اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت و تفسیر آن در فلسفه اسلامی

تحلیل نسبت وجود و ماهیت در تحقق اشیاء خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «ماهیت» و جایگاه آن در فلسفه می‌پردازند. بحث با تفکیک ماهیت لابشرط و ماهیت موجود در اشیاء آغاز شده و به نقد دیدگاه‌های رایج درباره تعریف ماهیت در پاسخ به پرسش «ما هو» می‌رسد. استاد با عبور از تعابیر ظاهری، به تحلیل این نکته می‌پردازند که چگونه وجود، قوام‌بخشِ ماهیت است و ماهیت به‌تنهایی فاقد قدرت تحقق خارجی است. در ادامه، با استفاده از مثال‌های ملموس و استناد به مبانی اصالت وجود، چگونگی تنزل حقیقت وجود به مراتب مختلف و قابلیت آن برای پذیرش صور گوناگون تبیین می‌شود. این جلسه با هدف رفع ابهامات موجود در درک رابطه میان وجود و ماهیت و تبیین وحدت وجود در قالب مشاهدات و استدلال‌های فلسفی، به بررسی دقیق این مسئله حیاتی می‌پردازد تا مخاطب بتواند جایگاه صحیح ماهیت را در نظام هستی دریابد.

ماهیت و تفسیر آن در فلسفه اسلامی

6
  • پس روی این قضیه این سؤال ما بِهِ الشیءُ هُوَ هُو که شده، یک سؤالی است که می‌تواند دو جواب داشته باشد؛ هم کسی که می‌خواهد از وجود شیء سؤال کند با این سؤال می‌تواند این کار را انجام دهد و هم کسی که می‌خواهد از ماهیت شیء سؤال کند با این سؤال می‌تواند حرف خود را بزند. پاسخی که داده می‌شود برحسب درخواست سائل است و سائل هرطوری بخواهد ما هم همان‌طوری جواب می‌دهیم مانند قاضی که در دادگاه نشسته است و می‌بیند که آن ـ البته نه‌اینکه مربوط به اینجا باشد، مربوط به سایر جاها است! ـ سائلی که آمده چطوری است؟ چه وضعی دارد؟ پول دارد یا نه؟ خلاصه می‌گوید که هرطور بخواهی ما قلم را می‌چرخانیم! آن‌قدر می‌دهی این‌طوری می‌کنیم و این‌قدر می‌دهی آن‌طوری می‌کنیم و هیچ چیزی هم ندهی آن‌قدر تو را می‌دوانم که اگر شش‌تا کفش آهنی بپوشی ازبین برود و به کار خودت هم نرسی! او هم می‌گوید که خیلی خوب جانم حلال و مسئله را فیصله می‌دهد و تمام می‌کند! آدم باید همیشه راه راحت را برود که قضیه زود تمام بشود!

  • حالا ما هم نگاه به سائل می‌کنیم اگر ماهیت می‌خواهد جواب ماهیت می‌دهیم، ما بِهِ الشیءُ هُوَ هُو؛ آن چیزی که شیء به‌واسطۀ آن شیئیت پیدا کرده است یعنی حضور پیدا کرده است چیست؟ می‌گوییم که حیوانیت و فصلیت آن است که به‌واسطۀ آن آمده است و اگر این نبود، وجودِ تنها که کاری انجام نمی‌د‌هد وجود منبسط و اطلاقی که کاری انجام نمی‌دهد! ماهیت است که وجود اطلاقی را حد می‌زند و برای آن مرز قرار می‌دهد تا شما نگاه کنید، اگر ماهیت نداشته باشد شما دائماً نگاه کنید، وجود که قابل رویت نیست! وجود اطلاقی و منبسط و بالصرافه که قابل رویت و دیدن نیست!

  • پس اینکه شما آن را قابل رؤیت می‌بینید به‌خاطر ماهیت است و ماهیت این‌طور کرده است و اگر ماهیت را از او بگیریم دیگر نه پلاستیک است، نه سنگ است، نه گچ است، نه آهن است، نه ید است، نه سدیم است، نه منیزیم است و نه مس است، نه ماده است و نه مجرد است، هیچ‌چیز دیگری نیست. حالا مجرد در بحث مجرد [بررسی می‌شود] چون وجود اطلاقی و بالصرافه مجرد است. اصلاً ماده بودنش را ازدست می‌دهد و خود ماده بودنش دارای ماهیت است و چون ماهیت دارد ماده است. اگر این ماهیت را از این ماده و شیء بگیرید چه چیزی می‌تواند باعث بشود که این قابل لمس و قابل حس باشد؟! در اینجا چیزی نداریم بنابراین می‌گویید که حیوان ناطق؛ حیوانیت و ناطقیت باعث شده که این جناب فخرُ الحکماء و الأفاضل را مشاهده می‌کنید!