اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضابطه اختلاف تشکیکی در فلسفه

بررسی دیدگاه مشائین و رواقیون در مراتب هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق «ضابطه اختلاف تشکیکی» و تفاوت دیدگاه‌های فلسفی در این زمینه می‌پردازند. بحث با طرح چهار مقام اصلی آغاز می‌شود که در آن‌ها میان مکتب مشائین و رواقیون اختلاف‌نظر وجود دارد. استاد ضمن بررسی ماهیت تشکیک در ذات و ذاتیات، به تحلیل تفاوت‌های موجود در مراتب کمال و نقص، شدت و ضعف، و همچنین تفاوت‌های کمی و کیفی در موجودات می‌پردازد. در این مسیر، ایشان با نقد برخی برداشت‌های سطحی از مفهوم «وجود» و «وجوب»، بر ضرورت تفکیک میان «مفهوم وجود» و «هویت خارجی» تأکید می‌کنند. در نهایت، این جلسه با هدف روشن‌سازی مبانی فلسفی در باب چگونگی صدق مفاهیم بر مراتب مختلف هستی و رفع شبهات رایج در این حوزه، نقشه راهی برای درک صحیح روابط علّی و مراتب طولی عالم ارائه می‌دهد.

ضابطه اختلاف تشکیکی در فلسفه

8
  • آیا وقتى که مى‌گوییم: هستی‌ خورشید هست، هست آن بزرگ‌تر می‌شود یا خورشید بزرگ‌تر است؟ خورشید بزرگ‌تر است، نه آن «هست»! «هست» بزرگ‌تر نیست! «هست» مفهومى است که آن مفهوم اختلاف و شدت برنمى‌دارد. مرحوم آخوند در اینجا بین مراتب اختلاف تشکیک در مفهوم وجود و بین نفس آن وجود خارجى، این مسئله را توضیح داده است. لذا این مطلبى است که ما خیلى اشتباه مى‌کنیم و در خود مسائل دیگر هم این مسائل اشتباه می‌آید که چطور گاهى از اوقات یک مفهوم واحد ... .

  • بنده یادم هست در مشهد بودم مجلسى بود که مجلس علماى مشهد هم بود شخصى منبری بود که البته شنیدم که اینجا هم می‌آید و حرف می‌زند و چیزهایی می‌گوید! سواد ندارد، آدم بى‌سوادى است! این شخص در آنجا کنار ما نشسته بود و با یک حدت و شدت و عرق و حمیت متناسب با همان اشخاص و تخیلات! می‌گفت که این چه مطلبی است که فلاسفه می‌گویند! می‌گویند که خدا هست و این کبریت ـ در جلوی او بود ـ هم هست! آخر مگر می‌شود که ما هم به خدا بگوییم: «هست» و هم کبریت! به او گفتم که چرا نمی‌شود؟ ما می‌گوییم تا ببینیم می‌شود یا نمی‌شود! گفت که نمی‌شود آقا نمی‌شود! گفتم که آقا ما کردیم و شد! شما الآن به این کبریت می‌گویید: «هست» یا «نیست»؟! جواب من را بدهید! گفت: «نیست»، گفتم: «نیست» یعنی چه؟ یعنی دیگر نیست، در دستان شما هم نیست! آیا این کبریت در دست شما هست یا نه؟ تو که الآن این را به من نشان می‌دهی! لذا هست دیگر! آنچه را که از این «هست» به خود کبریت نگاه نکن که کوچک است! اگر آن کبریت را نسبت به هیکل خود شما درنظر بگیریم شاید میان انگشت‌های شما گم شود، نسبت به هیکل خودتان نگاه نکنید، نسبت به بودنش نگاه کنید، آیا شما در کنار من نشسته‌اید یا نه؟ گفت: بله! گفتم که آیا کبریت در دست شما هست یا نه؟ گفت: بله! گفتم که بین بودن شما در کنار من و بودن کبریت در دست شما، چه فرقی است؟! گفت: هیچ! گفتم که همین کبریت را نسبت به خدا درنظر بگیر! همان نسبتى که بین کبریت و بین شما هست همان نسبت بین کبریت و بارى تعالى هست! هیچ تفاوتى ندارد!