
بررسی تشکیک در ماهیت و بطلان آن
تحلیل دیدگاه مشائین و اشراقیون در مراتب وجودی ماهیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون «تشکیک در ماهیت» میپردازند. بحث اصلی حول محور ادلهای است که فیلسوفان مشاء برای اثبات عدم امکان تشکیک در ماهیت اقامه کردهاند. در این مسیر، استاد با بررسی استدلالهای اشراقیون مبنی بر لزوم وجود مراتب مختلف (ضعیف، متوسط و شدید) برای یک ماهیت مشککه، به چالشهای منطقیِ حملِ هوهویت در این مراتب اشاره میکنند. در ادامه، پاسخهای مرحوم مرحوم آخوند به این ادله و نقد علامه طباطبایی بر این پاسخها مورد تحلیل قرار میگیرد. این جلسه با تبیین تفاوت میان وحدت عددیه و وحدت نوعیه، به این نتیجه میرسد که چگونه ذهن میتواند برای مراتب مختلف یک حقیقت، ماهیتهای متعددی را در نظر بگیرد تا از محذورات منطقیِ حملِ یک مفهوم واحد بر مراتب متفاوت پرهیز شود.
بررسی تشکیک در ماهیت و بطلان آن
13بله همۀ اینها یک مابهالاِشتراک دارند. دیگر آن مابهالاِشتراک خیلى مبهم است. شما مىتوانید یک سیاهى را در ذهن تصور کنید که آن سیاهى جامع بین هر سه مرتبه است؛ مرتبۀ شدید و مرتبۀ متوسط و مرتبۀ ضعیف که آن خیلى مبهم است که چطور ما آن سیاهى را از لابهلاى این مراتب مختلفه بیرون کشیدیم و اسم آن سیاهی را «سواد یا سیاهی» گذاشتیم. چون آنچه که ما در خارج مىبینیم مرتبه مىبینیم و آن سیاهى مبهم را نمىبینیم بلکه مرتبهاى از آن را مىبینیم. اگر به این مرتبه بتوان سیاه گفت ـ خاکسترى نگفت ـ این مرتبه را ما مىبینیم و به این مىگوییم: سیاه. آن پارچهاى که در زیرش هست، به اینهم سیاه میگوییم. بین این [وسیله] و بین این [پارچۀ زیرش] تفاوت است ولی به هر دوى اینها ما سیاه میگوییم، بهخاطر چه؟ بهخاطر آن مسئلۀ مبهمى که در ذهن هست، آن امر مبهم جامع بین مراتب مختلفۀ سواد هست.
و هو الإبهامُ بِالقیاسِ ... آن ابهام به قیاس به تمام نفس الحقیقه به همۀ ذاتیات حقیقت یک نوع و نفسش برمىگردد یعنى آن ابهام به تمام نفس آن حقیقت برمىگردد یعنى ابهام تمام را شامل مىشود و آن طبیعت حقیقت ناقصه را هم شامل مىشود. [جدای] آن ابهامى که ناشى مىشود یا غیر از آن ابهامى که ناشى مىشود از اختلاف در افراد بهحسب هویتشان.
چگونه افراد بهحسب هویات خودشان مختلف هستند؟! چگونه افراد مختلف از هر نژاد و صنف و از هر شکل با اختلافشان در تحت یک طبیعت واحده هستند؟! آن طبیعت واحده «مبهمه» مىشود. همینطور در ذهن براى مراتب مختلف این حقیقت هم یک طبیعت واحده وجود دارد که آن مبهم ذهنى نسبت به مراتب مختلفه است منتها در خارج ابهام خارجى هست، در ذهن ابهام ذهنی مىشود. در خارج این ابهامى که آمده است از یک طبیعت مبهمهاى ناشى مىشود که افراد مختلفة الصنف و مختلفة الشّکل و الأشکال و مختلفة العوارض و زوائد خارجیه را داخل مىشود ولى در اینجا این ابهام به خود ماهیت برمىگردد چون ماهیات مختلف هستند یک ماهیت مبهم جامع بین همۀ اینها است.
