اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین حرکت توسطیه و قطعیه در فلسفه

تحلیل نسبت فعلیت و قوه در حرکت‌های تدریجی

14٬057
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ماهیت حرکت در مقولات و پاسخ به اشکالات پیرامون فعلیت متحرک در زمان حرکت می‌پردازند. بحث با نقد نظریه ضرورت مکان بالفعل برای متحرک آغاز شده و با تبیین دیدگاه علامه دوانی درباره حرکت توسطیه ادامه می‌یابد. در ادامه، تفاوت بنیادین میان حرکت توسطیه و حرکت قطعیه تشریح می‌شود؛ به این معنا که حرکت توسطیه تبدل قوه به فعل در هر آن است که به حرکت قطعیه در خارج منجر می‌شود. استاد با نقد دیدگاه‌های پیشین، بر این نکته تأکید دارند که متحرک در حال حرکت، دارای یک فرد زمانی واحد و سیال است و تقسیمات آن به آنات غیرمتناهی، امری ذهنی و عقلی است، نه خارجی. در نهایت، این بحث به تبیین جایگاه حرکت جوهری در اشتداد وجودی و تفاوت آن با حرکت در اعراض ختم می‌شود تا مخاطب به درکی روشن از نحوه اتصاف متحرک به فعلیت در بستر زمان دست یابد.

تبیین حرکت توسطیه و قطعیه در فلسفه

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ماهیت حرکت در مقولات و پاسخ به اشکالات پیرامون فعلیت متحرک در زمان حرکت می‌پردازند. بحث با نقد نظریه ضرورت مکان بالفعل برای متحرک آغاز شده و با تبیین دیدگاه علامه دوانی درباره حرکت توسطیه ادامه می‌یابد. در ادامه، تفاوت بنیادین میان حرکت توسطیه و حرکت قطعیه تشریح می‌شود؛ به این معنا که حرکت توسطیه تبدل قوه به فعل در هر آن است که به حرکت قطعیه در خارج منجر می‌شود. استاد با نقد دیدگاه‌های پیشین، بر این نکته تأکید دارند که متحرک در حال حرکت، دارای یک فرد زمانی واحد و سیال است و تقسیمات آن به آنات غیرمتناهی، امری ذهنی و عقلی است، نه خارجی. در نهایت، این بحث به تبیین جایگاه حرکت جوهری در اشتداد وجودی و تفاوت آن با حرکت در اعراض ختم می‌شود تا مخاطب به درکی روشن از نحوه اتصاف متحرک به فعلیت در بستر زمان دست یابد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حرکت توسطیه و قطعیه در فلسفه

11
  • فَیلزَم أن لا یَکونَ لَها وَضعٌ فی وَقتِ أصلاً.

  • لازمۀ این حرف این است که اصلاً آنها وضعی [در وقت] نداشته باشند چون شما فعلیت را از آن حرکت سلب کردید خب مطلب چیست؟

  • فالحقُ فی هذا المَقام أنَّ أفرادَ المَقولةِ الَّتی تَقعُ فیها الحَرکةُ لَیسَت مُنحصرةً فی الأفرادِ الآنیَةِ بَل لَها أفرادٌ آنیَةٌ هیَ مِعیارُ السُّکون و أفرادٌ زمانیةٌ تَدریجیةُ الوجود مُنطبقةٌ على الحرکة بمعنى القطع.1

  • مرحوم آخوند خودشان دارند بنا بر مسلک قدما [بیان می‌کنند] فراموش نکنید که تمام اینها بنا بر مسلک قدما است و ایشان هنوز مطلبشان را راجع به حرکت در وجود ذکر نکردند و در بحث حرکت جوهریه ذکر خواهند کرد. فالحقُ فی هذا المَقام ... حق در مسئله این است که افراد آن مقوله که در آن حرکت واقع می‌شود اینها منحصر در افراد آنی نیستند تااینکه شما بگویید که تلبس یک متحرک به فرد آنی یعنی به عبارت دیگر ظهور آنیات در خارج که آن‌هم خلاف فرض است و در خارج آنیات وجود خارجی ندارند بلکه برای آن حرکت یک افراد آنیه‌ای است که آن معیار سکون است یعنی در هرجا که متحرک در آنجا ایستاد آنجا خودش یک ‌آنْ تشکیل می‌شود که عرض شد که آن نقطۀ قطع دو فعلیت و استعداد است و یک افراد زمانیۀ تَدریجیةُ الوجود دارد که اینها بر حرکت به معنای قطع منطبق هستند. البته این ما لا یتناهیٰ است چون اگر بخواهد از یک نقطه به نقطۀ دیگر برود و این حرکت قطعی انجام بشود این بما لا یتناهیٰ باید دارای افراد زمانیه باشد.

  • اقسام فعلیت برای متحرک

  • پس هر متحرکی دو فعلیت دارد؛ یک فعلیتش فعلیت آنی است همان‌جا که متحرک می‌ایستد. من که دارم کتاب را از اینجا به اینجا می‌آورم در هرجا که ایستادم یک فرد آنی تشکیل می‌شود؛ آهان اینجا ایستادم، اینکه اینجا ایستادم یعنی نه جلوتر می‌روم نه عقب‌تر می‌روم. پس این یک ارتباطی با این نقطه از خط کمّی دارد. دوباره ده سانت این‌طرف‌تر می‌روم و اینجا می‌ایستم دوباره این یک فرد «آن» را تشکیل می‌دهد یعنی همان رأس نقطه‌ای که آن نقطه فعلیت است و دیگر در آنجا استعداد نیست یعنی تلبس، تلبس خارجی است. این یک فرد فعلیت است. یک فرد هم داریم که اصلاً در یک جایی نایستد یعنی همین‌طور حرکت بکند و تا اینجا بیاید. فقط دو نقطه در اینجا فعلیت دارد یعنی یک نقطۀ شروع و یک نقطۀ اختتام. بین آن چیست؟ بین آن افراد آنیۀ ما لا یتناهیٰ وجود دارد که فعلیت به‌نحو ما لا یتناهیٰ است ولی این فعلیت‌ها همه باهم نیستند؛ یکی ازبین می‌رود و دیگری پیدا خواهد شد و مسئله‌ای هم به‌وجود‌ نمی‌آید.

    1. . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 425 و 426.
/ 260