اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت و تفسیر آن در فلسفه اسلامی

تحلیل نسبت وجود و ماهیت در تحقق اشیاء خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «ماهیت» و جایگاه آن در فلسفه می‌پردازند. بحث با تفکیک ماهیت لابشرط و ماهیت موجود در اشیاء آغاز شده و به نقد دیدگاه‌های رایج درباره تعریف ماهیت در پاسخ به پرسش «ما هو» می‌رسد. استاد با عبور از تعابیر ظاهری، به تحلیل این نکته می‌پردازند که چگونه وجود، قوام‌بخشِ ماهیت است و ماهیت به‌تنهایی فاقد قدرت تحقق خارجی است. در ادامه، با استفاده از مثال‌های ملموس و استناد به مبانی اصالت وجود، چگونگی تنزل حقیقت وجود به مراتب مختلف و قابلیت آن برای پذیرش صور گوناگون تبیین می‌شود. این جلسه با هدف رفع ابهامات موجود در درک رابطه میان وجود و ماهیت و تبیین وحدت وجود در قالب مشاهدات و استدلال‌های فلسفی، به بررسی دقیق این مسئله حیاتی می‌پردازد تا مخاطب بتواند جایگاه صحیح ماهیت را در نظام هستی دریابد.

ماهیت و تفسیر آن در فلسفه اسلامی

4
  • پس در این تفسیر این جوابی که از ما بِهِ الشیءُ هُوَ هُو آورده می‌شود به دو صورت می‌تواند باشد؛ فرض کنید یک وقت می‌گویم که فلانی کیست؟ شما ممکن است بگویید که فلانی پسر فلانی است، این یک نحو پاسخ است. یک موقع ممکن است بگویید که فلانی دارای این اسم و رسم است، این‌هم یک نحو پاسخ است. فرض کنید که ممکن است بگویید که فلانی دارای یک هم‌چنین علم و مقام و مرتبه‌ای هست، یک موقع ممکن است در پاسخ بگویید که فلانی دارای یک هم‌چنین مرتبه‌ای از تقوا است، ممکن است هزار پاسخ درمقابل این سؤال قرار بدهید! «فلانی کیست» عام است ولی وقتی می‌گویم فلانی فرزند کیست؟ دیگر نمی‌توانید بگویید که فلانی خیلی تقوا دارد، اینکه تقوا دارد به اینجا ربطی ندارد! نمی‌توانید بگویید که فلانی خیلی علم دارد، چون می‌گوید که مگر من از علم او سؤال کردم؟! می‌گویم که فرزند کیست! مگر گوش تو نمی‌شنود؟! این فرزند را که می‌گویم تمام جواب‌ها را کنار زد و فقط در اینجا یک جواب می‌تواند قرار بگیرد، [اینکه بگویید که] فرضاً پسر فلانی است.

  • یک موقع سؤال می‌کنم که ما هو فی ذاته؛ ذات او چیست؟ در اینجا فرضِ وجود شده است و امر موجودی را می‌بینم یا اصلاً فرض وجود هم نشده و به وجود کاری ندارم بلکه به ذات کار دارم و نسبت به وجود و عدم نظرم علی‌السویٰ است. می‌گویم که فلان دارو چه خاصیتی دارد؟ حالا اصلاً فلان دارو در کارخانه یا کمپانی تولید شده یا نه، به من ارتباطی ندارد. می‌گویند که خاصیتش این است که سردرد را برطرف می‌کند استامینوفن سردرد را خوب می‌کند ولی دیگر فشارخون را پایین نمی‌آورد و داروی فشارخون چیز دیگری است. حالا می‌گویم که استامینوفن هست یا نیست؟ در این شهر پیدا می‌شود یا نه؟ آن یک مطلب دیگر است. در اینجا به ماهیت و ذاتیت خود شیء کار داریم، این یک مطلب است.