
ماهیت و جایگاه آن در شناخت اشیاء
تحلیل تفاوت سؤال از ماهیت با سؤال از وجود خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «ماهیت» و جایگاه آن در مباحث فلسفی میپردازند. بحث با بررسی تعریف ماهیت به عنوان پاسخ به پرسش «ما هو» آغاز میشود و این نکته کلیدی مورد تأکید قرار میگیرد که در سؤال از ماهیت، سائل همواره به دنبال شناخت حدود، ذاتیات، خواص و آثار یک شیء است، نه اثبات وجود خارجی آن. استاد با تفکیک میان «سؤال از ماهیت» و «سؤال از وجود»، توضیح میدهند که حتی در مواردی که شیء در خارج موجود نیست، ذهن انسان با فرض وجود، به دنبال کشف خصوصیات و ممیزات آن است. در ادامه، این مسئله بررسی میشود که چگونه ماهیت با وجودِ متشخص پیوند میخورد و چرا در پرسشهای معرفتی، وجودِ شیء همواره در مرتبهای متأخر از شناخت ماهیت قرار دارد. این جلسه با هدف رفع ابهام از تداخل مفاهیم وجود و ماهیت در ذهن پرسشگر ارائه شده است.
ماهیت و جایگاه آن در شناخت اشیاء
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «ماهیت» و جایگاه آن در مباحث فلسفی میپردازند. بحث با بررسی تعریف ماهیت به عنوان پاسخ به پرسش «ما هو» آغاز میشود و این نکته کلیدی مورد تأکید قرار میگیرد که در سؤال از ماهیت، سائل همواره به دنبال شناخت حدود، ذاتیات، خواص و آثار یک شیء است، نه اثبات وجود خارجی آن. استاد با تفکیک میان «سؤال از ماهیت» و «سؤال از وجود»، توضیح میدهند که حتی در مواردی که شیء در خارج موجود نیست، ذهن انسان با فرض وجود، به دنبال کشف خصوصیات و ممیزات آن است. در ادامه، این مسئله بررسی میشود که چگونه ماهیت با وجودِ متشخص پیوند میخورد و چرا در پرسشهای معرفتی، وجودِ شیء همواره در مرتبهای متأخر از شناخت ماهیت قرار دارد. این جلسه با هدف رفع ابهام از تداخل مفاهیم وجود و ماهیت در ذهن پرسشگر ارائه شده است.
ماهیت و جایگاه آن در شناخت اشیاء
10تلمیذ: فرق بین التفات و عدم التفات است نه ماهیت و وجود.
استاد: نه.
تلمیذ: چون به آن وجود مخفی التفات ندارد و بعد ملتفت میشود.
استاد: عرض بنده در اینجا این است که سائل اصلاً کاری به وجود ندارد حتی در شیئی که معدوم هم هست، وجود متوقَّع آن مورد نظر است یعنی در آن کُنه ذات و خفاء ذاتی، آن وجود متأخر مورد نظر هست ولی اصلاً به آن کاری ندارد. میگوید که این الآن وجود داشته باشد یا نداشته باشد من از اول باید ببینم که این عین خارجی چه خاصیتی دارد؟ بعد آنوقت سراغش میروم. حالا این موجود هست بروم بخرم یا موجود نیست صبر کنم. هیچوقت به امر عدمی ماهیت تعلق نمیگیرد یعنی هیچوقت سائل نمیآید از یک امر عدمی سؤال کند.
تلمیذ: این برهان خدشه پیدا میکند!
استاد: نه برهان نیست. میخواهم بگویم که در اینجا فرق نمیکند؛ بین این دو مطلبی را که مرحوم علامه توضیح دادند این توضیح هردو یکی است یعنی در واقع چه از ما هو سؤال بشود و چه از ما بِهِ الشَّىء هُوَ هوُ سؤال بشود هردو یکی است، این منظور من است. لذا صدرالمتألهین هم که در اینجا گفته است که پاسخی که در جواب ما بِهِ الشیءُ هُوَ هُو هست عام است نسبت به پاسخی که در جواب ما هو است، فقط به ماهیة الشیء برمیگردد و این هم به وجود و هم به ماهیت برمیگردد.
معنای «شیء» در مورد باری تعالیٰ
عرض بنده این است که هردو یکی است چون شیئی که در اینجا هست چه بیاوری و چه نیاوری در دل سائل آن شیء منطوی هست. بالأخره وقتی که سائل از ما هو سؤال میکند معنایش این است که ما هذا الشیء فی ذاتِهِ؟ این شیء در قلبش هست حالا در آنجا ما هو گفته و او هم ما بِهِ الشیءُ هُوَ هُو گفته است، فرق نمیکند. شیء در اینجا وجود خارجی نیست که بگوید که این وجود خارجی متشخص، ما هو؟ شیء یعنی همان ما بِهِ الشیء شیئاً که حتی در مورد باری تعالیٰ هم داریم: «شیءٌ لا کالأشیاء»1 که از شاءَ یَشیءُ میآید، شاءَ یَشیءُ یعنی مورد خواست و مورد توجه و مورد اشاره. الشیء را هم شیء میگویند بهخاطر اینکه مورد توجه و مورد اشاره و مورد خواست انسان است لذا در مورد خدای تعالیٰ در خطبات امیرالمؤمنین علیهالسّلام داریم: «شیءٌ لا کالأشیاء» شیء به معنای ماهیت نیست، شیء به معنای تشخص است؛ هر چیزی که قابل برای تشخص است، حالا این تشخص چه ماهیت داشته باشد مثل ممکنات و چه ماهیت نداشته باشد مثل وجود باری، دیگر در اینجا فرقی نمیکند.
- . التوحید، ج 1، ص 69.
