجود یا عدم می‌داند که از نظر رتبی مسبوق به تصور است، نه اینکه در ذات آن نهفته باشد. در ادامه، با تکیه بر آیات قرآن و مثال‌های تاریخی همچون ماجرای شریح قاضی، به تبیین این نکته پرداخته می‌شود که چگونه انسان‌ها گاهی برای فرار از پذیرش حقایقِ روشن و قهری، با وجدان خود می‌ستیزند و به انکارِ خود دست می‌زنند. این جلسه با تأکید بر ضرورتِ گشودگیِ ذهن نسبت به واقعیت، نشان می‌دهد که چگونه مباحث دقیق عقلی، راهگشای مسیر اخلاقی و عملی انسان در مواجهه با امتحانات الهی است.

ماهیت تصدیق و نسبت آن با تصور در فلسفه

7
  • تلمیذ: خب منوط به مقدمات است یا به خود نفس هم برمی‌گردد؟!

  • استاد: دو مسئله هست، آن‌هم ما در جلسۀ قبل این مسئله را عرض کردیم، در بعضی از موارد مسئله اصلاً در اختیار نفس نیست مثلاً الآن من در اینجا نشسته‌ام و شما دارید من را می‌بینید آیا می‌توانید مدام بر خودتان تحمیل و تکلیف کنید که من وجود ندارم؟! این امکان ندارد؛ یعنی همین‌که شما چشمتان به من افتاد [با خود می‌گویید که] در اینجا فلانی نشسته است، تمام می‌شود.

  • تلمیذ: یعنی نفس إعمال هم دارد؟

  • منظور از آیۀ ﴿ٱلَّذِينَ ءَاتَينَٰهُمُ ٱلكِتَٰبَ يَعرِفُونَهُۥ كَمَا يَعرِفُونَ أَبنَاءَهُم﴾

  • قهری بودن تصدیق به رسالت

  • استاد: اینکه هست إعمال است ولی این إعمال غیر اختیاری است. اختیاری به این معنا که انسان بتواند در انجام و ترک آن مختار باشد یک هم‌چنین مسئله‌ای در این‌گونه تصدیقات نیست. در آیۀ قرآن مگر ندارد: ﴿ٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ يَعۡرِفُونَهُۥ كَمَا يَعۡرِفُونَ أَبۡنَآءَهُمۡ﴾؟!1 این آیۀ بسیار عجیبی است! یعنی بخواهند نخواهند تو را می‌شناسند! تو با این وضعیتی که داری مگر می‌شود تو را انکار کرد؟! انکار تو مساوق با محال است! تو با این ید بیضایی که کردید با این شق‌القمری که کردی تو با تکلیم شجر و حصاة2 و حیوان که در میان افراد انجام دادی و با این قرآنی که آوردی و با این اثراتی که دارد مگر می‌شود تو را نشناسند؟! خدا دارد این را می‌گوید. این‌قدر مسئله‌ای بسیط است که امکان ندارد تو را نشناسند.

  • حالا که نمی‌شود انکار بکنند پس نفس می‌گوید: هذا نبیّ، هذا نبیّ یعنی همان ﴿يَعۡرِفُونَهُۥ﴾، آیا می‌شود انسان فرزند خودش را انکار کند؟! این قبول فرزند برای پدر یک قبول اضطراری و جبری است! وقتی یک فرزندی از یک پدری به دنیا آمده است، نمی‌شود که پدر بگوید: این پسر من نیست. بله، ممکن است شک بکند که آیا [خودش] در جبهه بوده [و این پسر به دنیا آمده است]! می‌گویند که از چیزهای غیبی این است که شخصی جبهه بوده و وقتی برمی‌گردد یک‌دفعه می‌بیند بچه پیدا کرده است! از امدادهای غیبی است! حالا ممکن است در این موارد شخص شک بکند. ولی جبهه هم نبوده در خانه پیش زن و بچه‌اش بوده و مشکلی هم پیش نیامده خب دلیلی ندارد بر اینکه شک کند! حالا درعین‌حال بگوید که نه‌خیر بنده در این قضیه شک دارم خب این یک آدم روانی و وسواسی و خل است. آیا خواهی‌نخواهی وقتی که بچه به دنیا می‌آید انسان می‌تواند بگوید که نه، هنوز در شکم مادرش است؟! خب بابا بچه بیرون است! دارید تماشا می‌کنید! قنداقش کرده‌اند و دست حاج آقا می‌دهند! خب اگر الآن بچه به دنیا آمده است آدم بگوید: نه‌خیر! بنده اشتباه دارم می‌بینم! هنوز به دنیا نیامده است! خب این خُل است و شکی در این مسئله نیست که خواهی‌نخواهی تصدیق این اقتضاء را می‌کند این معنای همان ﴿يَعۡرِفُونَهُۥ﴾ است، در ﴿يَعۡرِفُونَهُۥ كَمَا يَعۡرِفُونَ أَبۡنَآءَهُمۡ﴾ یعنی تصدیق به رسالت یک مسئلۀ قهری است و شما نمی‌توانید تصدیق نکنید. من‌باب‌مثال من نمی‌توانم این ضبطی که الآن در اینجا هست را بگویم که نیست.

    1. . سوره بقره (2) آیه 146.
      ترجمه: «اهل کتاب، پیامبر اسلام را [براساس اوصافش که در تورات و انجیل خوانده‌اند] می‌شناسند، به‌گونه ای که پسران خود را می‌شناسند.»
    2. لغت‌نامه دهخدا: «حصاة: سنگ‌ریزه، ریگ.»