
تبیین جایگاه توحید افعالی در سیره انبیاء
نقد مدعیان دروغین و ضرورت خروج از خودپرستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با محوریت تبیین توحید افعالی، به نقد رفتارهای مدعیان دروغین معنویت و رسالت میپردازند. بحث با تحلیل اختلاف مبانی اشراقیین و مشائین در کیفیت اصناف جوهر آغاز شده و بهسرعت به یک آسیبشناسی اخلاقی و عرفانی در سیره انبیاء و اولیاء الهی پیوند میخورد. ایشان با تأکید بر اینکه شرط نخست تبلیغ و رسالت، خروج از «خدای درون» و نفسانیات است، رفتارهای متناقض و دنیاطلبانه در عرصههای اجتماعی و سیاسی را ناشی از عدم تحقق این حقیقت میدانند. در نهایت، با ذکر خاطراتی از سیره بزرگان، تفاوت میان احساس تکلیف شرعیِ حقیقی با توجیههای نفسانی را تبیین کرده و بر ضرورت تسلیم محض در برابر مشیت الهی، فارغ از نتایج ظاهریِ دنیوی، تأکید میورزند. این جلسه راهنمایی است برای تشخیص سره از ناسره در مسیر بندگی و شناخت تفاوت میان ادعاهای پوشالی و حقیقتِ توحید.
تبیین جایگاه توحید افعالی در سیره انبیاء
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با محوریت تبیین توحید افعالی، به نقد رفتارهای مدعیان دروغین معنویت و رسالت میپردازند. بحث با تحلیل اختلاف مبانی اشراقیین و مشائین در کیفیت اصناف جوهر آغاز شده و بهسرعت به یک آسیبشناسی اخلاقی و عرفانی در سیره انبیاء و اولیاء الهی پیوند میخورد. ایشان با تأکید بر اینکه شرط نخست تبلیغ و رسالت، خروج از «خدای درون» و نفسانیات است، رفتارهای متناقض و دنیاطلبانه در عرصههای اجتماعی و سیاسی را ناشی از عدم تحقق این حقیقت میدانند. در نهایت، با ذکر خاطراتی از سیره بزرگان، تفاوت میان احساس تکلیف شرعیِ حقیقی با توجیههای نفسانی را تبیین کرده و بر ضرورت تسلیم محض در برابر مشیت الهی، فارغ از نتایج ظاهریِ دنیوی، تأکید میورزند. این جلسه راهنمایی است برای تشخیص سره از ناسره در مسیر بندگی و شناخت تفاوت میان ادعاهای پوشالی و حقیقتِ توحید.
تبیین جایگاه توحید افعالی در سیره انبیاء
11خب امروز بحثمان خیلی عمیق شده بود دیدم چون خیلی مشکل بوده به خارج آن اکتفا کنیم. إنشاءالله اگر خدا بخواهد اگر خدا بخواهد تا آخر هفته دیگر وعده وفا بشود. ظاهراً که اینطور بهنظر میرسد.
خیلی عجیب است چطور انسان در کوران یک قضایایی که پیش میآید [خودش را نشان میدهد]! تا وقتی برای ما پیش نیامده در حجرۀ فیضیه کنار هم نشستهایم و گوش میدهیم و میخندیم و مطلب را ادراک نمیکنیم وقتی که برای خود ما این قضیه اتفاق بیفتد، حالا انحاء آن مختلف است تعارض نفوس وقتی که پیش میآید برای هر کسی یک طور است، آن موقع ما باید حواسمان جمع باشد که چه باید کرد! واقعاً گردش روزگار خیلی عجیب است!
خیلی وقت پیش در زمان مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ یک قضیهای بین من و یک شخصی از بستگان و اقوام پیش آمده بود و اینهم مثل همین قضیۀ مرحوم آقا با [آن افراد بود] منتها برای ما به شکل دیگر بود. طرف گفته بود که اگر دست من برسد و بخواهم، فلانی را بر سرِ دار میکنم و خواهید دید! بعضی از افراد میگفتند که آقا این چه حرفی است که میزنی! در یک وضعیت و موقعیتی افتاده بود که امر میکرد و نهی میکرد و خیلیها گوش میدادند! وقتی شخصی به من جریان را گفت، هرهر خندیدم! من اینقدر آن روز خندهام گرفته بود انگار یک موش و گربۀ عبید زاکانی را خواندم! خندهام هم از این حالوهوا بود که انسان [به کجا میرسد] حالا او در ذهن خودش [میگفت که] من چه کسی هستم! یک چیزهایی هم از قدرت و نفوذ او نقل میکردند! کار این بیچاره به جایی رسید که زمین را چنگ میزد! چه بر سرش آمد! بعد هم قضیۀ او، ما را مرده شدیم، شد! طرف را از اداره بیرون کردند گفتند که چه شد؟ گفت که ما را بیرون رفتیم! او هم ما را مرده شدیم شد!
