
شرط بقای موضوع در حرکت
تحلیل فلسفی حرکت در مقوله و تفاوت آن با وجود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از قواعد بنیادین فلسفی یعنی لزوم بقای موضوع در تحقق حرکت میپردازند. بحث با بررسی دیدگاههای حکما پیرامون حرکت در مقولات آغاز میشود و با تکیه بر این اصل که در هر نوع حرکت، وجود یک موضوع ثابت که از حالتی به حالت دیگر منتقل شود ضروری است، ادامه مییابد. در ادامه، استاد با نقد برخی برداشتهای سطحی از استصحاب و تطبیق آن بر مسائل اجتماعی و سیاسی، به آسیبشناسی دخالتهای نابجا در امور خطیر میپردازند. ایشان با ذکر نمونههایی از تاریخ مشروطه و فتاوای نادرست، بر اهمیت خلوص نیت و پرهیز از خودمحوری تأکید میکنند. در نهایت، با بازگشت به بحث فلسفی، تفاوت حرکت در مقوله با حرکت در وجود تشریح شده و این نکته تبیین میشود که چرا نمیتوان احکام حرکت در مقوله را بدون در نظر گرفتن مبانی دقیق، به حرکت در وجود تعمیم داد.
شرط بقای موضوع در حرکت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از قواعد بنیادین فلسفی یعنی لزوم بقای موضوع در تحقق حرکت میپردازند. بحث با بررسی دیدگاههای حکما پیرامون حرکت در مقولات آغاز میشود و با تکیه بر این اصل که در هر نوع حرکت، وجود یک موضوع ثابت که از حالتی به حالت دیگر منتقل شود ضروری است، ادامه مییابد. در ادامه، استاد با نقد برخی برداشتهای سطحی از استصحاب و تطبیق آن بر مسائل اجتماعی و سیاسی، به آسیبشناسی دخالتهای نابجا در امور خطیر میپردازند. ایشان با ذکر نمونههایی از تاریخ مشروطه و فتاوای نادرست، بر اهمیت خلوص نیت و پرهیز از خودمحوری تأکید میکنند. در نهایت، با بازگشت به بحث فلسفی، تفاوت حرکت در مقوله با حرکت در وجود تشریح شده و این نکته تبیین میشود که چرا نمیتوان احکام حرکت در مقوله را بدون در نظر گرفتن مبانی دقیق، به حرکت در وجود تعمیم داد.
شرط بقای موضوع در حرکت
6لذا بحث این قضیه خیلى مسئلۀ مهمی است که چطور امام علیهالسّلام میفرماید که «خود را در معرض فتوا قرار مده!» خب آقاى بیچارۀ فلک زده! تو نمیدانی که با فتوا دادن مسئولیت شرعى مردم بر گردن تو میآید! تو ده کیلو روی دوش خودت بگذار آرتروز میگیری بیچاره! تو ده کیلو نمىتوانى حمل کنی! با هفتاد سال سن نمیتوانی یک هندوانه روی دوشت بگذارى، چطور شما میآیی مسئولیت دین و دنیا و آخرت مردم را بهعهده میگیری؟! قضیه چه مىشود آقا؟ خدا انسان را به خودش واگذار نکند ها والاّ آدم به اینجا مىرسد!
این دعا را همیشه بخوانید مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ میفرمودند و پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم هم هر روز [میخواندند]: «اللهم! لا تَکِلنى إلى نَفسى طَرفَةَ عَینٍ أبدًا فى الدّنیا و الآخِرَة»؛1 ما را به خودمان نینداز که خودمان تصمیم گیرندۀ کار خودمان باشیم و نسبت به خودمان فکر و صلاح قرار بدهیم!
علىٰکلّحال باید در حرکت موضوع واحد باشد به همین دلیل در مقولۀ حرکت انجام میشود و اشکالاتى را که نقل شده است و مشاء پاسخ دادند، مرحوم آخوند آن پاسخها را تأیید میکند و نسبت به زمان چنانکه در جلسات قبل عرض شد قضیۀ حرکت را مرحوم آخوند اصلاح میکنند. نه ظهور عام و عامیات در خارج است و نه توالى عامیات و تشابه آنها است و نه مسئلۀ وجودِ امر لا یتناهى و بین الحاصلین است. این اشکالاتی بود که نسبت به حرکت در مقوله این مسائل را مطرح کردند.
تشخصِ حرکت درقبال زمان و مکان
مرحوم آخوند فرمودند که ما یک واحد و یک تشخص بیشتر نداریم و آن تشخصِ حرکت درقبال زمان و مکان است چه در مقولۀ متیٰ و چه در مقولۀ أین. متحرک هم در اینجا ثابت است پس یک متحرک از اینجا حرکت میکند و در اینجا میآید. خود کتاب ثابت است و تغییری نکرده و همان است؛ وزن و جلد و خصوصیات همان است و با این حرکت مطالب و خطهای آن یکىیکى از داخل صفحات درنمیآید و برود! نه! این خطها همینطور در صفحات هست فقط مسئلهای که اتفاق افتاده یک امر واحد شخصى در اینجا انجام شده و آن امر واحد شخصى سیال است مشکلى هم پیش نمیآید. یک نفر بیاید بگوید که خب آقاجان خار را در چشم دیگران میبینی تیر را در چشم خود نمیبینی؟! خب شما همین حرف را راجع به وجود بزن! شما که مىگویید که در وجود محال است بلکه این حرکت اشتداد و ضعف فقط در مقولات است و اشکالات را از حرکت در مقوله دفع فرمودید، خب همین حرف را در وجود بزن! شما وجود را یک امر واحد سیال فرض مىکنید که این وجود درقبال یک حرکت مکانى یا یک حرکت زمانى این اجزاء این وجود با اجزاء آن زمان منطبق میشود. خب چه مشکلى در اینجا پیش میآید؟
- . الإقبال، ص 81 و 160؛ المصباح، کفعمى، ص 604؛ حیات جاوید، ص 58.
